ققنوس «ایران آینده »
Open in Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
267
Subscribers
-224 hours
-37 days
+1630 days
Posts Archive
کوروش احمدی در مناظره با روحالامین سعیدی استاد دانشگاه امام صادق:
نگرانی اصلی من درمورد ادامه جنگ این است: اگر به اقتصاد فرجه ندهیم، با مشکل حاد فرا نسلی مواجه میشویم، الان سرانه مصرف گوشت در ایران پنج شش کیلو است و در ترکیه ۲۷ کیلو
این بچه ها و نوجوان های که الان دارند بزرگ میشوند دچار مشکلات ذهنی و جسمی می شوند.
📚 کتابها و منابع رایگان دربارهٔ جنگ شهری
جنگ شهری فقط درگیری در خیابانها و ساختمانها نیست؛ این نوع جنگ میتواند زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد و بیمارستانها، شبکهٔ آب و برق، ارتباطات و دسترسی مردم به غذا و خدمات درمانی را مختل کند.
برای آشنایی علمی با ابعاد جنگ شهری، تاریخ جنگها، حقوق بینالمللی بشردوستانه و حفاظت از غیرنظامیان، چند منبع معتبر و رایگان معرفی میشود:
🔹 ۱. حقوق بینالمللی بشردوستانه: آشنایی با قواعد جنگ و حقوق غیرنظامیان.
🔹 ۲. خدمات شهری در درگیریهای طولانی: بررسی اهمیت آب، برق و خدمات ضروری در مناطق جنگزده.
🔹 ۳. خشونت شهری و پاسخ بشردوستانه: شناخت پیامدهای درگیری و نقش سازمانهای امدادی.
🔹 ۴. مردم و جنگ: بررسی دیدگاه مردم کشورهای مختلف دربارهٔ جنگ و محدودیتهای انسانی آن.
📥 آرشیو رسمی PDFهای فارسی کمیتهٔ بینالمللی صلیب سرخ:
https://www.icrc.org/en/document/discover-icrc-farsi
این منابع برای مطالعهٔ شخصی، آموزش عمومی و افزایش آگاهی دربارهٔ پیامدهای جنگ و راههای حفاظت از جان انسانها مفیدند.
آگاهی پیش از بحران، میتواند به تصمیمگیری بهتر در زمان بحران کمک کند.
#جنگ_شهری
#آمادگی_در_بحران
#حقوق_بشردوستانه
#حفاظت_از_غیرنظامیان
#کانال_ققنوس
علم با نمیدانم شروع میشود و به دانایی پیش میرود...
و همواره شعارش نمیدانم است...
خرافات با میدانم شروع میشود!
و به نادانی پیش میرود و همواره شعارش میدانم است....
✍ #برتولت_برشت
این امید است که آینده ما را می سازد
✍ مرضیه حاجی هاشمی
اعدامی دیگر واقع شد، در حالی که اینبار فقط مسأله «نه به اعدام» یا ظالمانه دانستن حکم اعدام نیست. «علیرضا سپاهی» اعدام شد، درحالی که پیمان عقد دائمش را به صورت غیابی و وکالتی یک روز پیش از آن با نامزد در بندش «مهشاد» بسته بود. اهمیت این ماجرا، زمانی آشکار میشود که از سطح یک تراژدی شخصی به سویه های فراتر برویم. سوی دو انسانی که در برابر مرگ ایستادهاند و سوی جامعهای که شاهد این ایستادن و سپس حسرت آخرین دیدار آنها است.
ازدواج اساساً پیمانی درباره آینده و زندگی مشترک است؛ نه تحمل رنج دوری؛ اما مهشاد در شرایطی به روی آینده «بله» می گوید که میداند ممکن است تنها چند ساعت بعد، پیش از آنکه آینده مشترکش با شوهرش آغاز شود، او برای همیشه برود. در ظاهر و مطابق واقعیت تلخ موجود این «بله» به یک رخت عزاست نه لباس عروسی؛ اما انسان همیشه مطابق واقعیت ها بله نمی گوید؛ بلکه با عشق و به امید تغییر آن واقعیت ها؛ ولو به گونه ای معجزه آساست که تصمیماتی شگرف می گیرد.
