• افکار نَباتی•
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 040
Subscribers
-724 hours
+587 days
+19030 days
Posts Archive
1 040
آرام گرفتهام؛
در پذیرش،
در رها کردن،
و در اعتماد به آنچه خدا بهتر از من میداند.
1 040
تنها دردی که این روزا حاضرم تحمل کنم، درد ناشی از گرفتگی عضلات بعدِ تمرین سنگینه.
1 040
بهم بگو تو دلت نمیخواد بری مکزیک تاکو بخوری؟ یا ترکیه، دونر کباب؟ یا کُره کیمباپ؟ یا اسپانیا، چیز کیک سن سباستین ؟ یا ایتالیا پاستا و پیتزا؟
1 040
من در فاجعه ای زنده ماندم ک گلوله ای به تنم نخورده اما زخم تماشای این ویرانی روزی صدبار حیاتم را مصادره می کند .
1 040
شما میگین تو ایران زندگی میکنم ولی ادبیات میگه :
وای بر ما که در این حادثه ها پیر شدیم آنقدر زجر کشیدیم ز جان سیر شدیم هرچه اندوه و غم و حسرت و افسوس رسید سهم ما بود و چنین با همه درگیر شدیم -آرین کشوری.
1 040
شاید بعضی وقتا زیادی ناشکر میشم،
اینکه آدمایی رو دارم که به کوچیکترین حساسیتم واکنش نشون میدن و واقعا اهمیت میدن، نه فقط توی حرف ینی بردم،
و اگه توام یه روزایی این حسا میاد سراغت این پیاما واسه تو :)))
1 040
ولی من هیچوقت نتونستم حس کنم یکی واقعااا واقعا دوسم داره.( خیلی کم پیش میاد از این مدل چصناله ها بزارم، تحمل کنین)
•شب بخیر•
1 040
تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمین تر از باد
کولی تر از ترانه
بی پرده مثل فریاد
تنها تر از سکوتم
روشن تر از ستاره
عاشق تر از همیشه
با من بخون دوباره
روح آدم لذت میبره با شنیدنش.
1 040
دل کوچکی داری و غمهایی بزرگ.
چارهای نداری جز اینکه غمت را جاهای دیگر پنهان کنی؛ مثلاً تهِ چشمهایت، پشتِ خندههایت، در سکوتِ ناگهانت، در گریههای دور از چشم.
عیبی ندارد اگر آغشته به اندوهی. کسی ابر را سرزنش نمیکند اگر تیره باشد و نبارد.
