پیچک🌀
Open in Telegram
استفراغ ذهنی آنچه که تراوش ذهن من است..... منشأ هستم خوش اومدید گاهی مینویسم ،گاهی طراحی میکنم گاهی هم فقط به شما نگاه میکنم! https://t.me/+NGN-375Z0k05MjE0 Traditional art https://t.me/SendHarfBot?start=4a84877f542f
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
478
Subscribers
-1124 hours
+487 days
+13430 days
Posts Archive
477
Repost from n i c o t i n e | نیکوتین 🖤
تو باورهای قدیمی ایرانی، شب یلدا فقط جشن نبوده؛ باور داشتن این شب، طولانی ترین فرصت برای دیو تاریکیه تا سیاهی رو تو دل مردم بذاره. روحها و موجوداتی که بقیه سال جرئت بیرون اومدن نداشتن، تو یلدا آزاد میشن و دنبال تنهایی میگردن. برای همین میگن یلدا را بیدار و درکنار هم بگذرونید.
-نیکوتین-
477
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگِ قشنگ از کفِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دلِ تنها به چه شوقی پیِ یلدا برود؟
477
دلم دارد میترکد. هیچوقت اینطوری نشده بودم؛ اینقدر تلخ و بیهوده! یک چیزی را از من گرفتهاند. نمیدانم چه کسی و کجا و چرا.
- فروغ فرخزاد
477
Repost from تجویز انگیزه
این پی دی افو بخون چون خیلی شیک و تر و تمیز بهت میگه که چطوری با افسردگی مبارزه کنی »»»
✨ | @TajvizAngize
477
وَ شاید قلب محزونش در آن لحظه و در آن حقایق ایستاد و دمی نرفت و بازدمی برنخواست چشم ها خیره ماندند و سوزش چشم خبر از پا قدم اشک داد
آه برای چه اشک می ریزی مَفلوکِ فِسرده؟؟؟
اگر برای خودت است که از تو چیزی باقی نمانده
آه آن چه بود که در من مرده؟
بوی فسادش همه چیز زندگی ام را برده
#بداهه_گویی
477
عذابی پس گران برده ای سوختی آخر سوختن چه شد؟
آنکه ماننده پروانه بودی دور او حالا شمع کیست که تورا سوزانده شد
بانگ بر کشید از سوی درد نکند چشم نهان این همه درد از دوش تو
#بداهه_گویی
477
و او گفت:« به خاطر همه چیز الان در این لحظه.... خشمگینم،محزونم،پشیمونم،ترسیده ام،سردرگمم،و بغض هایی دارم اما اشک در پس چشمانم ندارم و از این نسوزم که نه تلاشم ثمره ای دارد و نه آه و زاریم از این میسوزم که همش باید باشم و بمانم و از پای نروم»
اما نگفت، نگفت و با نگاهی خیره به طرح های فرش زیر پایش خیره شد
#بداهه_گویی
