ققنوس «ایران آینده »
Open in Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
269
Subscribers
-124 hours
-47 days
+1630 days
Posts Archive
در ویدئوی منتشر شده از سخنان یک روحانی در قم، او رهبری جدید را به امام زمان تشبیه میکند و میگوید او در غیبت صغری به سر میبرد؛ غیبتی که به گفته او ناگهانی رخ داده و برخلاف باور شیعیان درباره غیبت صغری امام دوازدهم، امکان ارتباط با سیدمجتبی خامنهای از طریق نایب وجود ندارد چون امکان شناسایی او وجود دارد.
#کانال_ققنوس «ایران آینده»
بده بستان انتخاباتی در دقیقه ۹۰
نتانیاهو متخصص برنده شدن در انتخابات با اهرم جنگ آوری است و اینبار تاریخ انتخابات آمریکا، مانع او شد
حمایت قاطع ترامپ از او تنها یک هفته قبل از انتخابات اسرائیل جایزه صبوری اش در هماهنگی با انتخابات آمریکا بود
بسیار بعید است که انتخابات هفته آینده در اسرائیل برنده قطعی داشته باشد؛ بن بست سیاسی و ائتلافهای رنگارنگ، زمان لازم برای جنگ افروزی نتانیاهو اینبار با هماهنگی زمانی با ترامپ را برایش براحتی فراهم خواهد ساخت و این همان چیزی است که بدنبالش است
نتانیاهو با عطش جنگ افروزی،
ترامپ با عطش پیروزی،
و ایران با عطش مقاومت؛
هیچکس جلودار این مثلث نیست؛
جنگ قطعی است.
کرنومترهای خود را روشن کنید!/#حامد_پاک_طینت
#کانال_ققنوس «ایران آینده »
جرات ادامه دادن؛
جرات زندگی در حقیقت
✍حمید آقایی
سعید مدنی، جامعه شناس و کنشگر برجسته ایران در جایی میگوید: «آنچه یک کنشگر را سرپا نگه میدارد، امید به پیروزی نیست، بلکه جرات ادامه دادن است.»
این سخن در شرایط امروز ایران معنای ویژهای پیدا میکند. هنگامی که جامعه با سرکوب، کشتار، بحران اقتصادی و تهدید جنگ رو به روست و چشم انداز روشنی برای تغییر وجود ندارد، نمیتوان پایداری اجتماعی را صرفاً بر امید به پیروزی نزدیک بنا کرد.
اما جرات ادامه دادن را هم نباید فقط به معنای ادامه اعتراض یا ایستادگی آشکار در برابر حکومت دانست. این جرات، در سطحی بنیادی تر، به معنای حفظ توانایی زندگی کردن، افزایش تاب آوری، اندیشیدن و داوری کردن مستقل در شرایطی است که نیروهای گوناگون میکوشند اراده و ادراک ما را تحت تاثیر قرار دهند.
واقعیت این است که امروز زندگی در حقیقت اصلا آسان نیست. جمهوری اسلامی میکوشد با تبلیغات و سانسور، روایت مطلوب خود را به جامعه تحمیل کند؛ اما این تنها منبع تولید روایتهای جهت دار نیست.
قدرتهای جهانی، جریانهای سیاسی و رسانههای وابسته به آنها نیز میکوشند رویدادها را در چارچوب منافع و اهداف خود بازنمایی کنند. هر یک میتوانند جهانی ذهنی بسازند که در آن، برخی واقعیتها برجسته، برخی پنهان و برخی امکانهای دیگر اساساً نامرئی میشوند.
در چنین وضعیتی، جرات زندگی در حقیقت یعنی فقط از یک دروغ به دروغی دیگر پناه نبردن؛ یعنی جرات پرسیدن، حتی هنگامی که پاسخهای آماده و اطمینان بخش در دسترساند.
یعنی از خود بپرسیم: چه چیزی را واقعاً میدانیم؟ چه چیزی صرفاً تحلیل یا پیش بینی است؟ چه کسی این روایت را می سازد و چه منافعی ممکن است در آن داشته باشد؟ آیا چون یک ادعا با خواستهها و خشم ما سازگار است، آن را پذیرفته ایم؟ و آیا حاضریم اگر شواهد تازهای پیدا شد، در داوری خود تجدید نظر کنیم؟
این پرسشگری به معنای شک کردن به همهچیز یا ناتوانی در تشخیص حقیقت نیست. برعکس، تلاشی است برای آنکه قدرت داوری خود را به هیچ حکومت، رسانه یا جریان سیاسی واگذار نکنیم و برای شناخت و تحلیل شرایط فقط به یک جریان خاص رسانه ای اکتفا ننماییم.
گاهی جرات در این است که در برابر قدرت بایستیم؛ گاهی در این است که در برابر روایت محبوب خودمان و حتی آنچه که دلمان می خواهد اتفاق بیفتد مقاومت کنیم و آن را به پرسش بگیریم.
