en
Feedback
🌑𝓛𝓸𝓽𝓼 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓸𝓸𝓷🌒

🌑𝓛𝓸𝓽𝓼 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓸𝓸𝓷🌒

Open in Telegram

«در دل شبهای طولانی،وقتی دنیا به خواب فرو میره من با کلمه ها حرف میزنم،اینجا جنگلی از متن هاست که درختانش از دل تنهایه منو تو روییده اند ،"اسم تو"هستم عاشق خلق کردن از هیچ☕📖.» اینجا بیا حرف بزنیم : https://t.me/uuyyiioopp قصه هاتو بگو : @bangtan6915

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
205
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-530 days
Posts Archive
سلام فرشته‌های جدید ✨ پین‌ها رو چک کنین 🔍

فرشته‌های قشنگم که تازه اومدین 🧚‍♀️✨ پین شده‌ها رو چک کنین 📌 قند عسلا 😉

امشب پارت جدید و میذارم😁

حتی شیطان هم به گریه می‌افتد، هنگامی که یادِ بال‌های بی‌گناه روزگار پیشین برمی‌آید. استاد می‌گوید: «اگرچه اکنون در تاریکی است، اما آینه‌ی خاطره هنوز نور را نشان می‌دهد.»

وای آره دقیقا به یک سریا که سنمو گفتم یک واکنشی دادن فک کردم زیادی بچم😂

کاشف از همون اول به عمل اومده... حیوانات وقتی گشنه هستن خیانت میکنن انسان ها... وقتی سیرن

خوشگلا تو این چنل ببینمتون

وای بچه ها خیلییی ببخشید امشب نتونستم فعالیت کنم خیلی سرم شلوغ بود

اگه بدید میذارممم

یکم دیگه ری اکت میدید؟

اره... تو آریایی✨

اره منو رفیقم اینیم🤣🤣

آره من فرق کردم ولی کسی شدم که باید از اول می‌بودم...

یک افسانه ژاپنی هست که میگه: کسایی که بیشتر عمرشون رو تنها و سینگلن توی زندگی قبلیشون پارتنرشون انقد عاشقشون بوده که آرزو کرده فقط مال خودش بمونه

ری اکتاش بالاتر نمیره؟؟

به هردو حالت خوندمش و درست بود😳 پارسی🛐
به هردو حالت خوندمش و درست بود😳 پارسی🛐

ولی من به یقینم که در قفسه استخوانم چند جنگجو اسیرند: یکی با خنده‌ای بلند چون طوفان بر فراز کشتی‌های غارتگر فریاد می‌زند... دیگری اشک‌های تلخ چون آب رودخانه‌ی هلیه بر می‌ریزد... سومی به هیچ چیز توجهی ندارد، گویی لکی در میان میدان نبرد ایستاده است! همین‌ها معمای عجیبی‌اند که حتی اودین نیز در رازهایش نمی‌داند:)

شخصیتم خیلی عجیبه ؛ من عاشق تنهاییم ولی به شدت اجتماعیم یک اشتباه خیلی بزرگ که اصلا قابل بخشش نیست رو می‌بخشم ولی به چیزای کوچیک گیر میدم و روش وایمیستم یهو انقد میگم و میخندم که خودم تعجب میکنم یک وقت هم انقد ساکت میشم که حس میکنم ذهنم تهی از هر نوع فکریه اصلا نمیتونم تمرکز کنم یک کاری رو که نیاز به تمرکز داره رو درست انجام بدم اما میتونم ساعت ها به یک نقطه خیره شم و کل زندگیمو مرور کنم یا خیلی خجالتی میشم یا خیلی پررو یک وقت خیلی مهربونم دو دقه بعدش انقد جدی میشم که همه ازم میترسن هیچ دلیلی برای انجام یک کاری ندارم ولی انجامش میدم عاشق خودمم ولی از خودم متنفرم جوری قهقهه می‌زنم که دنیا صدامو می‌شنوه در حالی که دلم میخواد بشینم فقط گریه کنم اصن میدونین یک آدمیم که درکش نه تنها برای خودم بلکه برای کل دنیا سخته:)