en
Feedback
𝗗𝗲𝗮𝗱𝗜𝗻𝘀𝗶𝗱𝗲

𝗗𝗲𝗮𝗱𝗜𝗻𝘀𝗶𝗱𝗲

Open in Telegram

God We trust Upset🖤 Channel2: https://t.me/REZVORTEX

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
368
Subscribers
-324 hours
-157 days
-15430 days
Posts Archive
🖤✨🕊️

بعضی وقت ها خوبه که رابطه رو تموم کنی، خوبه که دوست چندین ساله رو کنار بذاری، خوبه که از یه کار خسته کننده استعفا بدی، خوبه که روز هایی رو فقط استراحت کنی، خوبه که از شهر قدیمیت فاصله بگیری، خوبه که کشورت رو برای همیشه ترک کنی، خوبه که برای آرامشت خیلی از خیلی چیزا دل بکنی. چون هیچوقت هیچ چیز اونقدر گرانبها نیست که به قیمت از دست رفتن آرامشت تموم بشه.

sticker.webp0.24 KB

توماس شلبی یه بار‌ گفت : من هیچ‌وقت کسی رو مجبور نکردم که منو انتخاب کنه، اگر فکر می‌کنی می‌تونی کسی بهتر از من پیدا کنی، پس انجامش بده. من ازت نمی‌خوام برگردی. زندگی کوتاه تر از اونه که آدم به کسی وابسته شه که نمی‌خواد بمونه. من به آزادی اعتقاد دارم؛ آزادی که در اون احساسات واقعی هستند. اگر می‌خوای بمونی، پس بمون. به خاطر این که قلبت بهت می‌گه اینجا جاییه که بهش تعلق داری، نه به خاطر این که من بهت گفتم بمونی. من می‌خوام یک انتخاب باشم، نه یک گزینه ی دم دستی. من لیاقت کسی رو دارم که ارزش من رو بدونه. کسی که بفهمه من چه چیزی به زندگیش اضافه کردم. من کسی رو نمی‌خوام که از ترس تنها بودن خودش یا از روی عادت با من باشه. من کسی رو می‌خوام که بمونه به خاطر این که نمی‌تونه زندگی رو بدون من تصور کنه. راه رفتن همیشه بازه. تو آزادی هرموقه که خواستی بری. پس هرموقه فکر کردی خوشحالی یه جای دیگه منتظرته، من سد راه تو نمی‌شم. و در این بین، من ادامه خواهم داد. -دیاکو.

❤️‍🔥✌️
❤️‍🔥✌️

بیشتر دارم از دست ميرم

بعضی خستگی‌ها با خواب از بین نمی‌رن... از آدم‌هایی خسته شدم که بودن و نبودنشون فرقی نداره، از حرف‌هایی که فقط توی لحظه قشنگن، از قول‌هایی که هیچ‌وقت عمل نمی‌شن. دیگه حوصله‌ی شلوغی ندارم، حوصله‌ی مجازی، پیام، آشنایی‌های جدید یا حتی توضیح دادن حالم رو هم ندارم. شاید یه مدت نباشم... نه از روی قهر، نه برای جلب توجه؛ فقط برای اینکه گاهی آدم باید از همه‌چیز فاصله بگیره تا خودش رو دوباره پیدا کنه. اگه یه روز دیدی ساکت شدم یا دیگه خبری ازم نبود، بدون فقط خسته بودم... خسته از آدم‌ها، از تکرار، از همه‌چیز.

گاهی آدم نمی‌شکند... فقط بی‌صدا خاموش می‌شود. دیگر نه دلی برای شناختن کسی مانده، نه حوصله‌ای برای ماندن میان آدم‌هایی که آمدن و رفتنشان شبیه هم است. از مجازی، از حرف‌های تکراری، از اعتمادهای اشتباه، از انتظارهای بی‌نتیجه خسته‌ام. شاید برای همیشه نباشم، شاید فقط برای مدتی گم شوم؛ نه برای اینکه کسی دنبالم بگردد، نه برای اینکه دلتنگم شوند... فقط می‌خواهم برای یک بار هم که شده، سکوت را جای تمام این شلوغی‌ها انتخاب کنم. بعضی آدم‌ها فریاد نمی‌زنند، خداحافظی هم نمی‌کنند... فقط آرام‌آرام محو می‌شوند؛ آن‌قدر آرام که وقتی نبودنشان را می‌فهمی، مدت‌هاست رفته‌اند. این بار، نوبت من است...

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی آدم نمی‌برند... اعتماد، آرامش و حتی حوصله‌ی شناختن آدم‌های جدید را هم با خودشان می‌برند. از یک جایی به بعد دیگر نه دلت می‌خواهد توضیح بدهی، نه ثابت کنی، نه حتی بمانی. فقط سکوت می‌کنی و کم‌کم از همه‌چیز فاصله می‌گیری. مجازی هم دیگر مثل قبل نیست؛ پر شده از آدم‌هایی که زود می‌آیند، زود قول می‌دهند و زودتر از همه می‌روند. شاید برای مدتی نباشم... نه برای اینکه کسی دنبالم بگردد، نه برای اینکه کسی پشیمان شود. فقط بعضی زخم‌ها را باید دور از شلوغی، در سکوت، ترمیم کرد. گاهی آخرِ همه‌ی این خستگی‌ها فقط یک جمله می‌ماند: «دیگر حوصله‌ی هیچ‌کس را ندارم... حتی خودم را.»

اگر بخوام مودمو توصیف کنم اینجوریه که: خستم ولی جوری نیست که با خوابیدن بشه حلش کرد، عصبیم و چیزی نیست که آرومم کنه فقط عصبی تر میشم. بی قرارم ولی نمی دونم برا چی و اهنگو ترجیح میدم به حرف زدن با آدما من خستم ولی نمی‌دونم از چی.

از کارای درست برای آدمای اشتباه، خسته شدم.

در "مهم‌ نیست" ترین حالت ممکنم.

بسه دیگه. انقد دورو نباشید.

‌‌‌‌‌ ‏عجب آدمی بودی و من چیکارا برات کردم. ‌‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌ مثل ما پيدا كردين، نوكری‌شو بكنيد! ‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌ دقیقاً همون کصشری بودی که به همه ثابت کردم نیستی! ‌‌‌‌‌

اولویت بودن هزار بار مهمتر از دوست داشتنه.

من پندارم نیکه ، کردارمم نیکه ، یکم گفتارم مشکل داره