en
Feedback
Ez û Ez

Ez û Ez

Open in Telegram

سوای خونِ دلت، در سبو چه می‌بینی؟

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
232
Subscribers
+124 hours
+67 days
+1030 days
Posts Archive
Havîn/هاوین «تابستان»
+1
Havîn/هاوین
«تابستان»

photo content
+1

photo content

اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد به مژده جانِ جهان را به باد خواهم داد
- حافظ

Evîn❤️
+3
Evîn❤️

مَگرم چشمِ سیاه تو بیاموزد کار ور نه مستوری و مستی همه‌کس نتوانند.
- بله.

حافظ در این بیت و با این لحن و گفتار حجت را تمام کرده؛
لافِ عشق و گِله از یار؟! زَهی لافِ دروغ! عشقبازانِ چُنین مستحقِ هجرانند؛

این همه غم.
- Ez û Ez

- که صید زخمی از صیاد خود غافل نمی‌گردد.

❤️

photo content
+5

به عنوان کسی که توی یکی از بکرترین جاهای گیلان زاده و بزرگ شده باید بگم که مسئلهٔ مسافرتِ خارج از ظرفیت منطقه ‌و استان داره از کنترل خارج می‌شه(مثل بلایی که سر مازندران عزیز اومده) و به عنوان فردی که نقطهٔ مقابل این مسافرت‌ها هست و دغدغه‌ی طبیعت داره باید بگم که کارهایی از قبیل زمین‌خواری افرادی که از هیچ‌کسی ترس ندارن، گروه‌های آفرودی که با برگذاری کمپ و تورهایی که هر انسانِ اندک بالغی از اون‌ها فراریه، ایجاد راه‌های جدید با لاستیک اون ماشین‌ها، صدای موزیک‌های گوش‌خراش در دل جنگل‌هایی که محل سکونت انوع گونه‌های حیوانی هست، تغییر بافت طبیعی منطقه، خراب‌کردن بافت گیاهی و زمینی و توجه نکردن به تفاوت فرهنگی، و حتی اعتقادی مردم ساکن اون منطقه و درنتیجه‌ی اون تغییر بافت مردمیِ یک‌دست در یک منطقه‌ی خاص، دیدنِ ساختمون بلند کردن در مکان‌هایی که هر عقل سالمی می‌فهمه جزو منابع طبیعی هست و از پا درآوردن مکان‌های بکری که در حالت عادی خودشون زیبا بودن و نه غرق در هزاران آدمی که فقط برای اینکه عکسی از اونجا ثبت کرده باشن رو به نابودی کشونده می‌شن؛ دیدن سیل زباله‌هایی که هر آخر هفته کنار جاده‌ها رها شدن باعث می‌شه به این فکر کرد که همون چیزی که باعث شد اون زندگی دست‌نخورده و قدیمی مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌های مارو به انقراض بکشونه، همون بلا رو سر اندک زندگیِ در جریانِ بافت روستایی گیلان خواهد آورد.

در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او درفغان و در غوغاست
- حافظ

photo content

زندگی اونجایی بود که وقتی سر ظهر توی خونهٔ روستا وسط هال خوابم برده بود، مادرم چادر نمازش رو کشید روم.

ژانرِ «تک درخت»
+1
ژانرِ «تک درخت»

عشق را آغاز هست؛ انجام نیست.
- Ez û Ez