رمق
Open in Telegram
گوشهای از درس، پرستاری، زبان، کتاب و کوهنوردی و زندگی...🩷 Nurse stu 8/8🫀🩺 مدرس آلمانی @DeutschmitRoya http://t.me/HidenChat_Bot?start=5021643038 پیج اینستاگرامم✨ https://www.instagram.com/deutsch.mit.roya?igsh=MTlsNGU5ZjJqemlvZQ==
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
300
Subscribers
-1024 hours
+417 days
+5530 days
Posts Archive
300
قهوه ، پادکست و پیاده روی اول صبح که شیفتو یکم با حال خوب شروع کنی و میای میبینی مریض دیروزت اکسپایر شده:)
ـ شرحی از وقایع Icu
300
یه جوری صبونمو گرم کردم و بردم بالکن با آرامش خوردم انگار نه انگار دانشجوی پرستاری عرصه خاورمیانهم:)
ولی چی بهتر از یه استارت قشنگ برای روز پر استرس🫀✨
300
Repost from N/a
+3
از روز چهارشنبه تا روز جمعه سی کیلومتر پیمایش در سه روز از اردبیل وارد گیلان شدیم 💕
300
"Liebst du mich?", fragte Alice.
"Nein, ich liebe dich nicht", antwortete das weiße Kaninchen.
Alice runzelte die Stirn und legte ihre Hände zusammen, wie sie es immer tat, wenn sie verletzt war.
"Siehst du", erwiderte das weiße Kaninchen.
Jetzt wirst du dich fragen, was dich so unvollkommen macht und was du falsch gemacht hast, damit ich dich nicht wenigstens ein wenig lieben kann.
Weißt du, deshalb kann ich dich nicht lieben. Du wirst nicht immer geliebt werden Alice, es wird Tage geben, an denen andere müde und gelangweilt vom Leben sind, ihre Köpfe in den Wolken haben und dich verletzen werden.
Weil Menschen so sind, verletzen sie sich immer gegenseitig, sei es durch Nachlässigkeit, Missverständnisse oder Konflikte mit sich selbst.
Wenn sie sich selbst nicht lieben, zumindest ein wenig, wenn sie keinen Brustpanzer der Selbstliebe und des Glücks um ihr Herz schaffen, wird das schwache Unbehagen, das von anderen verursacht wird, tödlich und zerstört sie.
Als ich dich das erste Mal sah, schloss ich einen Pakt mit mir selbst: "Ich werde es vermeiden, dich zu lieben, bis du lernst, dich selbst zu lieben."
Lewis Carrol, "Alice im Wunderland"
«آیا دوستم داری؟» آلیس پرسید.
خرگوش سفید پاسخ داد: «نه، دوستت ندارم.»
آلیس اخم کرد و دستهایش را در هم گره زد؛ همان کاری که همیشه وقتی دلش میشکست انجام میداد.
خرگوش سفید گفت:
«میبینی؟
حالا شروع میکنی از خودت بپرسی چه نقصی داری و چه اشتباهی کردهای که نتوانستهام حتی کمی دوستت داشته باشم.
اما دقیقاً به همین دلیل است که نمیتوانم دوستت داشته باشم.
آلیس، تو همیشه محبوب همه نخواهی بود. روزهایی خواهند آمد که آدمها از زندگی خسته و دلزدهاند، ذهنشان جای دیگری است و ناخواسته به تو آسیب میزنند.
آدمها همینگونهاند؛ همدیگر را میرنجانند، گاه از روی بیتوجهی، گاه از روی سوءتفاهم، و گاه به خاطر جنگهایی که در درون خودشان دارند.
اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد، اگر دستکم اندکی عشق به خویشتن نداشته باشد، اگر پیرامون قلبش زرهی از خوددوستی و شادی نسازد، آن رنج کوچک و ناراحتیای که دیگران به وجود میآورند، میتواند ویرانگر شود و او را از پا درآورد.
وقتی نخستین بار تو را دیدم، با خودم پیمانی بستم:
«از دوست داشتن تو خودداری خواهم کرد، تا زمانی که یاد بگیری خودت را دوست داشته باشی.»»
300
Als ich dich das erste Mal sah, schloss ich einen Pakt mit mir selbst: "Ich werde es vermeiden, dich zu lieben, bis du lernst, dich selbst zu lieben."
