رِمـَـآد
Open in Telegram
من شب و تو ماه 🌚 به تو روشنم ✨️🤍 مولانا. محتوای فاخری نداریم، بیشتر دیلی و موزیک و شعره 🫠 "معنی رِماد: خاکستر" صداتونو میشنوم: 🤍 شناس: @I_hosna_bot ناشناس: @remaadbot https://t.me/HarfChatBot?start=a390d263227c
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
270
Subscribers
-324 hours
+277 days
+5130 days
Posts Archive
269
بچه ها الان یادم اومد که چندروز پیش با یه غریبه صحبت میکردم تو کال یه گپ رندوم، صرفا حوصلم سررفته بود.
بعد وسطاش مامانم اومد با هم صحبت کردیم و اینا، یارو متوجه شد عربی حرف میزنم؛ ازم پرسید تو زبان عربی رو دوست داشتی برا همین رفتی یاد گرفتی؟ برگشتم بهش گفتم داداش منظورت چیه من خودم عربم! 😐😭
شروع کرد که نه شما با جنگ اومدین و تصرف کردین و... خلاصه فحش!
بهش در کمال ارامش و ادب (خیلی بعید بود ازم) گفتم قبل از حمله اعراب به ایران، عرب ها تو خوزستان بودن و از قبل مهاجرت کرده بودن به ایران، حتی قبل از ورود اسلام به ایران. چون خلیج فارس با بین النهرین و اونورا ارتباط داشتن و قدیمی بوده این مسئله.
پس نمیشه گفت با جنگ وارد ایران شده چون از قبل اون موضوع بوده.
گفت اگه ثابت بشه که با جنگ اومدین چی؟ گفتم اگه ثابت شه هرچی تو بگی ولی اگه نرف من درست باشه چی؟ گفت ازت معذرت خواهی میکنم گفتم اون که وظیفته! غیر از اون؟ گفت حالا بذار سرچ کنم ببینم چقد حرفت درسته!؟
رفت از چت جیپیتی صوتی پرسید با یه گوشی دیگه، و چیشد؟ افرین دقیقا همون چیزی که بهش گفتمو بهش گفت..
اونوقت چیکار کرد؟ هیچی به بهونه اینکه اینترنتش ضعیفه و وی پی ان کار نمیکنه از کال رفت!
269
بچه ها الان یادم اومد که چندروز پیش با یه غریبه رندوم صحبت میکردم تو کال یه گپ رندوم، صرفا حوصلم سررفته بود.
بعد وسطاش مامانم اومد با هم صحبت کردیم و اینا، یارو متوجه شد عربی حرف میزنم؛ ازم پرسید تو زبان عربی رو دوست داشتی برا همین رفتی یاد گرفتی؟ برگشتم بهش گفتم داداش منظورت چیه من خودم عربم! 😐😭
269
Repost from N/a
تنها پیشیمونی ای که بعد هر قطع ارتباط
داشتم این بوده که چرا تو مکالمه اخر
مودب و با شخصیت بودم🙏🏼.
269
یادمه خوابگاه که بودم هر یه مدت یکبار با بچهها مینشستیم و به همدیگه میگفتیم که همدیگه رو چقدر شناختیم؛ ویژگیهای خوب و بد همدیگه رو میگفتیم از همه نظر، چه شخصیتی چه کاری چه درسی چه رفتاری فرفی نمیکرد؛ دربارش باهم صحبت میکردیم و بعضی وقتا میفهمیدیم که عه راجب فلان رفتار همدیگه اشتباه فکر میکردیم و سوء تفاهم شده، خودمونو برا همدیگه توضیح میدادیم و همین صحبتهای شبونه رندوم باعث میشد همدیگه رو بیشتر بشناسیم، رفتارای اشتباهمونو بشناسیم و اصلاحش کنیم. بهمون فرصت میداد خودمون رو از بیرون ببینیم.
بعضی موقعها یه رفتاری داری که بنظر خودت اشتباه نیست یا مثلا تو خلوت خودتی و کاری به بقیه نداری اما نمیدونی اون رفتار چه بازتابی واسه بقیه داره و میتونه چه عکس العملی دریافت کنه تا موقعی وه راجع بهش صحبت میشه و تازه میفهمی که شتتت چقدر سکوتم بد بوده باید دربارش یه توضیح مختصر حتی، میدادم (برای مثال) و بعد اصلاحش میکنی
میخواستم بگم هروقت توی ارتباطاتتون به مشکل خوردید با هم حرف بزنین و صراحتا بگید که رفتار طرف مقابلتون اذیتتون میکنه و بعد اجازه بدید که خودشو توضیح بده و بعد فرصت بدید تا اصلاحش کنه. این شکلی نصف مشکلاتتون حل میشه...
با همین روش معجزهگر حرف زدن بوده که من هنوز با بچههای خوابگاه در ارتباطم، چون با همین صحبت کردن بود که همدیگه رو خوب شناختیم...
