لحظههای فراموش شده؛
Open in Telegram
اینجا؟ منم و کتاب و سریال متن هایی از خودم و تکه هایی از کتاب ها گاهی امیدوار و گاهی ناامید.🐚🍃
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
287
Subscribers
-124 hours
-327 days
+6530 days
Posts Archive
شاید بزرگسالی این باشه که موقع خریدن شلوار هر چقدرم ازش خوشت اومده باشه اگه جیب نداشته باشه نمیخریش.
شاید بزرگسالی این باشه که موقع خریدن شلوار هر چقدرم ازش خوشت اومده باشه اگه جیب نداشته باشی نمیخریش.
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین بیام تو چنلتون بگردم و پست خوشگلتون رو فور کنم اینجا کلی ویو بخوره.🤏🏼
از بین شما پونزده تا چنل هنری موردعلاقهم رو انتخاب میکنم و توی یک پارت جدا میذارم بیشتر بمونن ویو بخورن.✨
چامههای ناگهان.
تابستون تموم شد و این آخرین هفته ای که برق قطع میشه بعدش دیگه قطعی برق نداریم هنوز نرسیده که نرسیده.
هم سردمه هم گرممه نمیدونم متوجه میشین یا نه،تا وقتی کولر روشنه سردمه خاموشش که میکنم گرممه.
کاش میشد به بعضی از انسان ها اون روی خشنم رو نشون بدم اما متاسفانه با جمله همچین رفتاری در شان من نیست همیسه جلوی خودمو میگیرم.
بخواهید تا به شما داده شود دیگر جواب نمیدهد اگر بخواهید هم به شما داده نمی شود.
دیشب تلفنی داشتم اتفاقای دیروز رو تعریف میکردم و چند دقیقه یبار میگفتم اگه هیجان زندگیتون کم شده بیاین اینجا.
یه بچه اومد پیشم گفت خاله چرا همه دارن گریه میکنن؟ راستش روم نشد بهش بگم اینا دیوانه شدن برای همین گفتم چیزی نیست تو بیا بشین اونارو نگاه نکن.
برای اولین بار زل زدم تو چشمای یه نفر گفتم یا بچتو جمع میکنی یا برات جمعش میکنم شایدم پهنش کنم.
یه دور گریه،یه دور چایی اینقدر این روند ادامه پیدا کرد که سرم داره دور میزنه.
