🌑𝓛𝓸𝓽𝓼 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓸𝓸𝓷🌒
Open in Telegram
«در دل شبهای طولانی،وقتی دنیا به خواب فرو میره من با کلمه ها حرف میزنم،اینجا جنگلی از متن هاست که درختانش از دل تنهایه منو تو روییده اند ،"اسم تو"هستم عاشق خلق کردن از هیچ☕📖.» اینجا بیا حرف بزنیم : https://t.me/uuyyiioopp قصه هاتو بگو : @bangtan6915
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
205
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
شاید لیونا خسته به نظر میرسید ولی ای به معنی این نبود که مادرش بزاره به هاکان برگرده
اون موقع بود که مادر لیونا با لحنی تند اسمش رو به زبونش آورد
- لیونا
- مامان ، ولم کن
رفت طرف اتاقش و درو بست
- چرا من؟ منم میخوام مثل بقیه راحت عاشق کسی باشم که دوسش دارم
همون موقع پیامی دریافت کرد
- خوبی لیونا؟ چرا جواب نمیدی
- هاکان... خستم میرم بخوابم ببخشید
- لیونا مطمئنی خوبی؟
- آره بای بای
ـ باشه بای بای
- حس میکنم خسته شدم ، چرا باید مادر و پدرم رو انقد تحمل کنم؟ گناهم چیه
-لیونا!!
لیونا در اتاقشو باز کرد و با عصبانیت گفت
- باز چی ش...
متعجب بود چشماش روی همون حالت خیره شده به گردنبندی بود که مادرش در دست داشت
- مامان...
- این چرا تو خونه بود
- گردنبندمه بده بهم
دستشو به سمت دست مادرش برد ولی مادرش عقب کشید
- این از کجا اومده لیونا؟
- مشکلیه؟ رفتم برای خودم گردنبند خریدم چیش عجیبه
گردنبند رو از دست مادرش چنگ زد و به سمت اتاقش رفت
- داری میگی خودت خریدیش؟ مطمئنی؟
- چیو میخوای بفهمی
دو قدم به سمت لیونا حرکت کرد دستاش رو به پشتش قلاب کرده بود
- عاممممم هیچی گردنبند قشنگیه
- مامان
- هوم؟
با عصبانیت به سمت اتاقش رفت کت قهوه ای رنگشو برداشت گردنبندشو انداخت و موهاشو با کلیپس مشکی رنگی جمع کرد
کیفشو برداشت
و بعد به سمت در اتاقش رفت محکم بازش کرد و پشت سرش با شدت کوبیدش
- کجا میری؟
- به تو ربطی نداره
- گستاخ شدی
- آره از این به بعد آره
- لیوناا
- بله
- کجا میری
لیونا به سمت میز عسلیه وسط خونه که با نقش نگار های قشنگ دیده میشد رفت سوییچ ماشینشو برداشت و به سمت در خروجی حرکت کرد
- لیونااااا
چکمه های مشکی رنگشو پوشید و سوار ماشینش شد
گوشیشو برداشت و پیامی برای هاکان ارسال کرد
با سرعت زیاد به سمت خونه هاکان حرکت کرد
وقتی رسید هاکان دم در متعجب وایستاده بود
- لیون
حرفش کامل نشد که لیونا دوید و بغلش کرد
- اتفاقی افتاده
لیونا با صدایی لرزون گفت
- هاکان مامانم...
- هیسسسس اگه درمورد مامانته هیچی نگو فقط بمون تو بغلم
گوشی لیونا مرتب زنگ میخورد تو هر دقیقه هزاران پیام میومد ولی لیونا نه جواب میداد نه نگاهی بهش مینداخت
- بریم تو؟
- نه برمیگردم خونه اینجوری مامانم باز کلی قشقرق به پا میکنه
- مهم نیست
دستشو لای دست لیونا گره کرد و اونو برد به سمت خونش
- چای میخوری؟
- نه فقط بیا بشین
- لیونا نگران نباش خودم درستش میکنم
هاکان کنار لیونا نشست و لیونا آروم آروم سرشو گذاشت رو شونش
گوشیشو خاموش کرده بود و آروم روی شونه هاکان خوابش برده بود اما همه چی تا جایی خوب بود که گوشی هاکان هم زنگ خورد
- شماره ناشناس؟
لیونا چشماش رو باز کرد
- کیه هاکان؟
- نمیدونم ، جواب بدم؟
- آره شاید یکی کار واجب داره
- الو
- لیونا کجاست؟
- جانم؟
- میدونم دخترم اونجاس
یا تا ده دقیقه دیگه هردوتون میاید خونه یا لیونا باید باهات خداحافظی کنه
- پد...
