Dia's Diary𖦹
Open in Telegram
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
Show moreIran124 197The category is not specified
496
Subscribers
-124 hours
-157 days
-2130 days
Posts Archive
495
سفرنامه | جلد سه
Travel Journal | Vol. III
نمیدانم آن قایق به کجا میرفت. اما دلم میخواست چند دقیقه جای یکی از آدمهای داخلش باشم؛ دور از همهچیز، میان دریا و آسمانی که مرزشان دیگر پیدا نبود.
و بعد، تنها صدایی که شنیده شد، صدای شاتر دوربینم بود.
495
سفرنامه | جلد سه
Travel Journal | Vol. III
نمیدانم آن قایق به کجا میرفت. اما دلم میخواست چند دقیقه جای یکی از آدمهای داخلش باشم؛ دور از همهچیز، میان دریا و آسمانی که مرزشان دیگر پیدا نبود.
495
این آرزو رو مطمئنم بهش میرسم، هر دفعه ویولن میگیرم دستم بهش فکر میکنم. چون میگن هر چیزی که در خیال بگنجد واقعیست.
495
هرچند، شاید تنها بشم و تو سی سالگی زندگی سختی داشته باشم و حتی به همین آرزو ها هم نرسم، و یک بازنده بمونم.
495
تک نواز گروه ارکستر میشم.
یک نقاش ناشناخته میشم که یک کارگاه داره
شاید یک داستان کامل بنویسم و چاپ کنم و باز هم کسی منو نشناسه ولی سالها بعد در موردم حرف بزنن
یه روزی میرم اسپانیا