از این منظر، زندگی در حقیقت خود نوعی کنش سیاسی و اجتماعی است؛ حتی هنگامی که هنوز امکان کنش مشخص سیاسی و فعالیت جمعی مؤثر فراهم نیست.
حفظ استقلال فکری، خودداری از بازتولید نفرت و دروغ، دفاع از حق پرسشگری و نپذیرفتن اینکه جنگ یا حذف یک رهبر به خودی خود جامعه را نجات خواهد داد، همگی شکلهایی از مقاومت در برابر تبدیل شدن به موضوع اراده دیگران اند.
در شرایط امروز ایران، اهمیت این جرات بیش از هر زمان دیگری است.
جامعه ای که در انتظار پیروزی نزدیک یا نجات از بیرون، توانایی اندیشیدن و عمل کردن را از دست بدهد، ممکن است حتی پس از تغییرات بزرگ سیاسی نیز همچنان در موقعیت انفعال باقی بماند. اما جامعه ای که بتواند در دل بحران، استقلال داوری، اعتماد متقابل و پیوندهای اجتماعی خود را حفظ کند، هنوز ظرفیت ساختن آینده را از دست نداده است.
البته زندگی در حقیقت تضمینکننده پیروزی نیست؛ همانطور که جرات ادامه دادن نیز وعده نمیدهد که تلاشهای ما به زودی به نتیجه برسند. اهمیت آن در این است که اجازه نمیدهیم فقدان چشمانداز روشن، توانایی زیستن در حقیقت و اندیشیدن مستقل و ساختن متکی بر توان خود را در ما نابود کند، مانع از آن می شویم که اخلاقیات ساده و جهان شمول، حقوق اولیه انسانی و حس همدردی و همدلی را فراموش کنیم
و در نهایت، جرات ادامه دادن یعنی همین: نه اینکه مطمئن باشیم پیروز خواهیم شد، بلکه نگذاریم ترس، ناامیدی یا روایتهایی که دیگران برایمان ساختهاند، امکان اندیشیدن و تعیین سرنوشت خود را از ما بگیرند و اراده به کشف و دانستن حقیقت را در ما نابود کند.
#کانال_ققنوس
اعتراض در فرانسه؛
آنچه در مدیریت بحرانهای اجتماعی میگذرد
✍فریبا نظری
یک ماهی از اعتراضات عمومی در فرانسه میگذرد؛ اعتراضاتی که با حضور دانشآموزان در خیابان و تجمع آنان با مطالبهی افزایش کیفیت آموزش آغاز شد و بهمرور گروههای دیگری را هم به خیابانها آورد.
اینکه نوع اعتراضات فرانسویها در هفتههای گذشته از جنس خیزش، شورش، مطالبات صنفی یا جنبش بوده، مراد یادداشت من نیست؛ بلکه قصد دارم به بازخوانی استانداردهای ساختار حاکمیتی فرانسه در رویارویی با اعتراضات خیابانی بپردازم و نشان دهم حتی در اوج ناآرامیها، چه اقداماتی به عنوان خط قرمز حقوقی و شهروندی شناخته شده و رخ نمیدهد:
۱- حفظ زیرساختهای ارتباطی؛
عدم قطع سراسری یا منطقهای اینترنت و شبکههای اجتماعی، به عنوان یک حق اولیه شهروندی و زیست دیجیتال.
۲- پایداری ارتباطات مخابراتی؛
عدم مسدودسازی شبکه ارتباطات تلفنی، پیامک و تلفنهای ثابت در مناطق بحرانی.
۳- تفکیک ابزارهای کنترل اجتماع؛
عدم استفاده از سلاحهای گرم و جنگی، رویارویی پلیس صرفاً مبتنی بر ابزارهای کنترل تجمع (مانند گاز اشکآور، ماشین آبپاش، گلوله پلاستیکی و باتون) تعریف شده است؛ با هدف جلوگیری از تجمع، تخریب و گسترش خشونت.
۴- مصونیت کادر درمان و مراکز پزشکی؛
عدم مداخله یا اعمال فشار بر بیمارستانها و کادر درمان برای تحویل اطلاعات یا هویت معترضان مصدوم.
۵- آزادی و امنیت فعالیت رسانهای؛
عدم ممانعت از حضور، پوشش خبری و فعالیت آزادانه خبرنگاران داخلی و رسانههای بینالمللی در صحنه اعتراضات.
۶- پرهیز از امنیتیسازی مطالبات مدنی؛
نپرداختن به برچسبزنیهای امنیتی یا متهم کردن معترضان صنفی و دانشآموزی به وابستگی به بیگانگان.
