« در خاموشیِ شب »
Open in Telegram
شدیداً مشتاق انسانی هستم که صادق باشد و بتواند صحبت کند. حتی اگر یک هیولا باشد. . ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=419169146 . @Rastan_Pedram
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
676
Subscribers
+324 hours
+1447 days
+25030 days
Posts Archive
.
گیسو به هم بریز و جهان را ز هم بپاش
معشوقه بودن است و بریز و بپاشها...
حسین زحمتکش
تلفیق مولانا با موسیقی مدِرن و الکتریکی و سازهای سنتی و کلاسیک:
اولین تجربهام توی ساخت موسیقی با هوش مصنوعی:
.
من از مردم متنفر نیستم ،
فقط حس بهتری دارم ؛
وقتی دور و ورم نیستند..
چارلز بوکفسکی
.
من از مردم متنفر نیستم ،
فقط حس بهتری دارم ؛
وقتی دور و ورم نیستند...
چارلز بوکفسکی
+1
بر لبِ جوی نشین و گذر عمر ببین..
پینوشت: تصویرِ سمتِ راست نُه سال پیش
سمت چپ دو سال پیش
.
آدمها به هم صدمه میزنند. خواسته و ناخواسته برای هرکسی رخ میدهد،
قسمت خوب ماجرا اینجاست که میتوانیم باز سرپا شویم و ببخشیم .
#ادی_السید
02:52
شعر هم تعبیر سهراب و فروغ
ازخدا، ازبودن و دلخستگی
ارتباط شاملو باقلب خویش
یا که نادر پوربا دلبستگی..
این دیگر فقط مهارتِ دست نیست؛ این درکِ سنگست شناختِ نقطهای که مرمر از مقاومت دست برمیدارد و تسلیمِ لطافت میشود.
این اثر را نباید فقط دید؛ باید اجازه داد سنگ، آرامآرام، داستانِ آب را برایت تعریف کند...
. . . #مجسمه_سازی #مرمر #نئوکلاسیسیسم #هنر_کلاسیک #هنر #neoclassical
+5
#پست_هنر
نام اثر | اوندین برخاسته از آب
داستان اوندین: ریشهی داستان به افسانههای قرون وسطای اروپا برمیگردد: اوندین، پریِ آب، موجودی فانی اما بدون روح است که تنها راه به دست آوردن روح، ازدواج با یک انسان فانی است. این افسانه در قرن نوزدهم با رمانِ «اوندین» اثر فریدریش دو لا موت فوکه (۱۸۱۱) و بعدها از طریق اپراها به شدت محبوب شد . اوندین با شوالیهای به نام «هولدبراند» ازدواج میکند، اما همسرش به او خیانت میکند. در نقطهی اوج داستان، اوندین از آب برمیخیزد — و بنا بر افسانه، بوسهی او جانِ همسر خیانتکار را میگیرد.
شناسنامهی اثر: | نام اثر | اوندین برخاسته از آب (Undine Rising from the Waters) | | هنرمند | چانسی برادلی آیوز (Chauncey Bradley Ives)، مجسمهساز آمریکایی (۱۸۰–۱۹۴) | | تاریخ | پس از ۱۸۵۹ (این نسخه)؛ مشهورترین نسخهٔ دیگر حدود ۱۸۸ طراحی و ۱۸۸۴ تراشیده شد | | جنس | مرمر سفید | | محل نگهداری | موزهٔ هنر های آتلانتا، جورجیا — بال استنت، آیوز از مجسمهسازان سبک نئوکلاسیک بود که در ۱۸۵۱ به رم مهاجرت کرد و تا پایان عمر در همانجا کار کرد .
.
ما همه خواهیم مرد، همهی ما.
عجب سیرکی!
همین به تنهایی باید کافی باشد تا همدیگر را دوست داشته باشیم.
ولی اینطور نیست.
ما در برابر مسائل بی اهمیت زندگی وحشتزده و ویران میشویم.
ما در هیچ و پوچِ زندگی غرق شدهایم...
بوکوفسکی
از کنار بعضی شعرها و بعضی آهنگها نمیشود رد شد؛
«حضرت نان» روایتیست از دردهایی که هر روز میبینیم و کمتر دربارهشان حرف میزنیم...
.
هفت آسمان را بَردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جانِ سرگردان من..
#مولانا
.
کسی که حالش با موسیقی، هنر و یا یک شعر خوب میشود، هیچ چیزی نمیتواند شکستش دهد.
.
.
بعضی آدمها شبیه باراناند؛ میآیند، میروند و بعد از رفتنشان همه چیز بوی تازهای میگیرد.
.
