en
Feedback
خواهر هری پاتر

خواهر هری پاتر

Open in Telegram

روزمرگی‌ها، زیبایی و زشتی‌ها ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=106192480 شاپ دست‌سازه هام: https://t.me/Akaycandle

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
428
Subscribers
+124 hours
+447 days
+17530 days
Posts Archive
دیگه کلی باهم صحبت کردیم و باهم بیشتر آشنا شدیم و من وااااقعا خوشحالم که کسایی رو دیدم‌که حرف مشترک باهم داشتیم🥰🫂 و با یه سری از سنت های شهرای مختلفم آشنا شدم البته و هی نیاز نبود بگیم خبببب دیگه چخبررررر

و البته که کلی تدارک دیده بودن 🫠❤️ خیللللی مهمون نواز و خوش انرژی بودن
و البته که کلی تدارک دیده بودن 🫠❤️ خیللللی مهمون نواز و خوش انرژی بودن

بعدش دوستامون رو دیدم که ازونا بودن که همون لحظه تو دلت میگی خدایا چقدر خوبن اینا 🥲 و خیلی خوشحال بودم که بچه‌هاام‌ چای‌خور
بعدش دوستامون رو دیدم که ازونا بودن که همون لحظه تو دلت میگی خدایا چقدر خوبن اینا 🥲 و خیلی خوشحال بودم که بچه‌هاام‌ چای‌خور بودن😎

اولین کارمون اونجا، گرفتن این گل برای دخترِ خوش وایب و خوشگلم بود 🥲✨
اولین کارمون اونجا، گرفتن این گل برای دخترِ خوش وایب و خوشگلم بود 🥲✨

خب قصه ی سفر امروز از اینجا شروع میشه که به لطف محدودیت تردد تهران، دو روز تبدیل شد به ۸ ساعت :)

نمیخوام برگردمممممم 🥲
نمیخوام برگردمممممم 🥲

البته تینا الان خیلللللللی لاغر شده و تغییر کرده
البته تینا الان خیلللللللی لاغر شده و تغییر کرده

من بهمن ۱۴۰۲ وارد دانشگاه شدم و باید میرفتیم خوابگاه خودگران حالا این خوابگاهی که مارو فرستاده بودن، نه حیاط داشت و نه محوطه ای و نه تهویه ی درست حسابی ای :) خلاصه که فقط یه سالن گنده بود و دورتادور اتاق یه آشپزخونه که همیشه کثیف بود :| البته اسم خوابگاه حسابی بود :): و سه تا دستشویی و سه تا حموم! (کنارهم) یه از خدا بی‌خبری هی میرفت تو این دستشویی‌ها، آثار برجسته ای به‌جا میداشت و میومد بیرون اتاق کناری هم یه دختری بود که هرروزِ خدا میرفت از این آثار عکس میگرفت و میذاشت تو گروه خوابگاه :))) اسمشو میذاریم بلقیس ینی میرفتی تو گروه یه عکس رو باز میکردی، میدیدی هنر یکی اونجاست :) آنچا گذشتی که ر طول چند روز اتفاق افتاده بود بهت لبخند میزد بعد یه شب من رفتم سرویس، برگشتم که مسواکم رو بردارم، دیدم یکی از دستشویی اومد بیرون و باز دستشویی کثیف مونده بود من نتونستم بشناسمش، چون اونجا خیلی با کسی کاری نداشتم خلاصه بلقیس اومد و رفت عکسشو گرفت و حالا ساعت ۱ شب گیر داده بود که باید اینو پیدا کنیم :))) از قضا، همون موقع یکی از هم اتاقی‌هاش هم اومد که مجرم رو پیدا کنیم و من فهمیدم این دختر ورودی مهر ۴۰۲ عه و من یه سری کلاسام باهاشون بود اون شب باهم آشنا شدیم و شدیم دوستای خوبِ هم :)))) دنیا خیلی ساده‌ست ما سر 💩 یه نفر باهم اشنا شدیم و هنوزم این خاطره رو هرجا میشینیم‌ میگیم خلاصه که در هر شری، یه خیری هم هست :))))

Repost from N/a
فائزه🌚

شما بگید: جالب‌ترین آشنایی‌تون چجوری بوده؟

رفیقم حاضره من چسناله کنم ولی حرف جدی نزنم پیشش :)))
رفیقم حاضره من چسناله کنم ولی حرف جدی نزنم پیشش :)))

دوستامم قطعا از یه دنیای دیگه‌ن 🫂 ببخشید خانم شما همیشه همین‌قدر باحال و مهربونی؟

۱۲ نفر پیدا شدن و پلاکت اهدا کردن 🥲 آدمای دل‌گنده کنارمون زیادنا :)

Repost from Nafisjournal
شرایط اهدای پلاکت رو از اینجا بخونید و اگه دوست دارید کاری برای کسی انجام بدید اهدای خون و پلاکت یکی از همون کارهاست. هرکس جان انسانی را زنده کند گویا جان همه مردم را زنده کرده است...

الان دیدم خیلی از بچه هاام گذاشتن... امیدوارم به‌خیر بگذره قطعا که خودتون میتونید بفهمید دلیلش چیه :) پس توضیح اضافه ای لازم نیست...

بچه ها دلیلش رو نمیدونم واقعا... ولی خیلی خیلی خیلی دارم میبینم که نیاز به خون و پلاکت زیاد بیان شده دیروز و امروز. اگه شرایطش رو دارید دریغ نکنید. مطمئنا مراکز تهران فردا باز هستن، میدونم ممکنه ترافیک اذیت کنه و محدودیت تردد باشه :) ولی کسایی که میتونن لطفا اقدام کنید❤️ شهرهای دیگه ام مراکز فعال تو تعطیلات دارن که میتونید با تماس متوجه بشید کدوم مرکز استان میتونید برید❤️ و اینکه، اگه نیاز به پلاکت دیدید لطفا دریغ نکنید :) شاید شرایطش یکمی دشوار باشه، ولی اینو بدونید که پلاکت رو باید همگروه تزریق کرد، مگر در شرایطی که واقعا بیمار بدحال باشه و بدنش نتونه تحمل کنه... هیچی عزیزتر از جون آدما نیست :) و هرکدوم ما عزیز کسی هستیم ❤️🫂

روش ایده ال ‌ ✍ Pedram
روش ایده ال ‌ ✍ Pedram