en
Feedback
سَـمفونـےِ مَهتـآب '

سَـمفونـےِ مَهتـآب '

Open in Telegram

‍ "وخـداےِمن‌آن‌ݼـشـمانـےست‌؛ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ڪه‌سَـمفونـےِنگاهـش،مَهتـآب‌رابـه‌وجـد‌مـے‌آورد " ‌ @ian0_bot t.me/HidenChat_Bot?start=6368757033

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
935
Subscribers
-1524 hours
+1747 days
+20530 days
Posts Archive
تابستان.

Repost from N/a
୨ৎ ˖ ࣪⊹ 𝓜𝓸𝓸𝓭 𝓑𝓸𝓪𝓻𝓭 𐙚 ⋆。˚ aesthetic vibes only ✿ fashion • art • inspiration ☁︎ creating pretty moments #start main
୨ৎ ˖ ࣪⊹ 𝓜𝓸𝓸𝓭 𝓑𝓸𝓪𝓻𝓭 𐙚 ⋆。˚ aesthetic vibes only ✿ fashion • art • inspiration ☁︎ creating pretty moments #start main channel:@lindas_pretty_girls

زمستان.

Repost from N/a
«رویا»
بساز و فکر کن در ذهنت و ببین چه چیزی به تو احساس خانه مثل کتاب یا شایدم احساس وقتی یک همسر ، گل ای از مجنون اش دریافت می‌کند یاهم آغوش یک مادر برای فرزند اش یا حتی آرامش همیشگی اقیانوس و نفسی تازه از جنگل و یا شایدم احساس زندگی کردن وقتی در مابین شهر‌های سوئیس دوچرخه سواری میکنی ، را می‌دهد .
اکنون میخواهم برای
تو
بگوییم آری
تو
همانی برای این آدمی با یاقوت قرمزش که تقسیم به هزار تیکه شده است تو همانی که فقط خودت اجازه این داری که این یاقوت قرمز را مرهم شوی «
ای دست نیافتنی من !»

پاییز.

زمستان.

Repost from N/a
+1
‌‌ㅤ ㅤ     ‌𝚲᥉ꪡᥲ∂

تابستان.

Repost from تاسیان🖤
Video message00:17

بهار.

قـول‌دادی‌رهـایـم‌نـکنـی,قـول‌دادم‌غـمِ‌آرام‌ گـرفـته‌درسـاحل‌چشـمهایـت‌را‌بـبوسـم;

زمستان.

مــن نࢪفتــم ؛ تــو وایســادی .

زمستان.

دلم برایت تنگ شده است؛ میان زخم‌های کهن و خاطراتی که جز تلخی چیزی نداشت، حتی در خیال‌هایم… از سردی دست‌هایم متنفرم، که دستانت را در آغوش گرفت، و آن قلب که آرام نگرفت، با اینکه می‌دانست همه‌اش بازی بوده و خواهد بود. گریه می‌کنم، می‌خندم، خشمی دارم که تاریخ هرگز ندیده، اما هنوز، هنوز هم آرزو دارم که تو را ببینم، حتی اگر برای ثانیه‌ای باشد… کاش تمام تلخی‌هایت خواب بود. کاش در آغوشم می‌گرفتی، به جای آنکه زخمی را بکشی که سال‌هاست خوب نشده است. هنوز دوستت دارم، وقتی نامت را می‌شنوم، پروانه‌ها بال‌هایشان را باز می‌کنند و در آسمانی به نام تو پرواز می‌کنند. عشق، نفرت، اشک؛ همه در دل من به رقص درآمده‌اند، و من هر روز بیشتر از دیروز دلم برایت تنگ می‌شود.

بی‌هوا آمدی و جهانم را از نو نوشتی تو همان چیزی هستی که من از تکرارش خسته نمی‌شوم..!

پاییز.