Night Lords | HQ
Open in Telegram
The Night lords Hq is the first night lords lore channel Night lords novel channel : @Night_lords_hq_novel Owners : @kayvaan6 @The_Praetorian7 AVE DOMINUS NOX
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
281
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+630 days
Posts Archive
Part 2
گارد سیاه، چپتر وفادار اسپیسمارینها و از معدود جانشینان کمیاب ریون گارد در بنیانگذاری دوم است. آموزهی این فصل ساده و بیرحم است:
ضربه را زمانی وارد کن که نابودی دشمن حتمی باشد… و آن ضربه باید تمامعیار باشد.
برای گارد سیاه، «زیادهروی» یا «نیمهکاره» هیچ معنایی ندارد. هر جایی که قدم گذاشتهاند، چیزی جز ویرانی دهانههای آتش و شهرهای سوخته باقی نمانده. پیروزیهایشان به قیمت نابودی کامل هر آنچه پیش رویشان بوده، ثبت شده است.
بخش بزرگی از تاریخ این فصل، در گذر بیرحم زمان گم شده… اما سایهی نامشان هنوز روی دنیاهایی که سوزاندهاند، سنگینی میکند.
Warcry: Unknown
Founding:Second Founding
(31st Millennium)
Successors of
Raven Guard
Successor Chapters: None Known
Number:Unknown
Primarch
Corvus Corax
Chapter Master: Gherith Arendi
Homeworld:Unknown
Fortress-Monastery: Unknown
Allegiance
Imperium of Man
Colours
🦅Black, white and🦅
🐦⬛XIX🐦⬛
#chapter_introducing
#black_guard
#Gherith_Arendi #lore
گرث آرندی، محافظ سایهها و فرمانده گارد شخصی کوراکس، مردی که همه فکر میکردند جسدش در خاکستر قتلعام ایستوان پنجم دفن شده.
اما سرنوشت، بازی کثیفی با او کرد. بعد از آزادسازی اسکاراتو از دست خیانتکاران، دوباره به لژیون پیوست… ولی شک و بدبینی مثل سایه دنبالش بود. حتی زمزمه میکردند که شاید یکی از شبحهای الفا لژیون باشد، مثل آنهایی که در راوندلو دیده بودند.
اما حقیقت از خیانت هم سنگینتر بود: آرندی، در جهنم ایستوان، برادران سالاماندر و آیرن هند را بهعنوان طعمه رها کرد… تا کشتی فراری پیدا کند و خودش را نجات دهد.
با این حال، پس از پاکسازی اتهامات، دوباره به میدان برگشت. در قیام کاراندیرو، فرمان مستقیم کوراکس را شکست، و همان نافرمانی، جان پرایمارک را از چنگال هیولاهای بهبود یافته فابیوس بیل نجات داد.
بعد از آن، فرمانده «گارد سیاه» شد؛ واحدی تازهتأسیس که از دل محافظان سایه شکل گرفت. در نبرد یارانت، نیروهایش با او پیش رفتند… مثل سایهای سیاه که هیچوقت از شکار دست نمیکشد.
XIX
+1
#Alvarex_Maun
آلوارکس ماون، کاپیتان ریون گارد و استاد «سقوط از آسمان»، فرماندهای بود که همیشه از خط مقدم جنگ فرمان میداد. هر وقت نوبت به کوبیدن دشمن از مدار میرسید، خودش با اولین موج دراپشیپها به زمین میرفت و سرپل تهاجم رو با خون و فولاد تصاحب میکرد.
در ایستوان پنجم، ماون از عرشه تاندرهاوک شخصی خودش عملیات فرود رو رهبری کرد. وقتی کوراکس فرمان داد که زاغها از جهنم «اُرگال دپریشن» فرار کنند، آلوارکس با تاندرهاوکش خودش رو به قلب آتش دشمن زد تا پرایمارک رو بیرون بکشه. پرنده آهنینش زیر آتش سنگین دشمن از آسمون سقوط کرد، اما ماون با یک فرود کنترلشده، ارباب زاغها رو نجات داد… هرچند بهای این کار، زخمها و شکستگیهای خودش بود.
🐦⬛XIX🐦⬛
🦅Victorus aut Mortis.🦅
+1
#Ashen_Claws 🐦⬛
🟢part 1
در اصل «چپتر هجدهم» از لژیون ریون گارد بودن، تو دوران جنگهای اتحاد، جنگ بزرگ و هرسی هوروس، یعنی اواخر هزارهی سیام و اوایل هزارهی سیویکم.