۷- استقلال و امنیت نهاد وکالت؛
عدم بازداشت یا اعمال فشار بر وکلای دادگستری و فعالانی که پیگیر وضعیت حقوقی بازداشتشدگان هستند.
۸- مصونیت حقوقی در حوزه آموزش و اشتغال؛
پرهیز از صدور احکام اداری مانند اخراج، تعلیق یا محرومیتهای دائمی آموزشی و شغلی برای دانشآموزان، دانشجویان و معلمان صرفاً به دلیل شرکت در اعتراضات.
۹- پیشبینی انجام دادرسی در چارچوب قوانین عام؛
بررسی پروندهی بازداشتشدگان در دادگاههای علنی، با حضور وکیل انتخابی و بر اساس آئین دادرسی کیفری استاندارد؛ براساس تجربههای اعتراضات پیشین در فرانسه مانند جلیقه زردها یا بازنشستگان.
گرچه پلیس فرانسه نیز بارها در جریان اعتراضاتی چون «جلیقهزردها» یا «اصلاحات قانون بازنشستگی» به خشونت مفرط متهم شده و نقد جدی فعالان حقوق بشر را برانگیخته است، اما بررسیها نشان میدهد که حاکمیت فرانسه در عمل، خواهان شنیدن صدای معترضان است و خود را ملزم به رعایت چارچوبهای سختگیرانه حقوق شهروندی و پاسخگویی در برابر قوانین موضوعه میداند؛ مرزهایی که حتی در بحرانیترین شرایط خیابانی نیز از آن عبور نمیکند.
یادآوری میشود اقدامات فهرست شده تا زمان نوشتن این یادداشت با بررسی اخبار و اطلاعات مختلف گردآوری شده است و ممکن است با افزایش اعتراضات خیابانی، ساختار حکمرانی فرانسه در برابر آزمون سخت تداوم حقوق شهروندی و چشمان تیزبین افکار عمومی خود و کشورهای دیگر جهان قرار گیرد و به اقدامات متفاوتی دست بزند.
#کانال_ققنوس
فوری
توییت وزیر جنگ آمریکا پس از سفر ناگهانی خود به اسرائیل: بهترینهای کشورمان در مأموریتی تاریخی در خاورمیانه حضور دارند، خداوند یار و نگهدارشان باشد
#کانال_ققنوس
رسانههای پاکستانی مدعی شدن عاصم منیر برای ابلاغ آخرین هشدار کتبی آمریکا به مقامات ایران، به تهران سفر کرده!
العربی الجدید: پیشنهاد جدید قطر و پاکستان برای توافق میان ایران و آمریکا
روزنامه «العربی الجدید» به نقل از منابع مطلع گزارش داد قطر و پاکستان پیشنهاد تازهای برای سازش میان ایران و آمریکا ارائه کردهاند که هدف آن جلوگیری از بازگشت تنشها و فراهم کردن زمینه ازسرگیری مذاکرات میان دو طرف است
به گفته این منابع، پیشنهادی که فرمانده ارتش پاکستان امروز به مقامهای ایرانی منتقل کرده، مورد تأیید آمریکا قرار دارد و پیشتر نیز با موافقت ایران روبهرو شده است
این پیشنهاد شامل پاسخ به بخشی از مطالبه ایران برای بازگرداندن داراییهای مسدودشده این کشور است
بر اساس این گزارش، میانجیها پیشنهاد پرداخت ۶ میلیارد دلار سود مربوط به داراییهای مسدودشده ایران در بانکهای قطر را مطرح کردهاند؛ اقدامی که به گفته منابع مطلع، با واکنش مثبت دو طرف مواجه شده است
#کانال_ققنوس
۳۱ قربانی در یک ماه؛ زنگ خطر افزایش خشونتهای خانوادگی در ایران
در مهرماه امسال، هشت پرونده قتل خانوادگی در شهرهای مختلف ایران، جان ۳۱ نفر را گرفت. تازهترین حادثه در شهرک غرب تهران با چهار قربانی، بار دیگر ابعاد نگرانکننده خشونتهای خانوادگی را آشکار کرد. حضور کودکان در میان قربانیان، بر عمق فاجعه افزوده است.
فشارهای اقتصادی و معیشتی، فرسودگی روانی، اختلافات حلنشده و تنشهای خانوادگی از جمله عواملی هستند که میتوانند در تشدید بحرانهای خانوادگی نقش داشته باشند؛ مسائلی که بررسی دقیق آنها برای شناخت ریشههای این حوادث اهمیت دارد.
تکرار چنین جنایتهایی در فاصلهای کوتاه، ضرورت توجه جدیتر به پیشگیری از خشونت خانگی، حمایت از افراد در معرض خطر و تقویت سازوکارهای شناسایی و مداخله پیش از وقوع فاجعه را برجسته میکند.
