en
Feedback
لُهُوف

لُهُوف

Open in Telegram

لُهُوف؛ روایتی از عطش و صبر🌱 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8296468058

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
259
Subscribers
-1124 hours
-557 days
-1230 days
Posts Archive
تازه پیش همم بودیم و بدون اینکه حرف بزنیم تو اون سروصدا درس خوندیم😔واقعا عجیبه

سبحان الله قدرت میدون کاش منم میومدم میدون شاید میخوندم 🤲🏽💔

باورم نمیشه رفتم میدون که درس بخونم و واقعا هم خوندم

آخرین لحظه ای که بین الحرمین بودم همین تو گوشم پلی بود

گاهی جوان به حادثه ای پیر می‌شود قلبش چُنان پرنده ای اسیر می‌شود یکبار ساز بی کسی را کوک میکند بعد، از تمام آدمیان سیر میشود..

دو قطره اشک خجالت، هزار کوه گناه کرامتی که همین است جنس بازارم..🥺 ‌

دلم قبول نمیکنه که امسال جا موندم

البته اینا بهونه‌ست... انتخاب نشدیم

واقعا متاسفم که بخاطر دوتا امتحان ماهارو از اربعین امسال انداختن

چقدر دلم برای مردم عراق تنگ شده برای مای بارد تنگ شده دلم برای انگور ضریح بابا علی تنگ شده دلم برای بین الحرمین که نمیدونستم کدوم وری وایستم تنگ شده دلم برای بچه کوچیک های مشایه تنگ شده یک بار بری کربلا بعدش خیلی بی قرار میشی ولی وقتی اربعين تجربه کنی کل سال برای یک هفته ده روز زندگی رو تحمل میکنی

photo content

لیستی از بهترین چنل های تلگرام F'older1 . F'older2 .

بهت نمیاد منو راهم ندی صدات کنم جوابمو ندی

گفتی‌بسوز‌تا‌زمان‌وصال‌ ای‌به‌روی‌چشم‌:)

Repost from مُبهَم...
گر مَرد رَهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است.

اول به یک نگاه، اسیرم نموده‌ای آخر چرا ز حالِ دلم رو نموده‌ای؟

پشت آن شیشه نازک، چه نگاهی داری، دل اگر رفت، مگیر از من، گناهی داری

دلتنگ دیدارت اما: تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
دلتنگ دیدارت اما: تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.

Repost from علویات
دلخوش به این بودیم که سوا نمیکنی... #اباعبدالله

شاید خدا این گونه میخواهد برایم؛ بستم لبم را از شکایت ، گریه کردم(: