en
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

Open in Telegram

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
2 520
Subscribers
No data24 hours
-837 days
-8330 days
Posts Archive
از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان سرو خمیده Taropoode

خودم را به خیابان انداختم. دلم می‌خواست لای آدم‌ها، مثل ورق‌های بازی جوری بپیچم که کسی نفهمد چه خالی هستم. -عباس‌معروفی

انگشت در حلقم کردم و تمام خرافاتی را که به نام اعتقادات به خوردم داده بودند را بالا آوردم، چیزی در من زنده شد به نام انسانیت... -صادق‌هدایت

دریغا سرزمین نگون‌بخت، که اگر چهره‌ی خود ببیند می‌ترسد. زمانی اسمش مادر ما بود، اما اکنون قبر ماست. هیچ چیزی در آن نیست که وقتی آن را دیدی لبخند بر لب آوری، مگر این که کسی باشی که هیچ چیزی نمی‌فهمی. مردمش آه‌ها، ناله‌ها و فریادها را می‌شنوند و چیزی نمی‌گویند. غمزدگی‌های جانکاهش مثل سرمستی‌ای مدرن گردیده است. ناقوس عزا که بانگ بردارد، کمتر کسی می‌پرسد برای کیست. عمر خوبانش کوتاه‌تر از گل‌هایی است که به کلاه‌ها می‌زنند - مردن در اینجا پیش از بیمار شدن اتفاق می‌افتد. -مکبث‌پردهٔ ۴، مجلس سوم، ترجمه‌ی عباس پژمان

حقیقت این است که بی‌سوادی از میان نرفته است، بلکه بی‌سوادان امروز خواندن و نوشتن یادگرفته‌اند. -آلبرتو‌موراویا

Repost from N/a
photo content

کرئا:(به سوی اسکیپیون می‌رود و با هیجان.) آیا می‌دانی که من بیشتر به این دلیل از او متنفرم که تورا به این صورت درآورده است؟ -نمایشنامه کالیگولا،آلبرکامو

دلم می‌خواست خزنده باشم، در هوای نمناک لانه تاریکی زندگی کنم و نبینم کسی را که دوست دارم دلش پیش دیگری است. -اتللو،ویلیام‌شکسپیر

ولی آقای عزیز، مطمئن باشید زمانه بهتری از راه می‌رسد! شاید منظورم را خیلی بد بیان کنم، بخندید، ولی سپیده زندگی جدید هم درخشیدن خواهد گرفت، حقیقت پیروز می‌شود و ما هم رنگ خوشبختی را خواهیم دید! عمر من قد نمی‌دهد، تا آن موقع کلکم کنده می‌شود، ولی نواده‌های یکی از ما بالاخره این روز را خواهند دید. از صمیم قلب به آنها درود می‌فرستم و به خاطرشان خوشحالم، خوشحال! به پیش! خدا یاورتان باشد دوستان!» -اتاق‌شماره‌۶، آنتوان‌چخوف

پنج دقیقه بعد از تولدتان، اسم، ملیت و دین شما را تعیین می‌کنند و بقیه زندگی‌تان را صرف دفاع از چیزهایی می‌کنید که خودتان انتخابشان نکرده‌اید... -وینسنت‌بنت

من نیازی ندارم که با تهدید جهنم با اخلاق باشم -برتراندراسل

درد من حصار برکه نیست؛ درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است. -صمد بهرنگی

دزدان کوچک، قربانیان فقرند؛ دزدان بزرگ، ریشه‌های فقر! عدالت واقعی، در حذف ریشه‌های فقر است، نه در به زنجیر کشیدن قربانیان فقر. -فئودورداستایوفسکی

خود را در میان تصاویری از گذشته پیدا کرد.
خود را در میان تصاویری از گذشته پیدا کرد.

خودم هم می‌خواستم که یکی بیاید و دست هایم را بگیرد و سرمای تنهایی‌ام را گرما دهد، غریزه‌ام می‌خواست اما روحم قوی بود و نمی‌گذاشت. روحم نمی‌گذاشت، روحم نمی‌گذاشت هرکسی را بپذیرم قدر خود را می‌دانستم، وجودم را به هرکسی نمی‌سپردم. دوستی می‌خواستم تا از سودای جانم بکاهد، ولی هرگز نیافتم. آمدند و رفتند، آمدند و رفتند ولی هیچ‌کس نماند.‌ مردانی بودند بزرگ شده از قامت و نه بزرگ شده از وظیفه. آنهایی که توانستند زن بودنم را نبینند، دوستانم شدند و ماندند، ولی آنها هم پشت من می‌آمدند و من آرزومند همراه و همقدمی بودم که نیامد. -صادق‌هدایت

انسان در حال گریه کردن به دنیا می‌آید و وقتی به اندازه کافی گریه کرد، از دنیا می‌رود. -آکیرا کوروساوا

آدم‌ها خسته‌ام کردند.
آدم‌ها خسته‌ام کردند.

برای ما هنوز مشخص نشده که سوختن ستمگر در دوزخ آن دنیا چه سودی برای مردم ستم دیده این دنیا دارد؟ -فردریش‌نیچه

هر چیزی که دیرتر از زمانش برسد، دیگر هیچ معنایی ندارد. بعد از مرگ من، گل‌ها را دور بیندازید؛ سنگ‌های قبر چیزی از دلتنگی نمی‌دانند. - جمال ثریا

من به تنهایی معتاد بودم؛ اگر هر روز کمی با خودم خلوت نمی‌کردم، مثل این بود که ضعیف‌تر می‌شدم! چیزی نبود که به آن افتخار کنم، اما وابسته شده بودم... تاریکی اتاق برایم مثل نور آفتاب بود! -چارلز بوکوفسکی