fuck!ng dreamly;
Open in Telegram
237
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
نصف تایم عصرمو روی تخت دراز کشیده بودم و اینجوری بودم که چطور قراره از پس فردا بر بیام؟
کلا فراموش کردم امروزمو زندگی کنم
Repost from scaredycat.
هر شب قبل از خواب به خودش قول میداد که فردا آدم بهتری باشد.
اما صبح که بیدار میشد، روی کاغذ کنار تختش نوشته بود:
«دیشب هم همینو گفتی… و باز هم دروغ گفتی.
من هنوز باورم نمیشه داره تابستون میشه،انقدر عذاب کشیدیم امسال هرحرکتی میزنم بعدش باید دوساعت استراحت مطلق باشم
