•Trust who•
Open in Telegram
593
Subscribers
-424 hours
-127 days
-1530 days
Posts Archive
593
شعور زود سین زدن رو داشته باشید
شعور زود سین زدن رو داشته باشید
شعور زود سین زدن رو داشته باشید
شعور زود سین زدن رو داشته باشید
شعور زود سین زدن رو داشته باشید
شعور زود سین زدن رو داشته باشید
593
خستم، از چی؟ نمیدونم. فقط میدونم این خستگی شبیه خوابآلودگی نیست، شبیه تموم شدنِ انرژیه؛
جوری که حتی انرژی نمونده واسه نوشتن خاطرات یا بیان احساسات نامفهومم..!
شبیه وقتی که دیگه حتی حوصلهی توضیح دادن نداری. بیصبر و بیحوصله روزها رو رد میکنم، گاهی عصبی، گاهی ساکتتر از حد معمول، انگار اعصابم همیشه لبِ مرزه. احساس میکنم زیادی دارم سخت میگیرم، به خودم، به زمان، به همهچیز… اما چرا؟ واقعاً نمیدونم. شاید چون همهچیز طولانی شده، کشدار، معلق. شاید چون منتظر موندن وقتی ندونی آخرش چی میشه، آدمو از درون فرسوده میکنه. منتظر تغییر شرایط، منتظر بهتر شدن آدمها، منتظر اینکه بالاخره زندگی به جایی برسه که باید… و این انتظار، بیصدا خستهکنندهتر از هر درده. گاهی با خودم فکر میکنم شاید اونقدرها هم سخت نباشه، شاید فقط دارم بزرگش میکنم، اما ته دلم میدونم چیزی که طول میکشه، چیزی که تکون نمیخوره، آدمو کمکم خالی میکنه. نه اتفاق بدی افتاده، نه فاجعهای؛ فقط همهچیز سر جاش نیست و منم نمیدونم جای خودم دقیقاً کجاست.
593
دوست داشتن اینجوریه که در حد توانت یکیو دوسش داری و در حد توانت یه کارایی براش میکنی ولی عاشق شدن فرق داره، اینجوریه که بیشتر از حد توانت یکیو دوست داشته باشی حتی بیشتر از خودت و حاضری براش هرکاریو بکنی، حالا فکر کن عاشقِ یه آدم اشتباهی بشی اون موقع زشت میشی، لاغر میشی، کم اشتها میشی و کم کم از بین میری.
593
حس اضافه بودن دارم.
حس عذاب وجدان دارم.
حس بدرد نخور بودن دارم.
حس پوچی دارم.
در کل حس میکنم یه ادم بدرد نخور واسه جامعه ام
