نااُمیدِ اُمیدوار🌱
Open in Telegram
_مرا ببخشید اگر حرفهایم شما را به یاد کسی میاندازد.🤍 _به صرف چایی با بهارنارنج و عسل.☕ ☀️🌊 🦢🍓🍊📚🎧🧘🏻♀️🐾✨ _میشنومتون: @TalktoPartobot🧚🏻♀️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
602
Subscribers
-824 hours
-197 days
+7330 days
Posts Archive
چون دوست منه حق دارم بهش چیزی بگم ولی دقیقاً چون دوست منه بقیه حق ندارن بهش چیزی بگن.
آهان بچههای تلگرام کامل در جریان نیستن:
آقا جاناتان دمپایی جویده بود گیر کرده بود تو رودش باعث انسداد روده شده بود عمل شد.خیلی خلاصه🫴🏻
ماه پیش که جاناتان برای واقعی پولامو تموم کرد.
این ماه هم روتین پوستیم تموم شده و باید با پولام خدافظی کنم.
خدایا شکرت.
بیخدا بودم و بيهوده دعا میکردم
حیف از آن خانه که بر باد بنا میکردم
عشق میخواست مرا صید کند اما من
برخلاف جهت آب شنا مىكردم
شکوه کردی که چرا با دگران میخندی
غافلی با همه تعریف تو را میکردم
جای این مردم دلمرده خودم را ای کاش
مثل یک خاطره در قلب تو جا می کردم
توی بیرحم بریدی و گذشتی از من
من نباید که تو را ساده رها می کردم
با چه رويى پس از اين، داغ صدايت بزنم
من كه يك عمر تو را عشق صدا مى كردم...
بغلم کن شاید آخرین موشک خورد به خونمون
بغلم کن اگه نا واسه گفتگو نبود
بغلم کن که با چک سرخ گونمون
بغلم کن که دنیا به کام جفتمون نبود...
#تیکه_کتاب📚
آدمها فکر میکنن برای کارهایی که دوست دارن، همیشه وقت دارن و لذت داشتههاشون رو نمیبرن؛
حتی حرفهاشون رو هم بههم نمیگن و صبر میکنن. اما من فهمیدم که ما آدمها واقعاً وقتی برای منتظر شدن و تلف کردن نداریم. اگر دنبال چیزهایی که دوست داریم نریم، چیزی جز حسرت برامون نمیمونه. تو داری میمیری و ممکنه هیچ وقت نتونم بهاندازهٔ کافی بهت بگم که چقدر ازت ممنونم. برای همین، تا وقت داریم، میخوام تا جایی که میتونم، بهت بگم ممنونم، ممنونم، ممنونم و ممنونم.
هردو در نهایت میمیرند/آدام سیلورا
اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس.
اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد...
اصلا زیباییش به همینه
مرد در پی عاشق کردن معشوقش باشه و معشوقش غرق در عشقی که بهش داده میشه.
