گمگشتهی حیران
Open in Telegram
امریبود: @Nooraa_chat_bot اندکی توصیف زندگانی با چاشنی شعر؛ شاید شرحِ زندگیِ گمگشتهای حیران ..
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
271
Subscribers
-124 hours
-217 days
-7530 days
Posts Archive
یه روز مولانا از شمس میپرسه که:
« این اندوه عمیق بلاخره کِی تموم میشه؟ »
شمس هم میگه که « اندوه تمام نمیشود ، تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود »
سلام آقا
میشه اگر زنده موندم زود قسمت کنی بیام پیشت؟
من کل غمم رو نگه داشتم حضوری براتون بگم.
نزدیکِ اربعین، دلم بیپناه ماند
چشمانِ خیسِ من، به غمِ یک نگاه ماند
هر کس رسید، گفت: «زائری؟» و من فقط...
از این سؤال، دلِ پُرخونِ من به آه ماند
آقا! مگر بدان به حریمت نمیرسند؟
پس حُر چگونه لایقِ آن بارگاه ماند؟
گفتند: «قسمتت نشده...» سر به زیر شدم
حسرت، رفیقِ هر سحر و هر پگاه ماند
هر شب به شوقِ صحنِ تو خوابم نمیبرد
تصویرِ گنبدت، همیشه تکیهگاه ماند
آنقدر گریه میکنم تا عاقبت بگویند:
این نوکر از دو چشمِ خودش رو به راه ماند
از راهِ دور، سلام به سلطانِ کربلا
بارانِ اشک، همدمِ این روضهها بماند
روزی اگر نخواندیام امسال، یا حسین
امیدِ اربعینِ دگر در دلم بماند...
گم گشتهی حیران پنج مرداد ماه هزار و چهارصد و پنج
من به جا ماندن از این قافله عادت کردم
شما را فقط از دور زیارت کردم
نوش جانش هرکه رفت حـرمِ ارباب
خودمانیم.. ولـی گاهـی حسادت کردهام:)
نزدیکِ اربعین، دلم بیقرار شد
هر کوچه از خیالِ حرم سوگوار شد
هر کس رسید، گفت: «نجف رفتهای؟» ولی...
این پرسش، آتشی به دلِ انتظار شد
آقا! اگر که لایقِ دیدار هم نبود
پس حُر چگونه یک شبه از رستگار شد؟
گفتم: «نبردهایم مرا...» اشک گفت: «نه؛
این گریه، خود مسیرِ تو تا نینوا شد.»
هر شب سلام میدهم از پشتِ پنجره
شاید نسیم، قاصدِ آن خاکِ یار شد
آنقدر اسمِ تو به لبم زمزمه شده
ذکرِ «حسین» قوتِ این روزگار شد
روزی اگر نخواندی مرا سوی کربلا
میآیم از مسیرِ دلم، هر کجا که شد
از راهِ دور، رو به ضریحِ تو میکنم
شاید همین سلام، قبولِ زیارت شد...
-گم گشتهی حیران پنج مرداد ماه هزار و چهارصد و چهار
نزدیکِ اربعین، دلِ جا ماندهها گرفت
یک بینوا برای خودش ربنا گرفت
هرکس رسید؛ سوال کرد: زائری؟
از این سوال، دلِ پُرخونِ ما گرفت
آقا مگر "بَدان" به حریمت نمیرسند؟
پس "حُر" که بود که جام بلا گرفت...؟
باشد؛ محل نده... نبرم اربعین حرم
اما بدان؛ که قلبم از این ماجرا گرفت
آنقدر گریه میکنم که بگویند عاقبت:
نوکر ز اشکِ خود سفرِ کربلا گرفت...
اما ز راهِ دور؛ سلام حضرت حسین
بارانِ اشک، از این روضهها گرفت
آقاامیرالمؤمنین(علیهالسلام) در اندوهِ عمیقِ تنهاییهای خودِ میفرمایند:
«الْغَرِيبُ مَنْ لَيْسَ لَهُ حَبِيبٌ»
غریب ؛
کسی است که غمخوار ندارد . .
غررالحکم،حدیث۵۵۷۲