چند هزار آستارتس رو شامل میشدن که تقریبا همشون کهنهسربازای تِران بودن؛ جنگجوهای قدیمی لژیون نوزدهم قبل از اینکه دوباره با پریمارک گمشدهشون، کوروس کوراکس روی دنیای دلیورنس تو دوران جنگ بزرگ متحد بشن.
بعد از نبرد دروازهی چهل و دو تو کمپین جنگ بزرگ تو خوشهی آکوم-سوتوس، بازماندههای اون حملهی تقریبا خودکشیگونه رو کوراکس جمع کرد و فرستادشون به بخشهای شمالشرقی ستارههای غول تا نور امپراتور رو ببرن به تاریکی مطلق بیرونی.
بعدها، امپریوم اونا رو یه نیروی رنِگید بلکشیلد میشناخت. ولی پنجههای خاکسترین خودشونو ادامهدهندهی راه جنگ بزرگ میدونستن؛ مسیری که الان تو خون و خاکستر غرق شده بود به یاد رویایی که با خیانت وارمستر هوروس تو ایستوان ۳ به کابوس تبدیل شد.
سرنوشت نهاییشون تو هزارهی چهل و یکم این شد که به یه دستهی اسپیسمارین رنِگید تبدیل بشن که هنوزم تو منطقهی ستارههای غول پرسه میزنن و سایهی مرگ رو پخش میکنن.
🐦⬛ XIX 🐦⬛
#chapter_introducing
+1
M42 #news 🐦⬛
اخبار جدید ریون گارد:
کیوان شرایک (kayvaan shrike) چپتر مستر قبلی ریون گارد گفته بود که اگر کسی لیاقت جایگاه او را داشته باشد مقام چپتر مستر را به او میسپارد اکنون Aethon Shaan این مقام را بدست آورده و چپتر مستر جدید ریون گارد میباشد.
صحبتای کیوان شرایک:
شرایک مدتی معتقد بود که ریون گارد به نمونهای متعادلتر از آموزههای مرموز پریمارک نیاز دارد، و این نشان از قدرت شخصیت خود شرایک دارد که به محض شناسایی چنین جنگجوی، با کمال میل کنارهگیری میکند. آن جنگجو کاپیتان شان است.
XIX 🦅🦅
ادامه.
مشارکت وفاداران: رپتورها، به همراه دیگر شاخههای وفادار مانند عقربهای سرخ و فرشتگان آتش، برای سرکوب شورش فراخوانده شدند. اهمیت استراتژیک: تخصص آنها در نفوذ، کمین و خرابکاری، آنها را به یک دارایی ارزشمند در تلاشهای جنگی تبدیل کرد. آنها به ویژه در مقابله با استراتژیهای جداییطلبان، مانند تاکتیکهای کمین جنگجویان مانتیس، مؤثر بودند. مداخلات کلیدی: رپتورها در نبردهای بزرگی مانند بمباران آتشین ساکریستان و حملات ویانیا شرکت کردند و به پیروزیهای کلی وفاداران کمک کردند. دوستی با عقربهای سرخ: یکی از جنبههای قابل توجه مشارکت آنها، دوستی نزدیک آنها با شاخه عقربهای سرخ بود. با وجود ترجیح عقربهای سرخ به حملات رو در رو و عدم علاقه آنها به تاکتیکهای مخفیکاری، آنها به تمایل رپتورها برای امتیاز دادن در امور سیاسی و رهبری احترام گذاشتند، شکستن محاصره: رپتورها نقش مهمی در حمله نهایی به باداب پریماریس و سقوط کاخ خارها ایفا کردند و در پایان جنگ نقش داشتند. اساساً، درخشش استراتژیک و اثربخشی رزمی رپتورها در پیروزی امپراتوری در طول جنگ باداب حیاتی بود.
#badab #raptors #lore
🐦⬛ XIX 🦅🦅
#lore #raptors #badab 🐦⬛
جنگ باداب شامل فرقهی رپتورز میشد، زیرا آنها در جبههی وفاداران علیه Astral Claws جداییطلب و متحدانشان میجنگیدند. رپتورزها که به خاطر مخفیکاری و مهارت تاکتیکی خود شناخته میشدند، نقش کلیدی در مبارزه با تاکتیکهای کمین جنگجویان مانتیس در طول این درگیری ایفا کردند. لایس ایزودان (چپتر مستر رپترز)، دوستی نزدیکی با کاراب کالن از عقربهای سرخ برقرار کرد و این نشان دهندهی توانایی رپتورزها در همکاری با فرقههای متنوع است.
XIX 🦅🦅
