نااُمیدِ اُمیدوار🌱
Open in Telegram
_مرا ببخشید اگر حرفهایم شما را به یاد کسی میاندازد.🤍 _به صرف چایی با بهارنارنج و عسل.☕ ☀️🌊 🦢🍓🍊📚🎧🧘🏻♀️🐾✨ _میشنومتون: @TalktoPartobot🧚🏻♀️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
599
Subscribers
+224 hours
-147 days
+7630 days
Posts Archive
مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی، مسلمانی
از این آیینِ بیدینان، پشیمانی، پشیمانی
مسلمانی کنون اسمیست بر عرفی و عاداتی
دریغا، کو مسلمانی؟ دریغا، کو مسلمانی؟
شب است که آدم را اندوهگین میکند٬
یا آدم است که برای اندوهگین شدن شب را انتظار میکشد؟
اینایی که عاشق بودن و پارتنرشون کشته شده رو میبینم٬ با خودم میگم کاش من میرفتم...
حداقل من چشم عاشقی نداشتم که برام اشک بریزه...
یک نفر پیش فلک ریش گرو بگذارد
بلکه دست از سر آزردن ما بردارد
چه خطایی مگر از جانب ما سر زد که
دائما درد و بلا بر سر ما می بارد؟
جای ما کوه اگر بود، فرو می پاشید
آه...درباره ی ما درد چه می پندارد؟!
شده یک دلخوشی ساده بخواهیم و فلک
داغ یک خنده به روی دلمان نگذارد؟!
بس که رنجیده شد از خاطرش ایمانش رفت
آنکه میخواست خودش را به خدا بسپارد...
شیدا صیادپور
#تیکه_کتاب📚
حس میکنم تمام آن فشنگهایی را که شلیک شدند دیدم؛ چهار گلوله بود٬ دوتا در شانه سمت چپش٬ یکی سمت راست٬ یکی هم وسط شش و تخت سینهاش...
دستفروشها میگویند یکی از پلیس ها شلیک کرد٬ اما کدام پلیس کسی نمیداند.
وقتی افتاد با صدای بلندی نعره زد:«خداااا جااااان کشته شدم.»
آخرین انار دنیا/بختیار علی
اگر شبی به مزارم رسیدی و باد وزید؛ بدان سلام من بود که گونهات را نوازش کرد؛ من رفتهام اما میان خاطراتت هنوز راه میروم...
من سالها جنگیدم تا فهمیدم
بی عشق نه گیسوان بلندم زیباست
و نه چشمان سیاهم...
فروغ فرخزاد
#تیکه_کتاب📚
جهان سنگدلتر از آن بود که کمکم کند٬ خدا هم ساکتتر از آن بود که انتظارش را میکشیدم.
آخرین انار دنیا/بختیار علی
