en
Feedback
inked letters.

inked letters.

Open in Telegram

between coffee stains, unfinished drafts, and borrowed feelings. @ashlynthbot ¨*:·. ٠٧١٠ https://t.me/HarfChatBot?start=849ac0fd59d8

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
218
Subscribers
-124 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
God I love Robbers

ریکشن‌هاش رو ناج بلا کنید.☹️💕

خیلی چنلت ناجه

بچه‌ها برید پیشش حتماً :((

سلام امیدوارم حالت خوب باشه. 🤍 من یه چنل ادیت و مودبرد برای سونتین زدم، خوشحال می‌شم اگه حمایتم کنی~ https://t.me/dalidawn

Repost from apollo .
🍒 ; you based on your favorite ships – part one

Repost from N/a
ㅤㅤㅤㅤ ‌  :¨ ·.· ¨: simp simp꩜ .ᐟ `· . ୨୧ ㅤ

Repost from N/a
★ #Tiny_chaos Sometimes, the smallest people make the biggest changes. Couple:Minwon/Meanie, Seoksoon ☆ anon 『@MINWON0WINTER』
★ #Tiny_chaos
Sometimes, the smallest people make the biggest changes.
Couple:Minwon/Meanie, Seoksoonanon@MINWON0WINTER

Repost from N/a

در روزگاران بسیار دور،پادشاه بداخلاقی زندگی میکرد. روزی از روزها مثل همیشه،صدای داد پادشاه کل قصر رو فرا گرفته بود. "این چه ک
+4
در روزگاران بسیار دور،پادشاه بداخلاقی زندگی میکرد. روزی از روزها مثل همیشه،صدای داد پادشاه کل قصر رو فرا گرفته بود. "این چه کوفتیه درست کردی؟غذات هر روز افتضاح تر از قبله،ببرینش زیرزمین و شنکجش بدین" خدمتکار بیچاره که نمیتونست حرفی بزنه،سرشو انداخت پایین و اشکی از چشمش سر خورد و روی گونش ریخت.باید مجازاتش رو قبول میکرد،وگرنه پادشاه او را اخراج میکرد. دو سرباز،دستان زن بیجاره رو محکم گرفتند و به زیرزمین بردند. "من میرم قدم بزنم،کسی دنبالم نیاد" بلافاصله بعد از حرفش بلند شد و به سمت خروجی در رفت. سوار بر اسب به سمت جنگل پا گذاشت،پسر شکارچی مشغول شکار یه آهو قهوه ای رنگ،بود. "سونیونگ" "چه عجب جناب پادشاه دیدن ما اومدن!" "سونیونگ خودت میدونی،که چه خبره توی قصر،پس لطفا ناراحت نشو که دیر به دیر میام پیشت" "هوم،درک میکنم دلم برات تنگ شده بود" "منم دلم برات تنگ شده بود بیبی" "کی منو میبری به قصر؟" "به زودی" پسر بزرگتر به پسر نزدیک شد و بوسه ای به پیشانی او کاشت. "خیلی دوست دارم پادشاه من" "منم خیلی دوست دارم شکارچی من"
𝐒𝐨𝐨𝐧𝐂𝐡𝐞𝐨𝐥★

Repost from N/a
Name: the other side Part1: as expected. با زدن روی لینک بالا میتونین پارت جدید رو بخونین💓 چوی سونگچول رئیس مافیایی که برای
Name: the other side Part1: as expected.
با زدن روی لینک بالا میتونین پارت جدید رو بخونین💓
چوی سونگچول رئیس مافیایی که برای انتقام، زن رئیس بزرگ‌ترین گنگستر سئول پیچولین رو کشته بود. حالا نوبت پیچولین بود تا با استفاده از برادرزاده ی زن مرده‌اش و پسراش، هونگ جاشوا، یون جونگهان و یون چان انتقامش رو از برادران چوی، سوکمین و سونگچول میگرفت. اما آخر راه طوری که انتظار داشت پیش نمیره.
Hashtags: #Jeongcheol #Seoksoo #minwoon #soonhoon

Repost from N/a
#پاکسازی این پیام رو فور کنید تا چنلتون رو توی یک فولدر جدا قرار بدم.

• Begin again •Couple: jihan •side Couple: soonhoon - jeonghan&rośe • Genre: slice of life - angst - dram Tags: Past relation
• Begin again
•Couple: jihan •side Couple: soonhoon - jeonghan&rośe • Genre: slice of life - angst - dram
Tags: Past relationships, friends with benefits, Exs to lovers, miscommunications
جونگهان بعد از چند سال زندگی توی آمریکا به‌خاطر دانشگاهش و بعد برگشتن به سئول، با جیب خالی و اجاره‌خونه‌ای که دیگه از پسش برنمیاد، مجبور می‌شه دنبال یه هم‌خونه بگرده. فقط انتظار نداشت وقتی خونه‌ای با قیمت پیشنهادی مناسب جیبش پیدا می‌کنه و برای بازدید به اونجا می‌ره، هونگ جیسو رو ببینه؛ همون پسری که یه زمانی بهترین دوستش، پارتنر رابطه‌های یک شبه و یهوییش بود. جونگهان می‌خواد که فرار کنه ولی جایی مناسب‌تر با بودجه‌اش نمی‌تونه پیدا کنه و روز‌ به روز نزدیک شدن به مهلت تخلیه خونه‌اش، مجبورش می‌کنه که زندگی مشترک با جیسو رو قبول کنه. جیسو وانمود می‌کنه هیچ اتفاقی نیفتاده و جونگهان هم سعی می‌کنه با داشتن یه دوست‌دختر و زندگی جدیدش ثابت کنه گذشته دیگه براش اهمیتی نداره. ولی زندگی زیر یه سقف خیلی زود همه‌چیز رو به هم می‌ریزه و شاید مشکل اینه که بعضی عشق‌ها هیچ‌وقت واقعاً تموم نمی‌شن؛ فقط یه مدت طولانی وانمود می‌کنیم که تموم شدن.

Repost from N/a
تو، توی بغلمی و من دست‌هام رو دورت حلقه کردم. صورت‌هامون بهم چسبیده و تو داری میخندی. حتی توی این عکس هم لباس های گرم پوشیدیم
تو، توی بغلمی و من دست‌هام رو دورت حلقه کردم. صورت‌هامون بهم چسبیده و تو داری میخندی. حتی توی این عکس هم لباس های گرم پوشیدیم. چون تو، عاشق هوای سرد بودی.
"You loved the snow" -Oneshot -Zzzz

Repost from N/a
☆ 🪽 .⋆ ‹ جونگهان بایس، نیاز نیست وقتی روزا سر به سرمون می‌ذاری شبا بیای پت‌پتمون کنی. خودمون می‌دونیم چقدر مهربونی و هیچی توی دلت نیست. ›

៹ ࣪ Wonwoo's Midnight Library,
#thread 𝄞
────୨ৎ──── WonDreamer – for the dreamers.

ميام بعداً باهاتون حرف مي زنم.☹️💞

عاشقتونم مراقب خودتون باشيد