دمــی اَزْ موتِ فرضي🫁
Open in Telegram
همچی روآله جز مغزم وی دختری از دیارِ شمآل با دمی عمیق برای زیستن…🕊️🫰🏼 آدمیزاد حتی از درون مرده باشه باز هم امید داره و میخنده🪂 📩 t.me/BluChtBot?start=61a7ad01b9ddaa898949 لینک ناشناس 🫂❤️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
527
Subscribers
-624 hours
+367 days
+7730 days
Posts Archive
Repost from N/a
کاش...
کاش میتوانستم تمام پلهای پشت سر را آتش بزنم، نه از سر فراموشی، که از سرِ رهایی.
کاش میتوانستم به خودم قول بدهم که دیگر برای فرداهای نیامده، امروز را قربانی نکنم.
کاش آدمها را قبل از دوست داشتن، نمیسنجیدم؛ و بعد از رفتنشان، امانتدار خاطراتشان نمیشدم.
اما میدانم... کاشها پرندگانیاند که فقط وقتی قفسشان را باز میکنی، پرواز کردن را معنا میدهند. و شاید زیباییِ همین لحظه، در همین "کاش" گفتنِ مکرر است؛ تا بیدار بمانیم، تا هنوز چیزی برای آرزو کردن باقی مانده باشد.🙂🙂
Repost from It ends with US
دیدین چیشد؟
وسط صحبتای کلاس که در مورد گم کردن وسیله بود، استاد راجع به گم کردن آدمای زندگیمون گفت:))
بعد هم گفت وقتی که مهم ترین آدمای زندگیمونو دیگه قرار نیست تا آخر عمرمون ببینیم💔
گریم گرفت و نمیتونستم حرف بزنم حالاااا..
تو چی؟!
کاش…ادامه بدین فور میکنم🕊️ ———- کاش پتوس باشم سبز مطلق چه در خاک و چه در آب فارغ از این دنیا گزیده زندگی کنم🌱
کاش پتوس باشم
سبز مطلق چه در خاک و چه در آب
فارغ از این دنیا
گزیده زندگی کنم🌱
Repost from مَهدیس.
📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید.💌
این دیلی تک خطیاش حرف دل خیلیاست، حتما اینجارو داشته باشید.☕️🍪
Repost from چنل بزودی بازیابی میشه ترک نکنید
این پیام رو فور کنید، بهتون یه متن از یه نویسندهی معروف تقدیم کنم.
ظرفیت محدود.
جوین باشی قشنگ تره.💗
Repost from With Mobin
اینو روزی هزار بار تکرار کن:
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
کاری رو که ۱۰۰٪ نشده به کسی نگو
مسیر برگشت از ییلاق رو بجای هراز،فیروزکوه انتخاب کردیم👀
نمیدونید این مسیر چ قدر زیباست
با اینکه سر یک ساعت و نیم میرسیدم خونه
ولی سه ساعت و نیم تو راه بودیم😂🥹
گاهی با خودم فکر میکنم…
اگر خدا فقط به اندازهی شکرهایی که به جا آوردهام، نعمت میداد، امروز چه چیزی برایم باقی مانده بود؟
ما آنقدر غرقِ خواستن میشویم که فراموش میکنیم روزی برای همین داشتهها، ساعتها دعا کرده بودیم.
خدایا…
شکر برای نفسهایی که بیاجازهی من ادامه دارند.
شکر برای قلبی که میتپد، برای خانواده، برای سلامتی، برای آرامشهای کوچک، برای لبخندهایی که بیهزینه نصیبم کردی و حتی برای اشکهایی که مرا بزرگتر کردند.
شکر برای تمام «نه»هایی که آن روز نفهمیدم چرا شنیدم؛ امروز میدانم بسیاری از آنها، زیباترین «آری»های زندگیام بودند.
گاهی معجزه، اتفاقی عجیب نیست؛
معجزه یعنی صبحی که دوباره چشم باز میکنیم، دعایی که بیصدا مستجاب میشود، یا امیدی که درست وقتی فکر میکنیم همهچیز تمام شده، دوباره در دلمان جوانه میزند.
خدایا…
امروز چیزی از تو نمیخواهم؛ فقط آمدهام بگویم:
ممنونم…
برای آنچه دادی،
برای آنچه ندادی،
برای آنچه گرفتی،
و برای تمام خیرهایی که هنوز در راهند.
