تـاروپـود🖤
Open in Telegram
از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 520
Subscribers
No data24 hours
-837 days
-8330 days
Posts Archive
2 520
ناامیدکنندهترین ننگ ها، ننگ آن نادانی است که گمان میکند همه چیز را میداند و درنتیجه به خودش اجازه آدمکشی میدهد.
-آلبر کامو
2 520
در فارسی از قدیم شجاعت و جسارت با دل مفهومپردازی میشده، نه با اندامهای جنسی مردانه. مثل دلاور یا دِلیر که امروز به فتح دال تلفظ میکنیم. دلگنده و پردل و…
و نیز جگر.
2 520
و مپوشان چهره با دستان خون آلود.
میشناسدت به صد نقش و نشان مردم.
میدرخشد زیر برق چکمه های تو لکه های خون دامنگیر. ای جلاد! ننگت باد!
2 520
برای نسلی که خسته تر از سنشه.آه نه. دیگر حوصلهی مراسم دیگری را ندارم! این دیگری برای احضار نیروهای نامرئی در جهان مرئی! چه ربطی دارد به دنیای امروز ما؟ فارغالتحصیلها از دانشگاه بیرون میآیند کار گیر نمیآورند. مسنها بازنشسته میشوند و گرفتار یک لقمهی نانند. آدمبزرگها که از نه صبح تا پنج بعدازظهر جان میکنند تا خرج خانواده و تحصیل بچههایشان را بدهند، فرصتی برای رویاهایشان ندارند. مدام با سر میخورند به چیزی که ما بهش میگوییم «واقعیت تلخ». دنیا هیچوقت به اندازهی حالا دچار تفرقه نبوده، با جنگهای مذهبی، نسلکشی، بیاحترامی به زمین، بحرانهای اقتصادی، افسردگی، فقر... با مردمی که همه فکر میکنند راهحل فوری برای حل حداقل یکی از مشکلات دنیا در چنته دارند. هرچه هم جلوتر میرویم، اوضاع تاریکتر به نظر میرسد. من اینجا چه میکنم؟ مشغول یافتن راهم در سنتی معنوی که ریشه در گذشتههای ازدسترفته دارد و از «اکنون» و چالشهایش بسیار دور است؟ رمان الف، پائولو کوئلیو
2 520
ما کی میخواییم یاد بگیریم؟ ما بالاخره کی یاد میگیریم؟ چند تا دیکتاتور دیگه باید بیان روی کار؟ که کاری که میخوان رو انجام بدن؟ عشق و حالشون رو بکنن، امتیاز کلان بهشون داده بشه، تا یاد بگیریم که نمیتونیم با ببر رفتار منطقی داشته باشیم، وقتی سرمون توی دهنشه.
2 520
چرا رنج به خودی خود آموزش دهنده نیست؟اگر رنج واقعاً آموزش میداد، دنیا باید پر از آدمهای دانا میبود. اما درد برای کسانی که جرأت و توان شنیدن آن را ندارند، درسی ندارد. رنج بهخودیِخود آموزگار نیست؛ فقط آشکار میکند، ذهن را از خیال خالی میکند و آنچه از قبل بر آن حاکم بوده نشان میدهد. برای بعضیها، درد فهم را تیزتر میکند و حقیقتهای پنهان را به آگاهی میآورد. برای بعضی دیگر، فقط انکار را بیشتر میکند و حالت دفاعی را به عادتی سخت تبدیل میکند. تروما آگاهی نمیسازد؛ فقط آنچه از قبل در روان بوده قویتر میکند. همان زخمی که یک نفر را بیدار میکند، ممکن است فردی دیگر را به شکلی جبرانناپذیر دگرگون کند. اگر ارادهای برای روبهرو شدن با تعارضهای درونی نباشد، درد به تکرار تبدیل میشود، نه به شناخت. بنابراین بدبختی در نسلها ادامه پیدا میکند؛ نه بهخاطر عمیق بودنش، بلکه چون بیشتر افراد ترجیح میدهند تحمل کنند تا اینکه درک کنند. درد همیشه سخن میگوید، اما فقط ذهنِ منظم میتواند زبان آن را به دانش تبدیل کند. کارل گوستاو یونگ
2 520
توی قاب خیس این پنجره ها عکسی از جمعه غمگین میبینم چه سیاهه به تنش رخت عزا تو چشاش ابرای سنگین میبینم داره از ابر سیاه خون می چکه جمعهها خون جای بارون می چکه نفسم در نمیاد، جمعه ها سر نمیاد کاش میبستم چشامو، این ازم بر نمیاد داره از ابر سیاه خون می چکه جمعهها خون جای بارون می چکه عمر جمعه به هزار سال میرسه جمعهها غم دیگه بیداد میکنه آدم از دست خودش خسته میشه با لبای بسته فریاد میکنه داره از ابر سیاه خون می چکه جمعهها خون جای بارون می چکه جمعه وقت رفتنه، موسم دل کندنه خنجر از پشت میزنه، اون که همراه منه داره از ابر سیاه خون می چکه جمعهها خون جای بارون می چکهTaropoode
2 520
بسیار خوب، دونیا جان. خوب، هرروز که تصمیم گرفتهاید، همانطور باشد. برای خود من هم راحتتر است. من از تظاهر و دروغ خوشم نمیآید. بهتر است تمام حقایق را بگوئیم. حال پترپترویچ میخواهد قهر کند، میخواهد نکند!
جنایات و مکافات،داستایوفسکی
