سقوط یک ستاره
Open in Telegram
ستاره چرخید و رقصید و چرخید تا سقوط کرد. و باقی ماجرا در یادداشتهای کنتس آمده، شاپم @sumoonshop
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
571
Subscribers
+124 hours
-137 days
+13230 days
Posts Archive
Repost from N/a
She would end up behind bars for the great fires she left burning in her wake. She believed she had been born from the fall of a star, that something celestial had shattered inside her and left behind an endless flame. So she set fire to everything she could, believing each blaze fed the fire within her and made her soul stronger.
To everyone else, it was nothing but madness and superstition. To her, every burning horizon was a reminder of where she came from. In the end, it was not the flames that imprisoned her, but the strange belief that she belonged to them.
﹙ t.me/fallingsstaar ﹚
Repost from a girl with her books
★ این پیام + این پست فوروارد کنید، تا عکس یک نوشیدنی به همراه رسپیش بهتون بدم🥤.
اگر اینجا رو دوست داشتین جوین شید.🧘🏻♀
Repost from a girl with her books
+1
Believe me, you gonna cry alone where you used to laugh together.
به نظر من خیلی مهم نیست که آدم از کتابها زیاد بدونه. من خودم هم چیز زیادی نمیدونم، ولی فکر میکنم موضوعی که درباره یه کتاب اهمیت داره اینه که چطوری روی آدم تأثیر میذاره.-کتاب فروشی موریساکی
-روزها در کتاب فروشی موریساکی
کتاب در مورد دختریه که بعد از تجربه خیانت و فروپاشی زندگیش مجبور میشه به کتاب فروشی موریساکی نقل مکان کنه.
حال و هوای کتاب طوریه که دلت میخواد همه چیز رو رها کنی و زندگی کردن توی محله جینبوچو رو تجربه کنی، بین کتاب فروشی های مختلف قدم بزنی و اجازه بدی جریان کتاب ها و آدم های عجیب غریب دوست داشتنی غرقت کنه.
Repost from 𝖠𝗅𝗂𝖾𝗇𝗀𝗋𝖾𝗒
💐 از پستهای ۱۷ و ۱۹ آگوست، یک پست رو همراه با این پیام فوروارد کنید تا منم پست موردنظرتون رو فوروارد کنم و بگم وایب چه آبوهوایی رو میدید.
