Qzl Diary's ✨
Open in Telegram
تکه هایی از او....🎀🤍 دانشجو مامایی👶🏻👩🏻⚕️🩷 BUMS🩺 در تلاش برای کشف قشنگیای زندگی، میخوام که وایب خوبه رو بگیری🪽🦢 لینک ناشناس برای شنیدن حرفاتون🥹🫂 https://t.me/BChatcBot?start=0103d0b111051991ec2a01
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
659
Subscribers
-324 hours
+287 days
+10630 days
Posts Archive
Repost from 𝘚𝘰 𝘸𝘩𝘢𝘵?
من همیشه ترجیح میدادم رقص دیگران را تماشا کنم تا خودم برقصم. درست مثل سفر با ماشین که همیشه دوست داشتم کنار راننده بنشینم تا پشت رُل. من همیشه محتاط بودم، اما احتیاط هم حدی دارد. چرا باید من با سایر هم سن و سال های خودم تفاوت های اساسی داشته باشم؟ آیا این خود به معنای تنهایی نیست؟ چرا من همیشه باید تنها باشم؟ حتما بین خیلی سخت و تند زندگی کردن و معمولی زندگی کردن، حد وسطی وجود دارد. چرا همان راه حل میانه را اختیار نکنم؟
-و ادامه داستان، سارا دسن
دیر میفهمی ادمای واقعی زندگیت کیا هستن🙂
اما وقتی فهمیدی سفت بچسب بهشون✨
(به اون قابلمه هم توجه نکنید😂)
+1
شمام مثل من عاشق سبزی خوردن هستین؟👀😂
بزرگی فنجون واسه چای منو یاد اندیشه (دوستمه)میندازه😂🦉🤓
قرار نیست همیشه همه چیز عالی باشه و ما بی نقص باشیم
همینکه هر روز سعی میکنیم بهتر باشیم کافیه
پس انقدر خودتو اذیت نکن:)🫶🏻💋
تشکر کردی امروز ازش؟:)
✨💆🏻♀️
شاید گاهی یادمون بره اما همیشه تو قلبمون تشکر میکنیم دیگه😌🩷
+3
هرچی تو ملت عشق جلوتر میرم بیشتر به توصیف مولانا از شمس پی میبرم و کیف میکنم با کتاب🤍
پیشنهاد میکنم این قسمت رو بخونید🫠
