زثولیت
Open in Telegram
He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
168
Subscribers
+124 hours
-27 days
+430 days
Posts Archive
168
انقدر پرایوتشیر دیدم توو چنلم که اگر یه تکس پرایوتشیر نخوره تعجب میکنم! عالی هستید یه روز میزنم به سیم آخر و اونجای همتون رو دندون میگیرم.
168
اوقات تلخ و وضع خراب و هوا پس است
من تاب قهر یار ندارم بگو بس است
رعنا بتی که آب و گل آفرینشش
از چشمهای مبارک و خاکی مقدس است
ای جان بر لب آمده لبهای دوست را
آرامتر ببوس که این غنچه نورس است
آشفته خاطرش مکن ای پیک و بازگرد
حتی مگو که نامه به خط فلان کس است
زندانی امیدم و میدانم این قفس
هر قدر هم بزرگ شود باز محبس است
لازم نبود نام خودت را بیاوری
فاضل همین که شعر تو را بشنود بس است
#فاضل_نظری. | بگو بس است.
168
آخرین نخ سیگارم هم انگار کمرش شکست و دیگر نمیشد آتشش زد.
یا لبهایم را نمیخواست یا تاب خاکستر شدن نداشت. هرچه که بود، بود اهمیتی ندارد، دورش انداختم اما هنوز هم به او فکر میکنم.
#زث.
168
امشب حتی فراموش میکردم که سیگار را از لبم بردارم. به خود آمدم و دیدم که لباسم از خاکسترهای سیگارم سوخته و شاکی هستم که چرا سرفه میکنم.
#زث.
