en
Feedback
اُردیبهشت؛

اُردیبهشت؛

Open in Telegram

نه بهمن چهارصد و چهار، آنگاه که جوانه زدیم.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
188
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1230 days
Posts Archive
من که زودتر از تو دست بکار میشم ولی خب .

photo content
+1

ما در طول سال های زیاد فهمیدیم که زندگی چیزی در لحظه زندگی کردن و عذاب وجدان بعدش برای اینکه تو اون لحظه کاری که بر خلاف منطقت انجام دادی نیست.

ای سرزمین .. کدام فرزندها،در کدام نسل،تورا آزاد،آباد و سربلند،باچشمان باور‌ خود خواهند دید؟ - محمود دولت آبادی؛

568_102742788264086 (1).mp33.83 MB

ارغوان این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید؟ که زمین از خون پرستو هایت رنگین است؟ ـ ابتهاج

photo content
+1

چیه این چای، مرده رو شفا میده.

چای سرد شد تو نیامدی.

photo content
+1

روز ها رفتند و من دیگر خود نمی دانم کدامینم، آن منِ سرسخت مغرورم یا منِ مغلوب دیرینم.

در گلوی من ابر کوچکیست، میشود مرا در آغوش بگیری؟ قول میدهم گریه کم کند.

photo content

Hayat bazen seçim hakkı vermez insana. yaşamak istediğin gibi değil, Mecbur kaldiğin gibi yaşarsin .

photo content
+1

چه سرو هایی که با خون دل مادران آبیاری شده بودند اما موقع ثمر دادنشان که رسید خزان شد .

ما رویا میبافتیم و گلوله آن را می‌شکافت .

و رویای من چیزی جز بودن با تو نبود، ثانیه ای قدم زدن با تو، قهوه خوردن در پارک های خزان زده، زیر باران ماندن و لرزیدن های بعدش در آغوش تو، مشترک شدن شادی هایم با تو، بیچاره من، بیچاره رویای خزان زده من. _ روقان

غم داشت ولی خب آره، هر کس برای رویا های خودش گریه میکرد.