اینجاست که عظمت تصمیم مهشاد آشکار میشود. او اجازه نداد محاسبه واقعیت، معنای انتخابش را تعیین کند. منطق محاسبه میگفت، وقتی فردا او وجود ندارد، ازدواج چه معنایی دارد؟ مهشاد نشان داد اتفاقا چون ممکن است فردا نباشد، امروز باید پیوند خود را ثبت کنیم. این تصمیم را میتوان در سطح شخصی، تصمیمی از سر عشق دانست و اینکه شاید زندانبانان دیندار! حالا دیگر اجازه ملاقات زن و شوهر رسمی را صادر کنند، عروس و دامادی برای چند ساعت و آخرین دیدار شب اعدام.
اما در سطح اجتماعی، معنایی فراتر پیدا میکند. کنش مهشاد و علیرضا، واجد معنایی سیاسی و نمادین است. او در شرایطی که قدرت سیاسی مرگ را به آینده زندگی تحمیل کرده بود، آیندهای را انتخاب کرد که ظاهراً دیگر وجود نداشت. قدرت میتواند زمان مرگ یک انسان را تعیین کند؛ اما نمیتواند الزاماً معنایی را که او در آخرین ساعات زندگی خود به حیات میدهد، تعیین کند. از این منظر، عقد مهشاد و علیرضا نوعی بازپسگیری عاملیت است.
آنها نمیتوانستند حکم را تغییر دهند؛ اما میتوانستند تصمیم بگیرند آخرین ساعات زندگی علیرضا فقط «شب پیش از اعدام» نباشد. آن شب، شب ازدواجشان نیز بود. مرگ قرار بود آخرین واقعه زندگی باشد که توسط قدرت سیاسی تحمیل شده بود؛ ولی آنها تلاش کردند عشق را به آخرین واقعهای تبدیل کنند که خودشان انتخاب کردهاند.
سوی دیگر تراژدی، جامعه است. جامعه ایران فقط شاهد اعدام یک انسان نبود. شاهد مجموعهای از آخرین تلاشهای انسانی بود، تلاش برای جلوگیری از اعدام، تلاش برای ثبت عشق و سپس تلاش برای آخرین دیدار، دیداری که حسرتی ابدی شد و تا ابد در تاریخ عشاق این سرزمین ماندگار. علیرضا سرانجام اعدام شد، بیآنکه بتواند همسر تازهعقدشدهاش را برای آخرین بار ببیند.
اینجا اتفاقی مهم در سطح جامعهشناختی رخ میدهد. جامعه فقط با «مرگ» مواجه نمیشود، با بیثمر ماندن آخرین کنشهای انسانی در برابر مرگ مواجه میشود. وقتی جامعه میبیند دو انسان در آخرین ساعات زندگی میکوشند عشق خود را ثبت کنند و سپس حتی امکان یک دیدار کوتاه و وداع نیز فراهم نمیشود، مسئله از سطح حقوقی به سطح اخلاقی و عاطفی منتقل میشود. جامعه فقط نمی پرسد «چرا او اعدام شد؟». می پرسد چرا حتی آخرین دیدار ممکن نشد؟ چه کسی با این دیدار آسیب می دید؟
این پرسش برای وجدان جمعی بسیار سنگین است؛ زیرا آخرین دیدار یکی از قدیمیترین و انسانیترین آیینهای مواجهه با مرگ است. انسانها حتی در برابر دشمن خود، حتی در برابر محکوم و زندانی، برای وداع، خداحافظی و آخرین دیدار معنا قائلاند. وقتی این امکان نیز از انسان گرفته میشود، جامعه آن را نه به عنوان یک ضرورت امنیتی (چون علیرضا در محبس و مرگ برایش محتوم بود) بلکه به عنوان امتناع از اعطای یک حداقل انسانی تجربه میکند.
و اینجاست که سوگ میتواند به خشم تبدیل شود. حتی اگر شرایط دادرسی و محاکمه نیز عادلانه بود، جامعه این رنج مضاعف در شب اعدام را برنمی تافت؛ چرا که انسان می تواند برای مرگ یک نفر گریه میکند؛ اما وقتی احساس کند بخشی از رنج او قابل اجتناب بوده است، از خود میپرسد: «چرا؟» و این «چرا» منشأ خشم است. حال چه رسد به وقتی که جامعه در بهتِ بی ثمر ماندن تلاش هایش نیز باشد، تلاش هایی در «نه به اعدام» و جلوگیری از اعدامی دیگر که عادلانه نمی داند.
