en
Feedback
پیچک🌀

پیچک🌀

Open in Telegram

استفراغ ذهنی آنچه که تراوش ذهن من است..... منشأ هستم خوش اومدید گاهی می‌نویسم ،گاهی طراحی میکنم گاهی هم فقط به شما نگاه میکنم! https://t.me/+NGN-375Z0k05MjE0 Traditional art https://t.me/SendHarfBot?start=4a84877f542f

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
478
Subscribers
-1124 hours
+487 days
+13430 days
Posts Archive
واکنش های رنگی میخوام😭
واکنش های رنگی میخوام😭

واکنش های رنگی میخوام😭
واکنش های رنگی میخوام😭

photo content

photo content

تو باورهای قدیمی ایرانی، شب یلدا فقط جشن نبوده؛ باور داشتن این شب، طولانی ترین فرصت برای دیو تاریکیه تا سیاهی رو تو دل مردم ب
تو باورهای قدیمی ایرانی، شب یلدا فقط جشن نبوده؛ باور داشتن این شب، طولانی ترین فرصت برای دیو تاریکیه تا سیاهی رو تو دل مردم بذاره. روح‌ها و موجوداتی که بقیه سال جرئت بیرون اومدن نداشتن، تو یلدا آزاد میشن و دنبال تنهایی می‌گردن. برای همین میگن یلدا را بیدار و درکنار هم بگذرونید. -نیکوتین-

Homayoun Shajaryan-Shabe Chele 128.mp35.16 MB

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگِ قشنگ از کفِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد دلِ تنها به چه شوقی پی
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگِ قشنگ از کفِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد دلِ تنها به چه شوقی پیِ یلدا برود؟

شب بخیر
شب بخیر

photo content

ری.... واکنش های رنگی میخوام😭
ری.... واکنش های رنگی میخوام😭

دلم دارد می‌ترکد. هیچوقت اینطوری نشده بودم؛ اینقدر تلخ و بیهوده! یک چیزی را از من گرفته‌اند. نمی‌دانم چه کسی و کجا و چرا.
- فروغ فرخزاد

این پی دی افو بخون چون خیلی شیک و تر و تمیز بهت میگه که چطوری با افسردگی مبارزه کنی »»» ‌✨ | @TajvizAngize

photo content

photo content

#artistday
+9
#arti
stday

photo content

وَ شاید قلب محزونش در آن لحظه و در آن حقایق ایستاد و دمی نرفت و بازدمی برنخواست چشم ها خیره ماندند و سوزش چشم خبر از پا قدم اشک داد آه برای چه اشک می ریزی مَفلوکِ فِسرده؟؟؟ اگر برای خودت است که از تو چیزی باقی نمانده آه آن چه بود که در من مرده؟ بوی فسادش همه چیز زندگی ام را برده #بداهه_گویی

photo content

عذابی پس گران برده ای سوختی آخر سوختن چه شد؟ آنکه ماننده پروانه بودی دور او حالا شمع کیست که تورا سوزانده شد بانگ بر کشید از سوی درد نکند چشم نهان این همه درد از دوش تو #بداهه_گویی

و او گفت:« به خاطر همه چیز الان در این لحظه.... خشمگینم،محزونم،پشیمونم،ترسیده ام،سردرگمم،و بغض هایی دارم اما اشک در پس چشمانم ندارم و از این نسوزم که نه تلاشم ثمره ای دارد و نه آه و زاریم از این می‌سوزم که همش باید باشم و بمانم و از پای نروم» اما نگفت، نگفت و با نگاهی خیره به طرح های فرش زیر پایش خیره شد #بداهه_گویی