en
Feedback
دمــی اَزْ موتِ فرضي🫁

دمــی اَزْ موتِ فرضي🫁

Open in Telegram

همچی روآله جز مغزم وی دختری از دیارِ شمآل با دمی عمیق برای زیستن…🕊️🫰🏼 آدمیزاد حتی از درون مرده باشه باز هم امید داره و میخنده🪂 📩 t.me/BluChtBot?start=61a7ad01b9ddaa898949 لینک ناشناس 🫂❤️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
509
Subscribers
-624 hours
-267 days
+3830 days
Posts Archive
دلم خبر بد میده

بین اینکه پول خوشبختی میاره یا نه هنوز به جواب قطعی نرسیدم ولی اینو میدونم اگه پول نداشته باشی حتی قبر نداری بزارنت زیر خاک

باید سرمو بزارم رو پای مآمان تا بتونم بخوابم ایمان دارم که هرکی به فکرم نباشه اون هست

کسی ام که با چهارتا کدئین و یه ژلوفن همچنان چشامم نبض میزنه

تا به حال انقدر ضعیف بودن از بدنم ندیدم آخه حیف نون مگه معدن بودی

همه چیزو نباید گذاشت پای حکمت و قسمت خدا پس ما چیکاره اییم؟! به والله که آدمیزاد تو بدبختی و خوشبختیش نقش داره آخه احمق تو با ندونم کاریت افتادی تو چاه و داری دست و پا میزنی که صدتا عاقل نمیتونن کاری کنن حالا میگی حکمت خدا ببند دهنتو تو اگه اینا حالیت بود کل زندگی ات رو قهوه ایی نمیکردی…. همش گارد دارن و سرشار از انرژی منفی هستن لابد اینا هم قسمتت بوده

کاش میتونستم برای ی تایمی قدرت تفکر و پردازش مغزم رو غیر فعال کنم

نآف ام با بی حوصلگی بریدن فکر کنم وگرنه این همه عادی نیست

ریدن تو هرچی سرمایه گذاری و ضرره شدیم بازیچه به کدامین راه ادامه بدیم؟!

ضرر پشت ضرر تف تو هرچی جنگ و توافق

دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره🐾

یاد بگیریم کمتر اهمیت بدیم اونی که کمتر اهمیت میده از غم و نشخوار مغز دورتره ولی بلعکس اونی که مدام درگیره تو منجلاب غم دست و پا میزنه

تو عمق امیدواری دیدن استوری استاد سینجلی عزیز چیزی نبود جز کوبیده شدن پتک بر تمام نقاط سر😭

‏اگه به اتوبوس نرسیدی، شاید از یه تصادف نجات پیدا کردی؛ اگه قبول نشدی شاید از یه جای اشتباه نجات پیدا کردی اگه کسی ترکت کرد شاید داره جارو واسه کسی که قراره وارد زندگیت بشه باز میکنه شاید جهان پشت چیزی که به نظر بدشانسی داره ازت محافظت میکنه به مسیرهای غیر منتظره اعتماد کن..! —————
مآند به یادگار از خردادِ چهارصدوپنج

دوباره تاریخ ارشدو دیدم و دوباره باختم همه چیو

خداروشاکرم که تجارت رو به پایان رسوندم🪂

تو این ساعت چرا برق قطعه خدایااا

برات اون شبی رو آرزو میکنم که از شدتِ خوشحالی خوابت نبره، اون شبی که قراره فرداش کارِ خودتو شروع کنی، اون شبی که قراره بعد از یه مدت طولانی کسی که دوسش داری رو ببینی، اون شبی که نتیجه ی زحمتِ همه تلاشاتو میبینی، اون شبی که از شدتِ هیجان رسیدن بهش هنوز باورش نداشته باشی، اون شبی که شبای سختی رو تحمل کردی  تا سَر برسه ———- خردادِ/۴۰۵

از رفتن نمیترسم از نصف نیمه رفتنه که میترسم اونوقت طاقت اونو ندارم وگرنه همچیو میزاشم میرفتم پیش حاج بابا