لُهُوف
Open in Telegram
لُهُوف؛ روایتی از عطش و صبر🌱 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8296468058
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
261
Subscribers
-1124 hours
-557 days
-1230 days
Posts Archive
259
Repost from کشکول ولادیمیر کِلف
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ
وَ عَلَي الأَْرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ
اَلسَّلاَمُ عَلَي الْحُسَيْنِ وَ عَلَي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلَي أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَي أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ
259
Repost from اولشَخصِغائِب
رفتم روضه
مداح گفت
همه اینایی که الان اینجاییم
همونایی هستیم که
امام حسین اسممونو
از لیست زائرای اربعین خط زده :)
259
نيم من رفته و نيم دگرم آمده است
هرچه ترسيدم از آن، آن به سرم آمده است
آن كه با دست ردش خانه نشين كرد مرا
حال با پاى خودش پشت درم آمده است
لب خشکیده ی دلدار بدهکار دلم
به ملاقاتی چشمان ترم آمده است
آه اى همسفر كهنه ى من مى بينى
چه بلايى به سر بال و پرم آمده است؟
گفتم این عشق مرا می شکند، یادت هست؟
هر چه ترسیدم از آن، آن به سرم آمده است((:
259
وقتی امشب همه حلالیت میخواستن و خداحافظی میکردن
یه جمله تو ذهنم مدام تکرار میشد که "بازم جاموندی"
خیلی درد داشت..
259
نه جنگ جلو مردم گرفت نه گرونی بازم مردم رفتن کربلا
ماشالله به آموزش و پرورش و سنجش که خوب جلویی اربعین رفتن مارو گرفتن