این داستان فقط داستان یک اعدام نیست. داستان لحظهای است که عشق خصوصی به حافظه عمومی، سوگ به خشم، وترس به امید تبدیل میشود و پشاید درنهایت، مسئله همین باشد، قدرت میتواند مرگ را تحمیل کند؛ اما انسان، حتی درآستانه مرگ، هنوزمیتواند معنای آخرین لحظه زندگی خود را انتخاب کند و این امید است که آینده ما را می سازد.
مانکور اولسون، اقتصاددان برجسته
“کلید پیشرفت اقتصادی، نظمِ صلحآمیز و مسالمتجو در جامعه است. “
تاکنون وقتی از لزوم مسالمتجویی و نظم صلحآمیز و همزیستی ادیان و باورهای گوناگون سخن رفته است، بیشتر از باب فضیلت چنین نظمی بوده است و نیز از باب کاهش خشونتی که میتواند گریبان باورمندان گوناگون را بگیرد.
اما برخی از اندیشمندان و اقتصاددانان برجسته غربی در آثار خود به تاثیر غیرقابل انکار نظمِ صلحآمیز بر پیشرفت اقتصادی نیز اشاره کردهاند.
به عنوان نمونه، «مانکور اولسون» اقتصاددان برجسته در یکی از آثار خود به صراحت و با چنین قاطعیتی مینویسد: هیچ جامعهای نخواهد توانست به نحوی رضایتبخش به حیات اجتماعی خود ادامه دهد، اگر از نظمی صلحآمیز، به عنوان یکی از کالاهای عمومی ضروری برای چنین حیاتی، بینصیب باشد.
به باور اولسون آشوب و خشونتی که همزاد آن است نمیتوانند «گزینهای عقلانی» برای جامعه باشند و قربانیان خشونت هر گونه انگیزه برای تولید را از دست خواهند داد.
او در توضیح بیشتر میگوید: در غیاب نظمی صلحآمیز، تولیدی هم در کار نخواهد بود و اگر هم باشد در سطحی پایین و محدود خواهد بود. پس آشکارا، سود و بهره بیکرانی در عرضه آرامش داخلی و کالاهای عمومی اولیه از این نوع، نهفته است. چنین سودی میتواند به نحوی تقسیم شود که هر کسی را در جامعه از شرایط بهتری برخوردار سازد.
نظر شما پیرامون سخن این اندیشمند و اقتصاددان برجسته چیست؟ آیا میتوانیم مدعی شویم بخشی از شرایط نامطلوب اقتصادی، ریشه در تمامیتخواهی مذهبی جمهوری اسلامی دارد؟
۱۹ تیر ۱۳۸۳ · دیدار با مسئولان استان همدان
سید علی خامنهای — «من البته افتخار نمیکنم که اینجا پایتخت ماد یا پایتخت تابستانی هخامنشیها بوده.» خامنهای در ادامه گفت اروپاییها اصرار داشتند هخامنشیان را برجسته کنند و کوروش و داریوش را در ابتدای تاریخ قرار دهند.
فروردین ۱۳۷۸ · سخنرانی در مشهد
سید علی خامنهای — «حالا یک نفر هم پیدا میشود که از سر اشتباه و ندانمکاری، به جای مرقد امام رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و مراسم معنوی، تخت جمشید را زنده میکند.»
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ · دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی
سید علی خامنهای — «ایرانِ آن روز هم غرق در جاهلیّت بود، امپراتوری رومِ آن روز هم غرق در جاهلیت بود؛ اسلام و بعثت پیامبر برای مقابلهی با همهی این جاهلیت پدید آمد.»
دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷
امام خمینی — «ملیگرایی اساس انحطاط مسلمین است»
آبان ۱۳۹۵ · پس از تجمع در آرامگاه کوروش
حسین نوری همدانی — «طرفداران کوروش ضدانقلاباند»
در توهم نفت ۲۰۰ دلاری و دریافت عوارض ۷۰ میلیارد دلاری، تنگه هرمز را بستند؛ نه عوارضی محقق شد، نه جلوی انتقال نفت گرفته شد و نه نفت ۲۰۰ دلار شد!
ملت ماندند و دلار ۲۷۰ هزار تومانی، محاصره دریایی و فروپاشی اقتصادی!
