زثولیت
Open in Telegram
Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
220
Subscribers
+224 hours
+17 days
+530 days
Posts Archive
219
پرایوتشیرعلی:نمیدونم چرا انقدر بد میارم تو زندگیم چند وقته
زثی هروقت پرایوتشیرعلی پرایوتشیر میکنه:
219
Repost from N/a
همهچی زشته، چون نور نیست.
نه عینک، نه چراغقوه؛ نتونستن برش گردونن.
انگار تاریکی تصمیم گرفته موندگار باشه.
دلِ افتاده زیر پا؛
چینیِ نازک، لبپَر، گناهکی،
از اون جنس که با یک نگاهش میشکنه
و با هیچ دستی درست نمیشه.
خب؛ شکست.
البت نه که بار اولش باشه طفلی.
ولی میگن باید اوستا پیدا کنی بندش بزنه.
ولی بعضی ترکها برای وصله نیستن، هستن؟
نیستن.
برای یادآوریان.
و باز دستها میگردن دنبال چیزی که گم شده،
پاها میخورن به سایهها، صداها میپیچن توی خلوت.
دل همون حوالی له میشه و دوباره بلند نمیشه،
چینی هنوز لبپَر، هنوز گناهکی،
مثل چیزی که باید باشه، ولی نیست.
مثل کسی که باید باشه، ولی نیست.
مثل تویی که باید باشی، ولی نیستی.
-برای صاحبش
