زثولیت
Open in Telegram
He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
168
Subscribers
-124 hours
+47 days
No data30 days
Posts Archive
168
ببینید من یک متنی دارم که یکی از جملاتش معقول نیست. برای اولین بار، تاکید میکنم برای اولین بار، بنده حین نوشتن کلمات خودم چنان درگیر شدم که نفس کشیدن یادم رفت و بابت همین الان موندم. باورم نمیشه.
168
ای فروغ ماه حُسن، از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده
باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما
بخت خوابآلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت گل دستهای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گرچه جام ما نشد پر می به دوران شما
دل خرابی میکند، دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان، جان من و جان شما
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند؟
خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما
دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند، قربان شما
میکند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکّرافشان شما
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حقناشناسان گوی چوگان شما
گرچه دوریم از بساط قرب، همّت دور نیست
بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شَهنشاه بلند اختر، خدا را همّتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
#حافظ. | غزل ۱۲
168
Repost from مَطرود
- فورواردکنید؛ بهتون رندوم از نوشتههام بدم.
الان میزارمش
168
Repost from N/a
فوروارد کنید این پیام رو، تا بر اساس وایب که از چنلتون میگرم یه مونولوگ دربارهی بحران وجودی شما بنویسم.
168
Repost from کلیسای سنت پترزبورگ
یکی از پستهای چنل + این پیام رو ارسال بکنید تا من بگم اگر شما یک عکس بودید که من توسط دوربینم ثبتش میکردم، چجور تصویری میشدید؟ طبق وایب و حس و حالتون عکس رو توصیف میکنم.
جوین شدن اجباری نیست
جوابها اینجا گذاشته میشه
168
Repost from کلیسای سنت پترزبورگ
اگر ببوسم زلف او را و نبینم چَشم لبخندی
اگر دنیا نباشد یار من بر چنین پیوندی
اگر او در کنار دیگری خوشحال باشد چه
اگر شعرهای من وفای دل عاشق نباشد چه
اگر دامن تو را در دست نگیرم چه، اگر بر تو شعر خوانم و تو را آنطور که باید، نقش بر کاغذ نکنم چه
چقدر رویای تو در سر دارم ای جانانِ جانانم
چقدر عشقت را خواهانم قربان دو چشم رعنایت،
آه چقدر عاشق شده این دل، که حتی زندگی بی تو نمیخواهد.
-مهیار
168
مرد ژرفاندیش، نیازمند یاران است. حتی اگر همهچیز نابود شود، او خدایان خویش را دارد. ولی من نه یارانی دارم و نه خدایانی. من نیز مانند تو آزمندم، خواستار یک دوستی تمام عیارم، دوستی میان همترازان. چه واژهٔ سکرآوری است، همتراز. برای انسانی چون من که همواره تنها بوده و هموارا به دنبال یافتن کسی بوده است که به تمامی متعلق به او باشد و هرگز او را نیافته، این واژه سرشار از امید و آسایش است.
ف.ن[فریدریش #نیچه]
168
مرد ژرفاندیش، نیازمند یاران است. حتی اگر همهچیز نابود شود، او خدایان خویش را دارد. ولی من نه یارانی دارم و نه خدایانی. من نیز مانند تو آزمندم، خواستار یک دوستی تمام عیارم، دوستی میان همترازان. چه واژهٔ سکرآوری است، همتراز. برای انسانی چون من که همواره تنها بوده و هموارا به دنبال یافتن کسی بوده است که به تمامی متعلق به او باشد و هرگز او را نیافته، این واژه سرشار از امید و آسایش است.
[فریدریش #نیچه.]
168
استدلال نخوابیدنمم حرف تلخوشه چرا که خواب خیانت است به شب. اما درواقع من الان دارم به خودم خیانت میکنم و این مدل زندگی درست نیست.
