en
Feedback
اُردیبهشت؛

اُردیبهشت؛

Open in Telegram

نه بهمن چهارصد و چهار، آنگاه که جوانه زدیم.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
188
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1230 days
Posts Archive
چشمانت آن شراب قدیمی بر دالان و من مست خانه خرابِ میخانه چشمانت. _ روقان

photo content

2:13

Derinden_bazen_hayat_çok_kötü_gidiyor_ve_ben_onu_nasıl_anlatacağımı.mp32.52 MB

photo content
+1

من دلبسته پاییز بودم، آن وقتی که با تو از خیابان های مملو از برگ های خزان زده میگذشتیم و تو با آن صدای زیبایت برایم از شاملو و آیدایش میگفتی، دلبسته آن بخار بلند شده پشت شیشه کافه که قاب زیبای ما را در بر میگرفت، دلداده بودم به آن بوسه های زیر باران در خیابان آزادی، و حال عزیز من پاییزم رنگ و بوی غم را گرفته است، برگرد و چون قلم نقاشی رنگ بزن این پرده سیاه را و دلبسته تر از پیشم کن. _ روقان

و عزيز من، مدت هاست براى هيچ چيز جز تو و وطن گريه نكرده‌ام...

روز خوبی بود تکرار شه لطفا.

photo content
+1

«از اَبری به نامِ "وطن" چیزهای زیادی باید ببارد، ولی روی سرِ ما فقط غم بارید.»

دیگه از شنبه بعدی کار ساز نیست ایشالا از سال بعد.

اشرف تا ابد کراشم میمونه.

photo content
+1

وصال ما باشد زیر درخت بید، در اولین غروب آزادی، هنگامی که لبخند نقاشی ثابت لب هایمان است تو را در آغوش خواهم کشید و در حالی که تبسم زیبایت را می‌بوسم زمزمه خواهم کرد بازگشتت به زندگی مبارک عزیز دلم. _ روقان

photo content
+1

محبوسم در این آغوش شیرین، به ذره ذره ات اسیرم و چه اسارتی شیرین تر از این؟ •کاپیتان

دلیل خلقتم چیزی نبود جز این‌که عابد موج موهایت بشوم؛ تو را در سینه حبس کنم و تا اَبد مات عطر تنت بمانم.

photo content
+1

تو شبیه به هیچ کس نبودی، باده چشمانت چون آن ویسکی قدیمی در ته دالان که بویش نیز مستم میکرد به جانم می‌نشست، امان از چشمانت که چون غزل نارسیده ای شیدا ترم میکرد. •جناب میم