en
Feedback
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖴𝗇𝖽𝖾𝗋𝖶𝗈𝗋𝗅𝖽. ایتیز

‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖴𝗇𝖽𝖾𝗋𝖶𝗈𝗋𝗅𝖽. ایتیز

Open in Telegram

𝖠𝗇𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗍. ( @Mingipinkybot)

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
294
Subscribers
+224 hours
+37 days
+330 days
Posts Archive
Repost from N/a
‍ ‍‍ ‍ ‍ ‌ ‍ ‍‍ ‍ ‍ ‌‍ ‍‍ ‍ ‍    ‌ 𝖲𝖾𝖾? 𝖨 𝗍𝗈𝗅𝖽 𝗒𝗈𝗎 𝖨’𝖽 𝗀𝖾𝗍 𝗒𝗈𝗎. ‍‍

قلم رو بین دستاش میگیره و شروع به نوشتن روی برگه زیر دستش که با نور زرد کم رنگ اتاق روشن شده میکنه. نمیدونست چندمین نامه ای هست که برای معشوقش مینویسه، فقط این رو میدونست که قرار نیسن هیچوقت از این کار دست برداره حتی اگر این نامه ها هیچوقت به دست شوالیه عزیزش نرسه. قلم رو روی کاغذ کشید و شروع به نوشتن کرد: "نامه شماره بیست، شاید بیست و یک. نمیدونم دیگه شمارش نامه هایی که برات نوشتم از دستم در رفته عشق من. بعضی اوقات فکر میکنم شاید علاقه ای که من بهت دارم کورم کرده و باعث میشه رفتارت رو با خودم نبینم، همه بهم میگن اون شوالیه هیچوقت اونطور که تو نگاهش میکنی نگاهت نمیکنه، دست بردار از این علاقه یک طرفه اون مال تو نیست و قرار نیست هیچوقت برای تو بشه. اما میدونی سانا کمی برام سخته اعتراف به این موضوع اما فکر میکنم ذهن فربیکارم برای قانع کردن قلب احمقم دست به این کار میزد و فریبم میداد. باعث میشد فکرکنم توام من رو دوست داری. هربار که به واقعیت برمیگردم و میفهمم تو اصلا من رو نمیبینی قلبم درد میگیره مثل اینکه فقط باید قبول کنم سان شوالیه برای مینگی شاهزاده ساخته نشده. مجبورم قبول کنم که برای یکی دیگه بخندی قلبت برای کسی دیگه تند بزنه و من مثل یه بازنده شکست خورده از دور نگاهت کنم." اشکهاش دوباره صفحه کاهی کاغذ رو خیس کرد نامه رو لوله کرد و با روبانی قرمز بست و کنار باقی نامه های روی میز رها کرد. نامه هایی که خونده نشده رها شدند درست مثل خود پسرک.

𝖧𝖾 𝗐𝖺𝗌 𝖺 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒_𝗌𝗈𝖽𝖺 𝗄𝗂𝗇𝖽𝖺 𝖻𝗈𝗒.
+4
𝖧𝖾 𝗐𝖺𝗌 𝖺 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒_𝗌𝗈𝖽𝖺 𝗄𝗂𝗇𝖽𝖺 𝖻𝗈𝗒.

یونهو هیونگ، امروز هوا ام مثل دل من گرفته بود وقتی توی خیابون قدم میزدم یا وقتی با چشمهای پر از بغضم بهش خیر میشدم. بهش گفتم
+4
یونهو هیونگ، امروز هوا ام مثل دل من گرفته بود وقتی توی خیابون قدم میزدم یا وقتی با چشمهای پر از بغضم بهش خیر میشدم. بهش گفتم توام مثل من کسی که دوستش داری رو از دست دادی و از پیشت رفته؟ اگر نه پس چرا اینجوری ناراحتی و بیقراری میکنی، توام مثل من حال دلت خرابه. ای کاش حداقل قبل رفتنت بهم توضیح میدادی ای کاش بهم میگفتی که بفهمم چرا متهم به همچین تنهایی شدم بدون تو. نمیدونم یونهو هیونگ نمیدونم کی ممکنه دوباره ببینمت دوباره باهات حرف بزنم و توام منو مثل قبل توی بغلت بگیری. یونهو هیونگ دلم به اندازه همین آسمون و ابرای تیره‌اش برات تنگه. ای کاش بتونم دوباره ببینمت که راحت توی بغلت این بغضو بشکونم و سرمو با آرامش به شونه هات تکیه بدم. یونهو هیونگ ای کاش دوباره برگردی پیشم.