- لیونا شنیدی چی گفتم؟
- پدر بس کن
- اگه نمیخوای بمیره تا ده دقیقه دیگه خونه ای
تا خواستن حرفی رو بزنن گوشی قطع شد
- هاکان ، ببخشید
هاکان پاشد و به سمت اتاق رفت
- هاکان؟
بعد چند دقیقه با پیراهن و شلوار شیک بیرون اومد
- بریم...
- یعنی چی کجا؟
- میخوام تا وقتی که زندم تو کنارم باشی نمیخوام ناامید ببینمت ، بریم جای پدرت
- هاکان...
دستشو دراز کرد و گفت
- یا میمیرم یا کنارت میمونم
دست لیونا رو گرفت و باهم حرکت کردن
---------
اما شاید امشب پایانشون بود...
هاکان وقت زیادی نداشت
پایان عشق اینا چه در انتظار داشت؟
......
رمان : عشق یک خون آشام✨
پارت هفده
https://t.me/kagame7
خیلیا ظاهر بدی دارن و ازشون با ترس یاد میشه ولی در واقع دارن وظیفشون رو درست انجام میدن برای همونه که ازرائیل یک فرشتس
https://t.me/kagame7
ولی آبی و بنفش یک ترکیب زیبان که کنار هم رویایی میشن
بنفش به نماینده جنگل گل های بنفشه که میهمان آسمانی به نمایندگی رنگ آبی با ابر های پفکی شدن
بنفش یاسی مثل زمانی از آسمان میان روز که حلالی بر روی دریایی آبی بسته
بنفش تیره به رنگ دم پری دریایی ای که در عمیق ترین قسمت اقیانوس کنار عروس دریایی به رنگ آبی مدینایت تن به حالت آب میدن و سفر میکنن
بنفش به زیبایی پیراهن دختری که به آرامی قدم میان سبزه ها و گل های رز گذاشته و پروانه ها با رنگ آبی و خطوط لیمویی دور اون میگردند
بنفش به رنگ رویایی که با آبی زنده شد
https://t.me/kagame7
خوشگلا اونایی که هنوز هیچی نگفتن لطفااااااا اعلام کنید حالتون خوبه فداتون شم من دارم میمیرممممممم😭😭
@bangtan6915
قند عسلا این آیدیمه
هرکدومتون که پروکسی ، وی پی ان خوبی دارید لطفااااااا ارسال کنید تا بزارم تو چنل همه راحت بتونن وصل شن
من الان خودم چند تا دارم میفرستم خیلییییی اذیت میکنه تمام تلاشمو میکنم
عاشقتونم بوش به کلتون💫
بچه هاااااااااا باور نمیکنمممممممممم شما؟من؟چنلللللل؟
وای مردم براتوننننن قند عسلااااا
اون روز تا اومدم پیام بدم تا مراقب خودتون باشید قطع شدم هیچ جوره نتونستم وصل شم داشت قلبم از سینم میکوبید بیرون کلی ترسیدم تمام تلاشم رو میکردم از هر روش با هر پروکسی با هر وی پی ان همه رو امتحان کردم همه کار کردم نشد وصل نشد
فداتون شم خوبین؟
راستی مهمترین جمله ها:
مرسی که با وجودتون چنلمو زیباتر کردید💜
امیدوارم از فعالیتم راضی باشید 😘
خب خوشگلای منننننننننن ❤️
مثل همیشه
امیدوارم هر روزتون با شادی بگذره ✨
امیدوارم راهتون هموار باشه 🫧
باد همیشه پشت و پناهتون باشه 🪽
و تا وقتی آزادی رو به چشم دیدیم یکی هواتون رو داشته باشه 🫂
عاشقتونم 🫶
شب بخیر 🌘🌑