#کانال_ققنوس
علی قلهکی تلویحا از شکست سفرِ لاوروف به تهران خبر داد
♦️عاصم منیر و محسن نقوی هم در راه ایران هستند.
#کانال_ققنوس
چند نکته درباره تحرکات دیپلماتیکی که شتاب گرفته است
✍مصطفی نجفی
۱. انتقال پیامها میان تهران و واشنگتن از کانالهای مختلف شتاب گرفته است.
ورود روسیه به پرونده مذاکرات ایران و آمریکا که به احتمال زیاد به درخواست ترامپ و برخی کشورهای عربی بوده، از جهات مختلف حائز اهمیت است، اما نباید آن را لزوماً تعیینکننده دانست.
۲. به نظر میرسد لاوروف با دو ابتکار احتمالی برای گرهگشایی از وضعیت کنونی به تهران آمده باشد؛ یکی در حوزه پرونده هستهای و دیگری درباره تنگه هرمز و ترتیبات امنیتی خلیج فارس.
در پرونده هستهای، احتمالاً روسیه درصدد است با ارائه تضمینها یا ایجاد اطمینان خاطر برای تهران، زمینه انعطاف احتمالی در برخی موضوعات، بهویژه مسئله اورانیوم، را در مراحل اولیه مذاکرات فراهم کند. البته باید دید این ابتکارات تا چه اندازه با ملاحظات و خطوط قرمز ایران سازگار است.
۳. یکی از اهداف مهم سفرهای منطقهای لاوروف، احتمالاً ارائه چارچوبی برای کاهش نگرانیهای متقابل و مدیریت تنشها در خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. پیشنهاد او برای تجمیع طرحهای ایران، روسیه و چین درباره امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز در قالبی مشترک را میتوان در همین راستا ارزیابی کرد.
۴. سفر عاصم منیر به تهران، بلافاصله پس از سفر لاوروف، یک تحول تصادفی نیست. این احتمال وجود دارد که او، علاوه بر انتقال پیام واشنگتن به تهران، مأموریت داشته باشد ارزیابی و مواضع جدید مقامات ایرانی پس از رایزنی با طرف روسی را نیز دریافت و به آمریکا منتقل کند. پیام واشنگتن نیز ممکن است ترکیبی از انتظارات ترامپ، تلاش برای پیشبرد مذاکرات و در عین حال تهدید یا ضربالاجل جدید باشد. از این منظر، سفر عاصم منیر میتواند حلقه اتصال دو مسیر دیپلماتیک اخیر باشد.
۵. مجموعه این تحرکات ممکن است در بخشهایی از فضای سیاسی کشور، خوشبینیهای تازهای درباره امکان گشایش دیپلماتیک ایجاد کرده باشد. بااینحال، فارغ از محتوای مذاکرات و میزان پیشرفت تبادل پیامها، تجربههای گذشته ضرورت احتیاط را یادآوری میکند.
بنابراین، ضمن استفاده از فرصتهای دیپلماتیک برای کاهش تنش، باید آمادگی آمریکا و اسرائیل برای ماجراجویی نظامی سوم را مبنا قرار داد. هیچ گشایش احتمالی نباید به غفلت راهبردی منجر شود.
#کانال_ققنوس
پلی طلایی برای عقبنشینی ترامپ
✍محمدابراهیم انصاری لاری، معاون وزیر کشور دولت خاتمی
برخی از تحلیلگران بهدرستی بر این باورند که ترامپ در پرونده ایران بر سر دوراهی ایستاده است، یا آبرویش برود یا به زور نظامی متوسل شود.
به این ترتیب، از آنجا که ترامپ بیش از هر چیز نگران آبروی خویش است، بعید نیست گزینه نظامی را برگزیند
این تحلیل را باید جدی گرفت. ترامپ سیاست را در ترازوی برد و باخت شخصی میسنجد. برای او بازنده به نظر رسیدن در نگاه دیگران بسیار بدتر از آن است که پیش خود بازنده باشد.
بخشی از تریبونهای رسمی و رسانههای تندرو ما گویی وظیفه خود میدانند هر روز ترامپ را تحقیر کنند، پیروزی اعلام کنند و او را شکستخورده و درمانده نشان دهند.
این کار شاید در داخل شوری بیافریند و مخاطبانی را راضی کند، اما در محاسبه راهبردی معنایی جز این ندارد که به همان انگیزهای سوخت میرسانیم که باید بهجد از آن حذر کرد.
هر بار که ترامپ را بیآبروتر از گذشته جلوه میدهیم، او را یک گام به سوی گزینهای میرانیم که به گمان خودش آبرویش را بازمیگرداند.
این کار بیشتر به یک حماسهسرایی رسانهای می ماند که هزینهاش را نه گویندگان ناپخته و گزافهگویش، بلکه مردم و کشور میپردازند.
