en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑚𝑖𝑙𝑒 𝑜𝑓 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑙𝑠

𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑚𝑖𝑙𝑒 𝑜𝑓 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑙𝑠

Open in Telegram

𝙞𝙛 𝙞 𝙙𝙞𝙙𝙣'𝙩 𝙝𝙖𝙫𝙚 𝙪,𝙞'𝙙 𝙣𝙚𝙫𝙚𝙧 𝙨𝙚𝙚 𝙩𝙝𝙚 𝙨𝙪𝙣 𝙐 𝙩𝙖𝙪𝙜𝙝𝙩 𝙢𝙚 𝙝𝙤𝙬 𝙩𝙤 𝙗𝙚 𝙨𝙤𝙢𝙚𝙤𝙣𝙚♡ 💙💚🇨🇮❤️💛 درودی به کوکی های زیبام،اگه کاری باهام داشیتید اینجام: @Parycookiesbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=52

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
197
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-430 days
Posts Archive
شینگیلی داشت تو فیلمههههه

Repost from N/a
شاید باید خودکشی. 🙏🏽

Repost from هاموئل 🪩
"he’s got the FLAVOR. The dreaded flavor!"

منظورتون چبه کی کام اوت کرده من هیچی نمیاد فقط دارم سکته میکنم از پیاما کمک به منم بگید

قایلیت پرت کردن گوشیم تو دیوار رو دارم 🙏

تلگرام قشنگم دلم برای امنیت و راحتیت تنگ شده بود خدامیدونه که چقدر شبا به فکرت بودم و چند وقت هیچی دانلود نکردم که بهت خیانت نکنم ...

وای دلم براتون اندازه کون مورچه شده

کوکی های قشنگم😭🫂 میدونم که حتما یادتون منو رفته و اونقدر ها هم مهم نبودم اما خب ماچ به همهتونن

بازم میگم خیلی مراقب خودتون باشید و دوستتون دارم ♡

Repost from SOS Needit
آمادگی کامل برای هرگونه شرایط جنگی و اضطراری
لیست کیف اضطراری ۷۲ ساعته
اشتباه مرگبار در جمع کردن کیف اضطراری
آب سالم (روش ذخیره و تصفیه)
غذای ماندگار
انبار کردن مواد غذایی
امنیت دیجیتال و اطلاعات
پیام رسان آفلاین
نقشه آفلاین
آمادگی برای قطعی برق طولانی
مدیریت باطری و انرژی
پاوربانک
پاوربانک خورشیدی
شارژر خورشیدی
وسیله گرمایشی دست‌ساز
کپی مدارک مهم
داروهای ضروری
دارو های ضروری و دوز
ذخیره سازی داروهای حساس
تکنیک "STOP" در لحظه انفجار یا حادثه
تکنیک "لاکپشت" در لحظه انفجار یا حادثه
پناه گیری اصولی
پناه گیری در خانه یا محل کار
ساده سازی مسیر خروجی از خانه
چسب زدن پنجره ها مخصوصاْ خانه های نزدیک به مراکز حساس
پناه گیری با خودرو
مواجهه اولیه با فرد آسیب دیده
کمک های اولیه در شرایط جنگی
نحوه بستن زخم شدید و جلوگیری از خونریزی "قسمت اول"
نحوه بستن زخم شدید و جلوگیری از خونریزی "قسمت دوم"
نحوه بستن بانداژ در نقاط مختلف بدن "قسمت اول"
نحوه بستن بانداژ در نقاط مختلف بدن "قسمت دوم"
در صورت مشاهده فرد بیهوش چیکار کنیم ؟
نکاتی درباره سوختگی
لوازم ضروری اگر بچه کوچیک دارید
حفظ سلامت روانی کودکان "قسمت اول"
مقابله با بحران روانی در کودکان
حمایت از سالمندان در شرایط پر تنش
تاب آوری روانی جمعی
مدیریت حمله پنیک
شناسایی اخبار غلط و جنگ روانی
لوازم ضروری اگر حیوان خانگی دارید
قوانین مشترک برای همه حیوانات در شرایط جنگی
سرپرستان پرندگان
○° لیست پناهگاه های شهرهای مهم ایران مطالب PDF :
چک لیست شرایط اضطراری خانواده
یادگیری کمک های اولیه
در صورت وقوع حمله هوایی
بروشور آمادگی کلی
چک لیست مواد غذایی مطالب وزارت دفاع سوئد بقا در شرایط بحرانی چه یک نفر چه هزاران نفر ، میتونید با به اشتراک گذاشتن این مطالب در کمک به آمادگی تمام عزیزانمون برای هرگونه شرایط غیر مترقبه همراهی کنيد

