اُردیبهشت؛
Open in Telegram
نه بهمن چهارصد و چهار، آنگاه که جوانه زدیم.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
188
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1230 days
Posts Archive
188
من دلبسته پاییز بودم، آن وقتی که با تو از خیابان های مملو از برگ های خزان زده میگذشتیم و تو با آن صدای زیبایت برایم از شاملو و آیدایش میگفتی، دلبسته آن بخار بلند شده پشت شیشه کافه که قاب زیبای ما را در بر میگرفت، دلداده بودم به آن بوسه های زیر باران در خیابان آزادی، و حال عزیز من پاییزم رنگ و بوی غم را گرفته است، برگرد و چون قلم نقاشی رنگ بزن این پرده سیاه را و دلبسته تر از پیشم کن.
_ روقان
188
وصال ما باشد زیر درخت بید، در اولین غروب آزادی، هنگامی که لبخند نقاشی ثابت لب هایمان است تو را در آغوش خواهم کشید و در حالی که تبسم زیبایت را میبوسم زمزمه خواهم کرد بازگشتت به زندگی مبارک عزیز دلم.
_ روقان
188
دلیل خلقتم چیزی نبود جز اینکه عابد موج موهایت بشوم؛ تو را در سینه حبس کنم و تا اَبد مات عطر تنت بمانم.
188
تو شبیه به هیچ کس نبودی، باده چشمانت چون آن ویسکی قدیمی در ته دالان که بویش نیز مستم میکرد به جانم مینشست، امان از چشمانت که چون غزل نارسیده ای شیدا ترم میکرد.
•جناب میم