... بیآبرویی ترامپ برای ما ارزشی ندارد، آبروی نمایشی او هم برای ما زیانی ندارد. اما ایران و ایرانیان برای ما همه چیز است. اگر بیآبرویی او مساوی ویرانی ایران است، عقل حکم میکند کاری کنیم، هر چند شگفت، که او ناچار به بیآبرویی بیشتر نیفتد و در عوض ایران و ایرانیان به سلامت بمانند.
افتخار در تحقیر دشمن نیست، در نگه داشتن کشور از آتش است. امروز بزرگترین پیروزی آن است که نگذاریم جنگی آغاز شود، حتی اگر دیگری خود را پیروز بداند.
متن کامل
#کانال_ققنوس
مسکو تا کجا میتواند میانجی باشد؟
بهکارگیری روسیه برای مدیریت تنش میان ایران و آمریکا، علاوه بر فرصتهای دیپلماتیک، با ملاحظات و محدودیتهایی همراه است؛ از تفاوت دیدگاه تهران و مسکو درباره ترتیبات امنیتی خلیج فارس گرفته تا اختلافنظرها بر سر حلوفصل پرونده هستهای.
دکتر محمود شوری، معاون موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، درباره ابعاد سفر سرگئی لاوروف به تهران تاکید میکند که روسیه تاکنون بهطور رسمی تمایلی به میانجیگری اعلام نکرده است؛ ورود قدرتهای بزرگ به این حوزه پیامدهای خاص خود را دارد و همسوییهای منطقهای دوجانبه برای پذیرش این نقش کافی نیست.
درباره طرح امنیت جمعی خلیج فارس، با وجود هدف مشترک کاهش تنش، اختلافنظرهایی میان دو کشور وجود دارد؛ از جمله نگاه روسیه به جداسازی پرونده فلسطین از این ترتیبات و تاکید مسکو و چین بر باز بودن آبراههای بینالمللی مانند تنگه هرمز که با راهبرد ایران لزوماً همخوان نیست.
در پرونده هستهای نیز، اگرچه مسکو با رویکرد زور مخالف است و میتواند نقش تسهیلکنندهای در چارچوب بازگشت به برجام یا پیشنهادهای مربوط به اورانیوم ۶۰ درصد داشته باشد، اما رویکرد آمریکا در پی حذف توانمندیهای ایران است.
شوری یادآور میشود سابقه روسیه در همراهی با غرب در قطعنامههای ضدایرانی و فاصله میان خواستههای تهران، اهداف واشنگتن و طرحهای مسکو نشان میدهد که تا رفع این شکافها، نمیتوان به نتیجهگیی مشخص از مشارکت روسیه در پرونده هستهای خوشبین بود.
در حال حاضر نیز نگاه روسیه به پرونده هستهای ایران همچنان بر ضرورت بازگشت به برجام متمرکز است.
افزون بر این، مسکو برای حل مساله اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد ایران پیشنهادهایی مطرح کرده و ولادیمیر پوتین نیز شخصا در این زمینه نقشآفرینی کرده است.
روسیه آمادگی خود را برای کمک به حل این مساله اعلام کرده و میتواند در این چارچوب نقش تسهیلکننده داشته باشد. با این حال، همچنان میان خواستههای ایران، اهداف آمریکا و پیشنهادهای روسیه فاصله قابلتوجهی وجود دارد. تا زمانی که این شکافها برطرف نشوند، نمیتوان نسبت به دستیابی به نتیجهای مشخص از طریق مشارکت روسیه در حلوفصل پرونده هستهای ایران خوشبین بود.
متن کامل
#کانال_ققنوس
چرا اروپاییان به خیابانها آمدند؟
واکاوی ریشههای اقتصادی و اجتماعی اعتراضات در اروپا
اعتراضات اخیر در اروپا بازتاب نارضایتی عمومی از افزایش هزینههای زندگی، مسکن گران، دستمزدهای پایین و افت کیفیت خدمات عمومی است.
از بحران مالی ۲۰۰۸ به این سو، رشد اقتصادی ضعیف، کندی بهرهوری و افزایش بدهی عمومی، تامین مالی دولتهای رفاه را دشوار کرده است.
بر اساس آمارهای یورواستات، قیمت مواد غذایی در اتحادیه اروپا طی پنج سال اخیر ۳۴ درصد افزایش یافته و قدرت خرید خانوارها را بهشدت کاهش داده است.
چالش اصلی اروپا عدمتناسب میان تعهدات دولت رفاه و ظرفیت واقعی اقتصاد است؛ بهگونهای که بدون رشد اقتصادی و افزایش بهرهوری، حمایتهای دولتی منابع لازم برای سرمایهگذاری مولد را محدود میکنند.
در این میان، مشکلاتی مانند بدهی بالا و کسری بودجه در فرانسه، فشار مهاجرت بر زیرساختها و تنشهای ژئوپلیتیک این بحران را تشدید کرده و به تخریب اماکن عمومی و درگیری در برخی کشورها انجامیده است.
