en
Feedback
🌑𝓛𝓸𝓽𝓼 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓸𝓸𝓷🌒

🌑𝓛𝓸𝓽𝓼 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓸𝓸𝓷🌒

Open in Telegram

«در دل شبهای طولانی،وقتی دنیا به خواب فرو میره من با کلمه ها حرف میزنم،اینجا جنگلی از متن هاست که درختانش از دل تنهایه منو تو روییده اند ،"اسم تو"هستم عاشق خلق کردن از هیچ☕📖.» اینجا بیا حرف بزنیم : https://t.me/uuyyiioopp قصه هاتو بگو : @bangtan6915

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
205
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-530 days
Posts Archive
بفرمایییددددددددددد

اسم : طایفه من نویسنده : کاگامی پارت سوم عشق اجباری ای که زندگی ساخت ✨🪽🫧

خب خب خبببببب منتظران پارت سهههههههه انتظار ها به پایان رسید و پارت سه اومدددد (فقط اگه نت یاری کنه میذارمش😂)

دوتا لففف😭😭😭😭

امشب رمان بزارمممم؟؟
Anonymous voting

رند شدیممممم 222 🥳🥳🥳

سلام سلام قند عسلا چطورین؟

دو تا فرشته لف دادن دوتا فرشته اومدن پین شده هارو چک کنین خوشگلا

دلم غش کرد براتوننننن باهاتون قهر بودم پارت سه رو نذاشتم تا فردا خواب ندارم به خودم لعنت میفرستم که چرا نذاشتم😭😭😭

پارت سه رو نذارم خوبهههه؟؟؟ ری اکت نمیدید

افتخار هر ایرانی... «زنده بودنه» :)

یعنی انصافهههه؟؟؟؟ 😩 ری اکتای پارت یک بهتر بودددداااا 😭😭😭

{طبیعیست آغاز ها زیبا باشند} زیرا نزدت نمی‌آید ، بگوید: « سلام من آدم پستی هستم » :) اینجوری هم نگا نکنین نویسندش یادم نیست😁

سلام دوباره به فرشته‌های چنلم 🪽✨ خوبین؟ قند عسلا؟ 🍬🍯

خب خب خبببب 🤗 قند عسلای من 🍯 مرسی که امروز هم کنارم بودید 💕 امیدوارم هر روزتون با خوشی بگذره 🌈 هوای همو داشته باشید 🤝 مراقب خودتونم باشید 🛡️ ممبرای جدید پین شده‌ها رو چک کنید 📌 خیلی خیلی هم خوش اومدید ✨ عاشقتونم ❤️ شبتون بهیررر 🌒

یهو یاد وقتی افتادم که با بچه ها به معلمامون میخندیدیم یا روزی که بارون اومد کیفمونو بالا سرمون گرفتیم و باهم برگشتیم امتحانو گند زدیم ولی بازم خندیدیم روزی که توی حیاط می‌گفتیم و میخندیدیم روزی که رفتیم دفتر کلی دعوامون کردن ولی بازم همو بغل کردیم و آرامش گرفتیم دلم نمی‌خواد تموم شه می‌خوام برگردم

ری اکتاششششش؟؟؟؟