بچه ها مراقب خودتون خیلی باشید دوستتون دارم🫂 همه چی درست میشه ی روزی

برای صحبت از آبدانان میتونید متن‌های زیر رو استفاده کنید
Internet and mobile networks have been cut off again in #Abdanan following renewed public protests. Residents are now completely isolated, unable to share updates or document what is happening on the ground. Communication blackouts continue to silence cities across Iran.
Authorities have once again shut down internet and phone signals in #Abdanan after people returned to the streets in protest. Cutting communication is being used to prevent information from reaching the outside world.
People in #Abdanan are protesting — and once again the response is a total internet and mobile shutdown. When a city goes dark, it becomes harder for the world to witness what is happening.
As protests continue in #Abdanan, authorities have cut internet and mobile networks, isolating thousands of residents. The international community must pay attention to communication blackouts during civil unrest.

Repost from N/a
40 روز بگذرد، 40 سال، 400 سال یا 1400 سال، تاریخ فراموش نخواهد کرد.

Repost from N/a
توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد. به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد.

داشتم الان می اومدم خونه ی اقاهی رو توی بارون دیدم نشسته وسط این درختای خیابون چیزی گوشم بود اما صدای گریه هاش بلند بود و حق حقه میزد پاهام سر شد انگار دوستشو توی همون ساعت ۸ و خورده ای توی همون جا باهاش خدافظی کرده بود هی با خودش میگفت خدایا و صورتشو میگرف و حق حقه میزد رفتم پیشش گفتم شاید بتونم بهش گوش کنم یا ی کاری کنم بهش گفتم عمو میتونم کاری کنم ؟ سرشو تکون داد و گریه هاش بیشتر شد نشستم پیشش بعد ی کم سکوت گفتم میخوای برام بگی ؟ ی کم ساکت شد اما فقط خیره شد به خیابون دستاش میلرزید مغزم قفله قفل بود فقط گفتم بهش من نمیدونم کیه اما اینو یادت باشه که اون ی قهرمانه باشه و گریه اش دوباره گرف گفتم زیاد اذیتش نکنم فقط پاشدم و بهش دستمال دادم که اشک هاشو پاک کنه قلب منو انگار در اورده بودن و تیکه تیکه داشتن میکردن ای کاش میتونستم بغلش بگیرم اما ازش خدافظی کردم که بیشتر اذیتش نکنم ... نمیدونم فقط هی یادم می افته که ی نفر دوستش بوده ی مادر بچش بوده ی بچه ای پدر مادرش بودن یا... دیوونه میشم!

دقیقا یک ماه پیش تو همین ساعات توی همین لحظالت که هیچ وقت یادم نمیره داشت اتفاق می افتاد . اون بو های دارچین مانند تندی که ریه ها و صورت رو میسوزوند گریه ها جیغ هایی که کمک میخواستن اون حرف ها تپش قلب هایی که مثل یک گنجشگ درون سینه ی هر ادم بود و.... الان که داشتم بر میگشتم خونه تمامش باز هم جلو چشمام بود اون شب به معنای واقعی تاریک بود و پر از خون اون ادم های پر از امیدی که دیگه الان پیشمون نیستن هر کدومشون با پلن ها و ایده ها و شخصیت هاو چهره های زیباشون دیگه الان نیستن.... هزاران نفر بدون اینکه بدونن برای اخرین بار صبحونه خوردن ، لباس پوشیدن ، کسی رو بغل کردن ، خندیدن ، اهنگ مورد علاقشونو گوش دادن ، کفش های خودشونو بستن ... اونا عاشقه سرزمینشون بودن اونا شجاع بودن بارون میاد و زمین هایی که خون ریخته بود رو میبره اما هنوز اون خون هارو میبینم اون جیغ ها رو میشنوم اون صدای داد هاشون اون کسایی که فقط ایستاده بودن و اونا فقط میزدنشون چه کس هایی که الان با چکمه و ... اسیب دیدن و تا صبح در حال درد دادن اند از خودم بدم میاد که میبینم این همه ادم توی دردن و من حتی نمیتونم کمکشون بکنم... نمیدونم دارم چی میگم مغزم کلمات رو گم میکنه فقط میتونم ساعت ها به جایی خیره بمونم و اشک هام بیاد اونا مگه چی کار کرده بودن که باهاشون این کارو کردید ؟