ㅤcatharsıs ( rest )
Open in Telegram
ㅤㅤㅤㅤㅤmoa n engene ’s safe zone ㅤㅤㅤ ㅤ ࣪ ۪ 🐺 ! ! @woufebot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
524
Subscribers
-124 hours
-87 days
+3530 days
Posts Archive
Repost from #𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌7
+4
با صدای چند تقه به در از فکر بیرون اومد. "بیا تو" سونگ به سمت سوکجین رفت و تعظیم کوتاهی کرد. "قربان پسر جناب لی رو آوردیم" "بیار پیشم" "چشم قربان" تعظیمی کرد و از در خارج شد. بعد از چند دقیقه سونگ برای بار دوم به در ضربه زد. "بیا تو" در باز شد و جین پسر مظلومی که داخل خودش جمع شده بود رو دید. "ما رو تنها بزار" سونگ با تعظیمی آن دو پسر رو تنها گذاشت. "سرتو بالا بگیر" جین با ندیدن واکنشی از جانب پسر عصبی شد. "خوشم نمیاد دو بار حرفمو بزنم" هیسونگ از تن صدای بلندی چشماشو بست و آروم سرشو بالا گرفت. "منو میشناسی" "خ..یر ق..ربان" "من دوست پدرت بودم،کسی که پدرت تمام پول و اموالشو برای خودش کرد و با اموال من بهترین زندگی رو داره" بلافاصله بعد صحبتش پوزخندی زد. "میدونی چرا اینجایی" "ن..نه" "برای انتقام از پدرت" "خواهش میکنم قربان،من بی گناهم،لطفا باهام کاری نداشته باشین" جین با احساس دلسوزی، بادیگارد مو قهوه ای رو صدا کرد. با ورود بادیگارد دستور بردن پسر رو داد. " قربان خواهش میکنم منو نبرید" با رفتن پسر هوفی کشید و به فکر فرو رفت. "سوکجین نباید بهش رحم کنی،تو این همه سال نقشه نکشیدی که عقب بکشی"𝑆𝑒𝑜𝑘ℎ𝑒𝑒𓍯
Repost from 𝗃𖹭𝗋𝗅𝗂𝗇
﹫ 𝖾𝗌𝗍 𝗌𝗎𝗉𝗁𝖺 ⎯ 𝖺𝖼𝗍𝗈𝗋 % 𝟢𝟣
𝗐𝗐𝗐 ִ ⚾️ ִ 𝗃𖹭𝗋𝗅𝗂𝗇
Repost from ᯓ ikeu 's paw شیپ پارتی
یکی از انهایپن بجز هیسونگ
دوتا از اسکیز بجز هیونجین
یکی از کورتیس بجز کنهو
آیدی بدن
@ik1uebot
