en
Feedback
نااُمیدِ اُمیدوار🌱

نااُمیدِ اُمیدوار🌱

Open in Telegram

_مرا ببخشید اگر حرف‌هایم شما را به یاد کسی می‌اندازد.🤍 _به صرف چایی با بهارنارنج و عسل.☕ ☀️🌊 🦢🍓🍊📚🎧🧘🏻‍♀️🐾✨ _میشنومتون: @TalktoPartobot🧚🏻‍♀️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
597
Subscribers
+124 hours
-147 days
+7430 days
Posts Archive
مهم نیست اگر انسان غرورش را برای کسی که دوست دارداز دست بدهد؛اما فاجعه است به خاطر حفظ غرور،کسی را که دوست دارد از دست بدهد...
ویلیام شکسپیر

چقدر این آهنگ بهم حس عجیبی داد:) چقدر قشنگه...

فرانسوی داره تمام و کمالمو می‌گراد و از استرس امتحانش دارم پر پر میشم ولی در عوض دوسش دارم😇✨

Ramesh-Bi-To-Man-Kasi-Nadaram-320.mp312.51 MB

خوشگل شد.✨

اون بازه زمانی که موهامو نارنجی کرده بودم واقعا خوشحال بودم و دوسش داشتم و الان که داره پودر میشه و باید کوتاهش کنم خیلی غممگینه چون بعد مدت ها موهام بلند شده بود:) ولی هرکس خربزه میخوره پای لرزشم میشینه دعا میکنم که بهم بیاد.

شايد مرا به ياد نياوری٬اما من تو را خوب می شناسم ما همسايه شما بوديم و شما همسايه ما و همه مان همسايه خدا... يادم می آيد گاهی وقت ها می رفتی و زير بال فرشته ها قايم می شدی ومن همه آسمان را دنبالت می گشتم... تو می خنديدی و من از پشت خنده پيدايت می كردم... خوب يادم هست كه آن روزها عاشق آفتاب بودی توی دستت هميشه قاچی از خورشيد بود... نور از لای انگشت های نازكت می چكيد... راه كه می رفتی ردی از روشنی روی كهكشان می ماند... يادت می آيد؟! گاهی شيطنت می كرديم و ميرفتيم و ميرفتيم سراغ شيطان... تو گلی بهشتی به سمتش پرت می كردی و او كفرش در می آمد اما زورش نمی رسيد... فقط می گفت: همين كه پايتان به زمين برسد می دانم چطور از راه به درتان كنم تو شلوغ بودی آرام و قرار نداشتی آسمان را روی سرت می گذاشتی و شب تا صبح از اين ستاره به آن ستاره می پريدی و صبح كه می شد در آغوش نور به خواب می رفتی... اما هميشه خواب زمين را می ديدی آرزويی روياهای تورا قلقلك می داد... دلت می خواست به دنيا بيايی و هميشه اين را به خدا می گفتی... و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنيا آورد... من هم همين كار را كردم... بچه های ديگر هم... ما به دنيا آمديم و همه چيز تمام شد... تو اسم مرا از ياد بردی و من اسم تو را... ما ديگر نه همسايه هم بوديم نه همسايه خدا... ما گم شديم و خدا را گم كرديم... دوست من! همبازی بهشتی ام! نمی دانی چقدر دلم برايت تنگ شده... هنوز آخرين جمله خدا توی گوشم زنگ می زند از قلب كوچك تو تا قلب من يك راه مستقيم است اگر گم شدی از اين راه بيا... بلند شو... از دلت شروع كن... شايد دوباره همديگر را پيدا كنيم...

La nuit la plus sombre a toujours une fin lumineuse...

+1
استاد ساربان دیشب Sarban.m4a4.31 MB

اگر نبودم٬ مرا در چیز هایی پیدا کنید که دوستشان داشتم...

چقدر دوسش دارم.

دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند مهر صبح‌دمان داس به دست خرمن خواب مرا می چیند...

چقدر این:🫪ایموجی جدیده بانمکه😂

نازارگم، تۆ چاوەمی...

کە ڕەشەبا ڕێی پێ گرتی٬ ببە بە شاخ کە شەماڵ هات بەپیرتەوە٬ ببە بە باخ...

بسیار دختر: بالاتر از گل بهش نگید ی وقت خانوم بدش میادی هستم.🎀✨