این ناآرامیها نشاندهنده شکاف عمیق میان انتظارات شهروندان و توان اقتصاد اروپا است و بدون اصلاحات ساختاری و تقویت سرمایهگذاری، خطر قطبیشدن سیاسی و ت تکرار نارضایتیها پابرجا خواهد ماند.
... اعتراضات اخیر را باید نشانه شکاف میان تعهدات دولتها، انتظارات شهروندان و توان واقعی اقتصاد برای تامین رفاه دانست.
از سال ۲۰۰۸ به این سو، بحرانهای پیدرپی و ضعفهای ساختاری مانع از آن شدهاند که بسیاری از اقتصادهای اروپایی به رشد پرشتاب و فراگیر دست یابند.
دولت رفاه از یکسو توانسته است از شهروندان در برابر شوکهای اقتصادی محافظت کند، اما از سوی دیگر، در صورت تامین مالی نامناسب و نبود اصلاحات، ممکن است فشار بر بودجه را افزایش دهد.
بدون تقویت بهرهوری و سرمایهگذاری، اصلاح سیاستهای عمومی و بازسازی اعتماد سیاسی، حتی مهار بحرانهای مالی کوتاهمدت نیز برای جلوگیری از موجهای تازه نارضایتی اجتماعی کافی نخواهد بود.
متن کامل
#کانال_ققنوس
شهرهای خلاق یونسکو در ایران؛
از رؤیای توسعه پایدار تا واقعیت بحرانزده
✍فریبا نظری
«شبکه شهرهای خلاق یونسکو در سال ۲۰۰۴ و برای ترویج همکاری میان شهرهایی به راه افتاد که از فرهنگ و خلاقیت به عنوان عاملی راهبردی برای پیشرفت پایدار شهری استفاده کرده بودند.
۳۰۰ شهری که این شبکه را تشکیل دادهاند، برای رسیدن به هدف مشترکی با هم کار میکنند؛ قرار دادن خلاقیت و صنایع فرهنگی در قلب برنامههای توسعهشان در سطح محلی و همکاری فعال بینالمللی» (unesco.ir)
این شبکه، هفت حوزه خلاق را پوشش میدهد: صنایع دستی و هنرهای بومی، هنرهای رسانهای، فیلم، طراحی، خوراکشناسی، ادبیات و موسیقی.
از ایران نیز طی سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰، پنج شهر بهعنوان شهر خلاق به این شبکه جهانی پیوستهاند:
۱- رشت؛ نخستین شهر خلاق ایران در خوراکشناسی (۱۳۹۴ / ۲۰۱۵)
۲- اصفهان؛ نخستین شهر خلاق ایران در صنایع دستی و هنرهای بومی (۱۳۹۴ / ۲۰۱۵)
۳- بندرعباس؛ شهر خلاق صنایع دستی و هنرهای بومی (۱۳۹۸ / ۲۰۱۹)
۴- سنندج؛ شهر خلاق موسیقی (۱۳۹۸ / ۲۰۱۹)
۵- کرمانشاه؛ شهر خلاق خوراکشناسی (۱۴۰۰ / ۲۰۲۱)
اما پیوستن این شهرها به شبکه یونسکو، همزمان شد با یکی از پرچالشترین برهههای تاریخ معاصر ایران؛ شرایطی متأثر از انواع بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی—بهویژه از سال ۱۳۹۶ بدین سو که با لغو برجام و افزایش تحریمهای بینالمللی، بحرانهای اقتصادی و فساد سیستماتیک منجر به تورم، فقر و انزوای منطقهای و جهانی شده و اعتراضات داخلی و وضعیت تعلیق نظام اجتماعی در سالهای اخیر را به همراه داشته است.
در چنین بستری، پرسشها و ابهاماتی درباره فاصله میان «رؤیاهای بینالمللی یونسکو» و «واقعیتهای تلخ محلی» به ذهن متبادر میشود.
۱- بر اساس اهداف شبکه شهرهای خلاق یونسکو، تعهد اصلی این شهرها بر ۴ محور استوار است:
▫️تقویت خلاقیت، تولید، توزیع و بهرهمندی از محصولات و خدمات فرهنگی
▫️ترویج بیان خلاقانه بهویژه در میان اقشار آسیبپذیر از جمله زنان و جوانان
▫️افزایش دسترسی عمومی به زندگی فرهنگی
▫️تلفیق صنایع فرهنگی در برنامههای توسعه محلی
اما در عمل، چه تغییری در راستای توسعه محلی و پایدار در این پنج شهر رخ داده است؟
آیا این عناوین توانستهاند به سفره و زیست مردم راه یابند؟
آیا شبکه شهرهای خلاق که قرار بوده بستری برای همکاری «جامعه مدنی، بخش خصوصی و مدیریت شهری» باشد؛ بدین هدف رسیده است؟
۲- بر اساس رهیافت «نگاه به جلو» یونسکو، وجود این ظرفیت در پنج شهر ایران تا چه میزان به پیشرفت پایدار شهری کمک کرده است؟
وقتی انزوای اقتصادی و سیاسی، امکان مبادلات بینالمللی، توریسم خارجی و جذب سرمایهگذاری را سلب کرده، برند جهانی عملاً کارکرد توسعهای خود را از دست میدهد.
