𝒑𝒍𝒂𝒚 𝒍𝒊𝒔𝒕
Open in Telegram
بازمانده اما مرده.. اینجا موزیکا حرفامو میزنن
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
621
Subscribers
+424 hours
+197 days
+8330 days
Posts Archive
621
انگار که خیلی عاشق بودی و هستی پس منم چرا برات یه متن قشنگ ننویسم؟؟
در ویرانه سرای قلبت دوست داشتم که من هم بودم ولی انگار یکی قبل از من درِ قلبت را وا گذاشته و گربه چنگ انداخته و زخمیت کرده،خیلی ناراحتم وقتی ناراحت می بینمت و منی وجود نداره ارومت کنه چرا که صاحب قلبت من نیستم، دیگریست.
تو مثل بارون بعد چایی،مثل خنده بعد از گریه ای،مثل آتیش بعد بارون،مثل آرامش بعد تراپی،مثل آخرین زنگ مدرسه یی اما افسوس که تو رو خواستن اشتباهه زیرا که عزیزم تو مال دیگری..
621
هنوز هم وقتی تاریکی به اوج میرسد، اسمی از تو در تنفس شبانهام میپیچد اما دیگر نه آنطور که بخواهمت و نه آنطور که بودنت برایم مهم باشد؛ مثل خاطرهی زخمی که عفونت کرده و دیگر حسش نمیکنم؛ فقط میدانم که هست، مثل پیراهنی پوسیده که دیگر به تنم نمینشیند اما دل دور انداختنش را هم ندارم. عجیب است که هنوز گاهی با تمام وجودم تشنهی حضورت میشوم، اما خوب میدانم که اگر همین الان برگردی، نه دردی دوا میشود و نه مرهمی بر این استخوانهای خُرد شدهام خواهی بود؛ بازگشت تو برای من مثل نبش قبر یک خاطرهی سمی است که فقط بوی تعفنِ روزهای از دست رفتهمان را زنده میکند، ما دو نفر هستیم که در دو جهانِ متفاوت دفن شدهایم و هیچ راهی به سطح نداریم. این آخرین کلمات است، نه برای تو، که برای خاکسپاری تمام تصاویری که از تو در ذهنم ساخته بودم؛ برو، چرا که نبودنت تنها نوری است که چشمانِ خستهام را آزار نمیدهد، دیگر نه امیدی به ماست و نه مجالی برای تکرار، برو و پشت سرت را هم نگاه نکن که اینجا نه دیگر خانهای هست و نه کسی که منتظرِ بازگشتِ یک روحِ سرگردان باشد
