918
Subscribers
-224 hours
+67 days
+1130 days
Posts Archive
918
عاقا یه سوال از متاهلين 😂😂
شما ميدونين روش كباب روی منقل چطوريه؟
همسايه بغليمون به زنش گفت :
تا خود اذون صبح مثل كباب رو منقل اينور اونورت ميكنم /:
😂
918
خــداروشــڪــررررررر عــشــقــم بــعــد هشــت مــاه بــرگــشــتــ😍😁
نــارنــگــے رو مــیــگــمــ😋😜
918
دوست معمولی بودن با دخترا هم خیلی سخته،
همش باید یه جوری رفتار کنی انگار دلت
نمیخواد ب ک نی ش😂😂
918
خودت را نرنجان آنکه بودنت را قدر ندانست لایق حضور در فکرتم نیست!🔥
918
این صبح
تمام ترانه هایش
همدوش چشمان توست
خورشید نگاهت
در شور هزار رقص
به خواستگاری گلها رسیده
بیا
عاشقانه هایمان را
به صبح بدهیم
و مژگان خورشید را
جاری کنیم
روی ترانه ی خوش خدا
و رقص کنان
در آینه ی صبح تو
عاشق شویم....
918
حرارت آغوشت
شعله های شهوت را سرکش میکند
فوران میکنم به وسعت تشنگی اندامت
دلی دیوانه اندامی تشنه
در زیر خاکستری از هوس پنهان مانده است
ققنوس وجودم پر میگشاید
در حلقه ی بازوانت
به پرواز در می آید
پرنده ی شهوت انگیز
در آسمان عریانیمان
عطش خواستنت باشد
و یکی شدنمان لب بر لب
نفس در نفسهای بریده از لذت
چشمانمان به آتش کشیده میشود
در التهاب خواستن
طعم پوستت زیر زبانم
وحشی میکند گرگ درنده ی درونم را
میدرم و میدری در نبردی بی امان
چه مبارزی و چه اقتداری دارد
آغوش افسانه ایت
918
" چهارشنبہ "یعنے
پرسہ زدنهاےعاشقانہ من در
حـوالے چهار باغ آغوش تــووو....
918
چه رویایی از این بهتر ،
ڪہ در گرماے آغوشت ...
شَوم خاڪسترے از عشـــق ،
و نامت بر لبم باشد
918
نگاه شیطانی ات،در سرم غوغایی بر پا میکند
افسار گسیخته،داغ،عمیق و سوزان
در فکر تسخیر برهنگی ات عریان میشوم
وسوسه گری پر هوس،،،،،
ارام اراااام ،سبک،بی وزن چون شعله های سرخ
بر مستانه ایی اتشین مینشینم
رقص بی نظیر لبهایمان،،،،
طعم سرمست کننده بوسه هایت
لرزهای ریز بدن
و رهایی ویرانگری در پس ناله هایی بی وقفه
سیلابی خروشان در هیجانی ممنوعه
918
نمیدانم چرا
وقتی به آغوش میگیرمت
دیگر به هیچ چیز
فکر نمیکنم
شاید
آغوشِ تو
بُن بستِ
تمام افکارم است
