🛋اَنباری
Open in Telegram
🥪🪿🥭 -فضای انباشته محتوای یک گرافیستِ در مسیر روانشناسی t.me/BluChtBot?start=60a6a903b8d8ab898846 --------------------------------------------- آنچه در در پشت پیشانی میپرورانم: @RandomJati
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
599
Subscribers
+2124 hours
+377 days
+13830 days
Posts Archive
597
Repost from N/a
دلت برای مردهها نسوزه هری!
برای زندهها بسوزه، و بالاتر از همه برای کسایی که بدون عشق زندهاند!
هریپاتر.
597
گاهی آدم از دنیا چیز زیادی نمیخواهد؛ نه موفقیتهای بزرگ، نه تحسین همه، نه حتی اینکه همیشه فهمیده شود. فقط دلش میخواهد یک نفر باشد که وقتی به او نگاه میکند، احساس کند بودنش برای کسی معنا دارد.
من دلم میخواهد دوست داشته شوم. نه از آن دوستداشتنهای موقت و مشروط؛ نه فقط وقتی خوشاخلاقم، زیبا به نظر میرسم، مفیدم یا چیزی برای ارائه دارم. دلم میخواهد کسی مرا در تمام پیچیدگیهایم ببیند؛ با ترسهایم، با سکوتهایم، با ضعفهایم، با آن قسمتهایی از خودم که حتی خودم هم گاهی دوستشان ندارم، و باز هم بگوید: «همینجا بمان. بودنت برای من کافی است.»
شاید عمیقترین تنهایی انسان همین باشد؛ اینکه در میان این همه آدم، کسی را نداشته باشد که بتواند بیدفاع پیش او خودش باشد. آدم میتواند در شلوغترین جای دنیا بنشیند، بخندد، حرف بزند و حتی عکس یادگاری بگیرد، اما در درونش همچنان این سؤال آرام و بیرحم را حمل کند: «آیا واقعاً کسی مرا دوست دارد؟»
من جواب قطعی این سؤال را نمیدانم. اما میدانم میل به دوست داشته شدن، ضعف نیست. شاید یکی از انسانیترین خواستههای ماست؛ اینکه شاهدی داشته باشیم برای بودنمان، کسی که حضورمان را ببیند و رفتنمان برایش فرقی ایجاد کند.
من فقط نمیخواهم دیده شوم؛ میخواهم انتخاب شوم.
میخواهم یک نفر، میان تمام آدمهای این جهان، مرا بخواهد؛ نه به خاطر تصویری که از من ساخته، بلکه به خاطر خودِ من.
و شاید فعلاً سختترین کار این باشد که تا رسیدن آن آدم، باور کنم ارزش دوست داشته شدنم وابسته به پیدا شدن او نیست.
اما امشب، اگر بخواهم کاملاً صادق باشم، فلسفه و منطق را کنار میگذارم و فقط همین را میگویم:
من دلم میخواهد دوست داشته شوم. خیلی ساده. خیلی انسانی. خیلی عمیق.
597
دیشب یه جایی نشسته بودم و داشتم فکر میکردم واقعا چی خوشحالم میکنه
نه اینکه چی باید خوشحالم کنه
نه اینکه از نظر بقیه چی میتونه خوشحالم کنه
واقعا خودم چی میخوام
به چیزای مختلف فکر کردم
به آدم ها
به اتفاقایی که یه زمانی فکر میکردم اگه داشته باشمشون خیلی خوشحال میشم
به چیزایی که یه زمانی برام مهم بودن و الان دیگه اون حس رو ندارن
بعد دیدم هنوز یه سری چیزای کوچیک هستن که وقتی میبینمشون یه حس خوب عجیبی بهم میدن
برای همین امروز رفتم یه LEGO فرمول یک خریدم
شاید برای یکی فقط یه لگو باشه
شاید حتی بگه خب که چی
ولی فکر میکنم آدم لازم نیست برای همه چیزایی که دوست داره دلیل داشته باشه
لازم نیست هر چیزی که خوشحالش میکنه برای بقیه هم قابل فهم باشه
بعضی چیزا فقط برای خود آدمه
شاید بزرگ شدن همین باشه
اینکه کم کم یاد بگیری همیشه دنبال یه دلیل بزرگ برای خوشحال بودنت نباشی
گاهی میتونی وسط همه فکر و خیال و دغدغه ها برای خودت یه چیز کوچیک بخری فقط چون دوستش داری
نه قراره زندگیت رو عوض کنه
نه قراره اتفاق بزرگی بیفته
فقط وقتی جعبه اش رو میگیری دستت یه لحظه خوشحال میشی
و شاید خوشحالی همیشه اون چیزی نیست که فکر میکنیم باید باشه
گاهی خیلی ساده است
گاهی فقط یه ماشین فرمول یکه که قراره یه گوشه اتاقت بذاری و هر بار چشمت بهش افتاد یه لبخند کوچیک بزنی
دیشب داشتم فکر میکردم چی خوشحالم میکنه
امروز جوابش رو خریدم 🏎️
