en
Feedback
دمــی اَزْ موتِ فرضي🫁

دمــی اَزْ موتِ فرضي🫁

Open in Telegram

همچی روآله جز مغزم وی دختری از دیارِ شمآل با دمی عمیق برای زیستن…🕊️🫰🏼 آدمیزاد حتی از درون مرده باشه باز هم امید داره و میخنده🪂 📩 t.me/BluChtBot?start=61a7ad01b9ddaa898949 لینک ناشناس 🫂❤️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
521
Subscribers
-624 hours
-267 days
+3830 days
Posts Archive
بیدار میشم با سردرد میخوابم با سردرد درس میخونم با سردرد چه گیری کردما

به چه مصیبتی رسیدیم که ته تغاری هم حتی کابوس میبینه

آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم آخر؟

گاهی آدم خسته نیست؛ فقط دلش زیادی بیدار است آن‌قدر بیدار که صدای افتادن یک خاطره را از تهِ قلبش می‌شنود. آن‌قدر بیدار که میان شلوغیِ آدم‌ها، دلتنگِ کسی می‌شود که حتی نمی‌داند هنوز به یادش هست یا نه. من اما یاد گرفته‌ام با آسمان حرف بزنم. با همان تکه ابرهایی که بی‌صدا می‌آیند و بی‌صدا می‌روند. با همان ستاره‌هایی که انگار برای شنیدن دردهای ناگفته آفریده شده‌اند. بعضی شب‌ها فکر می‌کنم خدا دلتنگی را آفرید تا آدم‌ها فراموش نکنند قلب دارند. تا هر از گاهی دست روی سینه‌شان بگذارند و مطمئن شوند هنوز چیزی آنجا می‌تپد؛ چیزی که با تمام شکستگی‌هایش، باز هم امید را رها نکرده است. و چه عجیب… ما هر بار که از پا می‌افتیم، گمان می‌کنیم پایان قصه رسیده، غافل از اینکه خدا بعضی فصل‌ها را تاریک می‌نویسد تا نورِ فصل بعد بیشتر به چشم بیاید. امشب اگر دلت گرفت، سرت را بالا بگیر. آسمان هنوز همان آسمان است. ستاره‌ها هنوز سرِ جای خودشان‌اند. و تو هنوز همان آدمی هستی که از تمام روزهای سخت گذشته و زنده مانده است. شاید همین، بزرگ‌ترین معجزه باشد. 🌙 ✨ ————-
تیرِ/۴۰۵

Voice message00:30

🗣 Mohsen Chavoshi 🎵 Kojaei (feat. Sina Sarlak) #MohsenChavoshi #SinaSarlak یه پاییز زرد و زمستون سرد و یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و غم جمعه عصر و غریبی حصر و یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی جهانی دروغ و یه دنیا غروب و یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و یه قلب مریض و یه آه غلیض و یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟ یه دنیا غریبم کجایی عزیزم بیا تا چشامو تو چشمات بریزم نگو دل بریدی خدایی نکرده ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده همه جا رو گشتم کجایی عزیزم بیا تا رگامو تو خونت بریزم بیا روتو رو کن منو زیر و رو کن بیا زخمامو یه جوری رفو کن عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟ 🆔 @melobot

اگر امروز سخت گذشت، یادت باشد: هیچ شبی آن‌قدر طولانی نیست که راه را بر طلوع ببندد🕊️

Repost from 19sep:)
از موت فرضی دمی ✨ آهنگ: کجایی خواننده: محسن چاوشی

هنوز نفهمیدم این چنل هایی که ازشون رمان انلاین گرفتم چرا پارت نمیزارن؟ اشتراک vpn بگیرم وصلشن یعنی؟!

من فکر کنم تا بمیرم هم باید درس بخونم تا خوده گور قانون هامُ میبرم

عصبی تویی که با صدای دیگران عصبی نمیشی نه من🦥

شیطونه میگه برم جفت کلیه هامُ بریزم تو شکم دعانویس تا زندگیمو کُن فَیکون کنه حالا بگم کت تن کیه🙂‍↔️

اینقدری که ناز ناخن کارم کشیدم ناز هیچ بنی بشری نکشیدم آخه پوفیوز ناز و قمزه اومدنت واسه چیه

احترام گذاشتن یا نزاشتن چه ربطی به سن و پیر و جوان بودن داره؟! یعنی طرف سنش بیشتره هرچی اومد دهنش تف کنه بیرون؟ یا سواری بخواد؟!

کاش اطرافیانمون درک کنن که از روی ظاهر زندگی کسی حکم به خوشبختی مطلق ندن

چرا چیزایی رو به من میگین که من شبا بخاطرش کابوس میبینم؟

🌿☀️ صبح بخیر… امروز، اولین صفحه از تابستان ورق خورد فصلی که بوی هندوانه و آسمان آبیِ بی‌انتها می‌ده فصل غروب‌های نارنجی، خاطره‌های ناگهانی و آرزوهایی که هنوز میشه به آن‌ها فرصت دوباره داد امیدوارم تابستان امسال،کمی بیشتر بخندیم و خدا خبرهای خوبی را بی‌هوا جلوی پامون بزاره اگر بهار آن‌طور که دلت می‌خواست نگذشت، نگران نباش… هنوز فصل‌های دیگری برای شکوفه زدن باقی مونده🕊️

زندگی همیشه آن‌طور که تصور می‌کنیم پیش نمی‌رود گاهی دیر می‌رسیم، گاهی اشتباه می‌کنیم و گاهی مجبور می‌شویم از نو شروع کنیم اما میان تمام این شلوغی‌ها، هنوز هم بهانه‌های کوچکی برای لبخند وجود دارد؛ یک فنجان چای، آسمانی که هر روز رنگ تازه‌ای به خودش می‌گیرد، صدای آدمی که دوستش داریم یا امیدی که آرام و بی‌صدا در دلمان جوانه می‌زند. شاید قرار نیست همه‌چیز بی‌نقص باشد، کافی‌ست یادمان بماند که هنوز می‌توانیم ادامه بدهیم و از مسیر، سهم خودمان از زیبایی را پیدا کنیم 🕊️

اولین بارانِ تابستانِ چهارصدوپنج 🦥🥹
به مورخ یکم تیر ماهِ ۰۵