۳- ظرف یک دهه گذشته، اصفهان و رشت بهعنوان پیشگامان این مسیر در ایران، تا چه میزان به اهداف شبکه نزدیک شدهاند؟
اصفهان؛ میراثدار ارزشمندترین صنایع دستی و هنرهای بومی، با فرسایش کارگاههای سنتی، تورم کمرشکن مواد اولیه، افت شدید قدرت خرید مردم و بحرانهای زیستمحیطی روبهرو بوده است. هنرمندان و صنایعدستیکاران اصفهان بهجای توانمندشدن، زیر بار هزینههای معیشتی خرد شده و عنوان شهر خلاق برای آنها جز نمادی تشریفاتی در تابلوهای شهری حاصلی نداشته است.
رشت نیز با پتانسیل بینظیر قطب گردشگری خلاق خوراک در منطقه؛ در سایه ضعف شدید زیرساختهای شهری، عدم حمایت از کسبوکارهای محلی، کاهش قدرت خرید گردشگران داخلی و نبود دیپلماسی فعال شهری؛ نتوانست با این عنوان به یک جهش اقتصادی و توسعه پایدار شهری نزدیک شود.
۴- نکته تأملبرانگیز این است که هر پنج شهر عضو این شبکه در ایران، از نظر شاخصهای اقتصادی و بحرانهای اجتماعی در شرایط نامناسبی قرار دارند.
سنندج بهعنوان «شهر خلاق موسیقی» و کرمانشاه بهعنوان «شهر خلاق خوراکشناسی»، همزمان بستر شدیدترین بحرانهای معیشتی و اعتراضات مدنی بودهاند.
در بستری که شهروندانش با بحرانهای اولیه معیشت و تعلیق اجتماعی میجنگند؛ سخن از «توسعه مبتنی بر خلاقیت» و «ارتقای زندگی فرهنگی»، فرسنگها با واقعیت جامعه فاصله دارد.
امتیاز «شهرهای خلاق یونسکو» میتوانست پیشران توسعه پایدار، پویایی اقتصادی محلی، توانمندسازی گروههای مختلف جامعه و دیپلماسی فرهنگی فعال باشد؛ اما در بستر ساختارهای سیاسی متمرکز، اقتصاد رانتی و تورمزده، انزوای بینالمللی و بحرانهای عمیق اجتماعی، این برندهای معتبر جهانی تنها به ابزاری برای گزارشهای مدیریتی مسئولان تقلیل یافتهاند. سرمایهای کمنظیر و فرصتی طلایی که بخش مهمی از آن در یک دهه گذشته از دست رفته و متأسفانه تحت تداوم این شرایط، همچنان در حال از دست رفتن است.
#کانال_ققنوس
ناگفتههایی از شورش فرانسه
✍ محمدمنصورنژاد
این روزها در رسانهها، اخبار و تحلیل پیرامون شورش فرانسه کم نیست، تا نیاز به نوشتهای دیگر در توصیف وضعیت باشد، از این رو تلاش میگردد تا چند نکته تحلیلی در این یادداشت در کنار هم برجسته شود که کمتر مورد توجه قرار گرفتند:
۱. فرانسه در جهان به سرزمین انقلاب (۱۷۸۹) و شورشهای بی نظیر (مثلا جنبش دانشجویی و اعتصاب کارگری ۱٠ میلیونی سال ۱۹۶۸) و... شهرت دارد. پس حضور کمتر از ۱ میلیون معترض فعلی در خیابان ها، خبر غافلگیر کنندهای برای آن ملک نیست.
۲. گرچه اندیشههای انارشیستی روشنفکران (عمدتا چپ) فرانسوی، برای جنبشها آتش تهیه آماده کرده و میکنند، اما نسل جدید (آلفا و زد) خودشان در سراسر جهان آمادگی اعتراض به سبک زندگی و شیوه تدبیر نسلهای پیشین را دارند و فرانسه هم از این قاعده مستثنی نیست. از این رو شعله اولیه اتفاقات جاری، از دانش آموزان است. گاه برای نسل نو حضور در صحنه اعتراضی و هیجانی، به نوعی مفرح است، از این طریق دیده میشوند و به برخی از خواستهها نیز میرسند.
