Ez û Ez
Open in Telegram
سوای خونِ دلت، در سبو چه میبینی؟
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
270
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
271
- لحظههایی توی زندگی هست که با یه جرقهٔ کوچیک شروع میکنی به زیر سوال بردنِ هرچیزی که بوده و هست. قلب بهجای پمپ کردن خون، "اما" و "اگه" به تک تک سلولها تزریق میکنه و اینجوری میشه که پشت هر شکست و تراژدیهای خواسته و ناخواستهای که گذروندی یه "اگه" میذاری و توی ذهنت با یه پایانبندیِ جدید تمومش میکنی. توی این لحظهها خودِ آدم میدونه قرار نیست چیزی عوض شه اما گاهی اوقات سنگینی وزنِ حفرهٔ توخالیِ آدمی که توی گذشته جا گذاشتی بیشتر از حرفایی مثلِ "آدم نباید برای گذشته غصه بخوره"ست.
