نااُمیدِ اُمیدوار🌱
Open in Telegram
_مرا ببخشید اگر حرفهایم شما را به یاد کسی میاندازد.🤍 _به صرف چایی با بهارنارنج و عسل.☕ ☀️🌊 🦢🍓🍊📚🎧🧘🏻♀️🐾✨ _میشنومتون: @TalktoPartobot🧚🏻♀️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
683
Subscribers
+8024 hours
+617 days
+15630 days
Posts Archive
آرزویم این است
که دلت خوش باشد
نرود لحظه ای از صورت ماهت لبخند
نشود غصه کمی نزدیکت
لحظه هایت همه زیبا و قشنگ
از خدا میخواهم که تو را سالم و
خوشبخت بدارد همه عمر...
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد...
مولانا
به شادی مردم
اعتماد مکن برف
تا میباری نعمتی
چون بنشینی به لعنتشان دچاری
چیزی در سکوت مینویسی
همهمان را گرفتار حکمت خود میکنی
ما که سفیدخوانیهای تو را خوب میشناسیم
تو چقدر سادهای
که بر همه یکسان میباری
تو چقدر سادهای
که سرنوشت بهار را روی درختها
مینویسی
که شتکها هم میخوانند
آخر ببین چه جهان بدی شد
آفتاب را
داور تو قرار دادهاند
و تو با پایی لرزان به زمین مینشینی
پیداست که میشکنی برف
تا قَدرت را بدانند
با سنگریزه و خرده شیشه فرودآ
فکر میکنم سرنوشت مرا
جایی دیدهای برف
آب شو! آب شو! موسیقی منجمد!
و بیا و ببین
رنج را تو کشیدی
به نام بهار تمام میشود...
شمس لنگرودی
و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلودهٔ زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
ساعت چهار بار نواخت
امروز روز اول دی ماه است
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت...
فروغ فرخزاد
برای کل بخش فال گرفتم
و همه مامانایی که تازه زایمان کرده بودن
و سهم خودمو تو یلدایی که بیمارستان گذشت ادا کردم و خوشحالم که یکم لبخند رو لبشون اومد:)✨
علی واقعا ی داداش ترازه😂🤌🏻
بدون اینکه بهش بگم من از اینا میخوام یا حتی خوراکی میخوام رفته بود برای خونه خرید برام خوراکی خریده چون حدس زده من با این خوشحال میشم 😭😭😭😭😭