۳. ویژگی دیگر که کنترل و مدیریت جنبشهای اجتماعی هزاره سوم را دشوار میسازد ان است که، معترضان حزب واحد، بارهبر مشخص نیستند تا دولت با رهبران آنها وارد گفتوگو شود. در جنبش جاری فرانسه در کنار دانش اموزان و دانشجویان و کارگران، ضد فاشیست ها، افراد با شخصیتهای ضداجتماعی (که ذاتا رفتار مجرمانه دارند)، طرفداران حتی اسلام سیاسی یااسلامگرایان رادیکال (که عمدتا مهاجرند) و... نیز دیده میشوند، که مطالبات واحد ندارند. (برخی خودشان هم نمیدانند چه میخواهند!)
۴. مشکل فرانسه نسبت به کشورهای جهان سومی آن است که دولتش وارث مهمترین انقلاب جهان، با شعار آزادی، برابری و برادری است و ازاین رو برابر آن پیشینه، از برخورد خشن و یا کشتار معترضان، سخت پرهیز میکند. به همین دلیل نمیتوانند سریع به اعتراضات خاتمه دهند و با قطع مثلا اینترنت مردم را در بی خبری نگهدارند، اهالی رسانه را خانه نشین کنند و..
۵. فرانسه از معدود کشورهایی است که با مدل «لاییسیته» تدبیر میشود. معنای دیگر سخن آن است که دولت به شدت با نمادهای مذهبی (مثل حجاب و...) مشکل داشته و دارد. به همین جهت «مکرون» هیچ توجیه مذهبی (محاربه و..) برای مقابله با معترضان ندارد و مواضع ایدئولوژیک در این سامان جواب نمیدهد و این نکته نیز کار دولت در برخورد با معترضین را دشوار میسازد.
۶. علت جنبش فرانسه میتواند خالی از اعتراض به سیاستهای کاپیتالیستی (در سطح جهان به رهبری ترامپ) نباشد که دولتها خلاف غایات انقلابات، از جمله اهداف انقلاب فرانسه در مسایل جهانی (مداخله در امور دیگر کشورها) و داخلی (تبعیض و نابرابری و..) عمل میکنند. اما برایند این جنبشها ممکن است دولتها را به سوی سیاستهای خلاف مطالبات اقلیتها و به ویژه مهاجران مسلمان پیش ببرد! زیرا اگر تا کنون کشورهای غربی، به نیروهای فکری و به ویژه یدی افریقا و آسیا سخت نیاز داشتند، امروزه و در دوران بلوغ هوش مصنوعی، دیگر نیاز به نیروی انسانی انبوه ندارند، زیرا جدای از کارهای معمولی، حتی برخی فعالیتهای خیلی حرفهای (مثلا عمل جراحی و.) را فن اوری متکی به هوش مصنوعی و «ربات»ها انجام میدهند. در آن صورت در سیاستهای مهاجرتی فرانسه و غرب، تجدید نظر میگردد و...
۷. در نهایت، معترضان فرانسوی در پی «انقلاب» نمیتوانند باشند، و به تغییر مدیرانی رضایت میدهند؛ چون مشهورترین ایدیولژهای جهان، فعلا دو مدلاند: یکی «لیبرال دمکراسی»، که اگر از آن خسته شده باشند، به مدل «سوسیال دمکراسی» (رایج در کشورهای اسکاندیناوی) پناه میبرند، که هر دو محصول تمدن جدید بوده و خاستگاه غربی دارند و ضدیت بنیادینی هم با یکدیگر ندارند، بلکه تنها سیاستهای اجتماعی و برابری خواهانه درمدل دوم، اندکی تقویت میشود
#کانال_ققنوس
بلومبرگ به نقل از مقامهای امنیت دریایی:
ایران اخیراً استفاده از موشک بهجای پهپاد برای هدف قرار دادن کشتیها را افزایش داده است.
موشکهای هدایتشونده تمایل دارند به سمت داغترین بخشهای کشتی حرکت کنند و اغلب محمولههای انفجاری بزرگتری نسبت به پهپادها حمل میکنند.
اینکه میگم بهش فکر کن اتفاق میفته رو مولانا قشنگ تر میگه:
اندیشهات جایی رَوَد، وآنگه تو را آن جا کِشَد...
— از کجا میشه فهمید یک جنبشی زیر سر چپهاست؟
— از اینجا که در تجمعاتشون یک پرچم ملی نمیبینید.
در اعتراضات روز گذشته آخرین پیراهن مسی در بارسلونا که با آن آخرین گل خود را به ثمر رساند هم توسط معترضان فرانسوی به غنیمت گرفته شده است
یک کاربر فلسطینی (از حامیان فتح) با طعنه:
"ما فلسطین را از دست دادیم و اکنون میخواهیم پاریس را تصرف کنیم."