مملکتی که ۴ دهـه جنس تصمیماتش همین بوده، نیازی به دشمن خارجی دارد؟
_محمد پارسی_
نشستن فکرکردند نقشه کشیدند چطوری تحریم ها رو دور بزنند! گفتن بیاید یک بندر تو ایران بدیم به افغانستان ازونجا به اسم افغانستان کالا وارد کنیم!
پراتون بریزه
کسب مقام نخست مصرف تریاک در میان تمام کشورهای دنیا رو بهتون تبریک میگم
شهرهای اروپا (به جز بالکان، ترکیه و روسیه) با بیشترین درصد جمعیت مسلمان:
۱. بیرمنگام (بریتانیا): ۳۰٪
۲. مارسی (فرانسه): ۲۸٪
۳. بروکسل (بلژیک): ۲۷٪
۴. مالمو (سوئد): ۲۲-۲۵٪
۵. روتردام (هلند): ۲۳٪
۶. آنتورپ (بلژیک): ۲۲٪
۷. آمستردام (هلند): ۱۷٪
۸. لندن (بریتانیا): ۱۵٪
۹. پاریس (فرانسه): ۱۳٪
۱۰. کلن (آلمان): ۱۳٪
۱۱. وین (اتریش): ۱۳٪
۱۲. برلین (آلمان): ۱۱٪
تریتا پارسی: بعید میدانم جنگ سوم از جنس جنگ اول و دوم آمریکا باشد که به بنبست خورد
اگر چینیها درک میکردند که دور سوم آنقدر بزرگ است که آنها نمیتوانند خودشان را از تبعات آن دور کنند، ممکن است وارد عمل میشدند تا جلوی آن را بگیرند
کشته شدن خلبان سعودی در حملات حوثی ها به فرودگاه خالد ریاض
🔸طبق اعلام رسمی سعودی ایرلاین، خالد علی الکلتامی، خلبان هواپیمای شرکت هواپیمایی سعودیه، در تاریخ 8 اکتبر در جریان حمله به فرودگاه بینالمللی پادشاه خالد در ریاض کشته شد.
🔸یک فروند ایرباس A321Ceo در جریان حملات دقیق حوثی ها با موشک های بالستیک منهدم شد و باعث شد تقریبا تمامی ایرلاین ها پرواز های خود را در هفته جاری معلق کنند. لوفتهانزا، ایرایندیا، فلایدوبی و قطر ایرلاینز از جمله شرکت هایی بودند که پرواز های خود را در پی این حادثه لغو کردند.
،، امام المتقین ،،:
الله جل جلاله
گفتند چهل شب حیاط خانه ات را آب وجارو کن، شب چهلمین حضرت خضرخواهد آمد ،
چهل سال خانه ام را رُفتم و روبیدم ،خضر نیامد، زیرا فراموش کرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم
گفتند چله نشینی کن ، چهل شب خودت باش و خدا و خلوت شب ، شب چهلمین بر بام آسمان خواهی رفت و...
من چهل سال از چله بزرگ زمستان تا چله کوچک تابستان را چله نشستم ، اما هرگز بلندی را بوی نبردم ، زیرا از یاد برده بودم که خود را به چهل ستون دنیا زنجیر کرده ام..
گفتند دلت پرنیان جنت است ، خدا عشق را در آن پیچیده است ، پرنیان دلت را باز کن تا بوی بهشت در زمین پراکنده شود ، چنین کردم و بوی نفرت عالم را گرفت ، و تازه دانستم بی آنکه بدانم شیطان از دلم چهل تکه ای برای خودش دوخته است ...
به اینجا که میرسم نا امید میشوم ، آنقدر که میخواهم تمام سرازیری جهنم را یکریز بدوَم .
اما فرشته ای دستم را میگیرد و میگوید هنوز فرصت هست ، به آسمان نگاه کن ،
خدا چلچراغی از آسمان آویخته که هر چراغش دلی است ، دلت را روشن کن تا چلچراغ خدا را بیفروزی ...فرشته شمعی بمن میدهد و میرود،
راستی امشب به آسمان نگاه کن ، ببین ، چقدر دل در چلچراغ خدا روشن است.
دلتان پر از نور الهی و نور ولایت ای دوستان
حاجت دلتان روا ، قلبتان آرام وجودتان سلامت ، خانه دلتان روشن
جمهوری آذربایجان به معلمان محجبه یک هفته فرصت داده که یا کشف حجاب کنند و یا استعفا دهند!
