سَــقـا | Saqa
Open in Telegram
-ازحـُزنِتـودائمــاغَمیـنَم- | یاصـاحببـرزخمَـدد | 133 |
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
459
Subscribers
+324 hours
+117 days
+3730 days
Posts Archive
حرمت عرشِ برین
بهترین جایِ زمین
ماه هـم زل زده بر
قــــمرِ امبـــنیــــن
@Saqa133
نبــض مرا بگــیر و بِـبَـــر نام خویش را
تا خون بَدَل به باده شود در رگان من./اباالفضلم۱۳۳
عزیز و جونمی، تو تاب و توونمی
بـه رگ تو خــونمی، علت جنونمی
فدای تو بشم، آقا مهربونمی./۱۳۳
@Saqa133
توچهدرچشمتنمودی، عقلمنراابالفضلع-ربودی
منقتــیلهمانزخـمابـرو، برمناجاتمندمسجودی
مــهِ کامل اباالفضلع-
ابـوفاضل اباالفضلع-
تــویی صـاحب کرامت
منم سائل اباالفضلع-
@Saqa133
آقای عراقی؛
بـستان نفسهایم و بگذار بارِ دیگرحرمت بوسه
زند بر دیدگانی، که هر شارع را سدرهای میبیند
منتهی به تو؛ چشمهایی که از بـــس در فراقِ تو
باریدهاند،
دیـگر جز ردِّ قدمهایت را نمیجویند ..من از تمامِ
ایـن راههای بیتو خــستهام، از رســـیدنهایی که
به تو خــتم نمــیشوند..از شـــوقی که هر بار در
سینهام جان میگیرد و باز دستِ خالی برمیگردد.
حســینِمن؛
اگر قـــرار است دوبـاره نفـسی بماند، بگذار برای
تو باشد؛ برای آن لحــظه کـه میانِ ازدحامِ زائران،
چشمـم به گنبدت بیفتد و تمامِ دلتنگیِ این روزها
یکباره از چشمهایم فرو بریزد…
#بهقلممجنون
گیسو افشان، رفتی وخیمه شد پریشانت..
مـاهِ لیلـاس- مــٰاهِ فـلک نشسته بر شانت..
@Saqa133
یا رسولالله"ص" باز امداد کن، ما حسین الهیان را یاد کن.
یا رسولالله"ص" ما جان بر لبیم، ما حسین الهیانِ زینبیم..
نـــقاش ازل تــــا کـــه بـه چــشمـــٰان تو پرداخت،
دیــــوانه شـــد از طـــــــرز نگـــاهت قلم انـداخت.
حــافــــظ زِ دو چـــشمان قشنـگ تو غزل ساخت،
هـــر کــس کـه تو را دید به چشمـان تو دل باخت.
علـــیل کـوی تـو از هر طبــیب و درد معــــاف اســت،
خیال عافیتم بود مبتلای تو گشتم./مریضِعشقِتوام..
علـــیل کـوی تو از هر طبــیب و درد معــاف است
خــیال عافیتم بود مبتلای تو گشتم./مریضِعشقِعباسم
چه قشـنگه که لحظه جون دادنم
عـلیاکبر تو ببینـم بره جون ز تنم
مــن زمــین خـــوردم تو بلندم کن
کـسی منو نمیخواد تو پسنـدم کن
@Saqa133
من قلبم هنوز سیاهیِ عزای تورو تن کرده حسین جان؛
دستِ خودم نیست، وسط خنده کمی بغض و غمت باز
میآید به سراغم. فی الحال که بینِ من و غمت فاصله
افتاده، دلم هرشب به هوای تو، سرِ کویِ تو پر میگیرد؛
انــگار تمـــامِ جــادهها را برای رســیدن به کـربلا نشانه گذاشتهاند...
چـه کنم با دلِ بیتــابی که هــــر جا نام تو میآید، تمامِ بغضهای نگفتهاش را در گوشهای از روضه جامیگذارد؟
حسین جانع- من از تو دورم، اما دلم هنوز میانِ همان خــیمهها، کنارِ همــان عـلم، دنبالِ ردّ پای تو میگردد...
و مــگر میشود دل، از حــسینع- فاصـله داشته باشد
و هنوز آرام بگیرد؟
«عزیزِدلم، چهمبارکاستاینغمکهتودردلمنهادی.»
#لیالی_فراق
