خواهر هری پاتر
Open in Telegram
روزمرگیها، زیبایی و زشتیها ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=106192480 شاپ دستسازه هام: https://t.me/Akaycandle
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
427
Subscribers
+524 hours
+1597 days
+17830 days
Posts Archive
Repost from N/a
قبل از این که جنگ بشه، هروقت حرفش میشد فکر میکردم اکه یه موشک بخوره دره ستارگان قشم… یا تنگه چاهکوه.. یا ساحل بنود… دیگه اینا وجود نخواهند داشت… جاذبه های طبیعی که طی صدها سال شکل گرفتن..
.
جنگ که شد، هر بار خبر میومد جایی رو زدن غصهی قشنگیهای ایران رو میخوردم که ندیدم و دارن خراب میشن، یا نسلهای بعدمون نمیتونن بیینن.
.
وقتی اتش بس ۱۰ روزه اعلام شد همون روز اولش به طاهره پیام دادم گفتم بیا بریم جنوب… پول ندارم خیلی هم امن نیست ولی میترسم دیگه نتونم برم.. میترسم هیچوقت نتونم بوشهر زیبا و سواحل پارسیان رو ببینم… ترسیدیم و نرفتیم.
.
الان هم با خوندن خبرها، با هر خبر انفجار، انگار یه چیزی هم تو قلب من به رعشه میافته.. میترسم با خبر بعدیش بخونم که ترکشای موشکا خورده به جاهایی که نباید…
روز ۳۶م جنگ بود، شنیدم که منطقه ی نزدیک یکی از دوستام حمله شده، پیام دادم که چطورید و اینا؟
گفت صداش بلند بود ترسیدیم ولی دور بود.
گفتم خداروشکر
خندید و به مسخره گفت خداروشکر؟؟؟
گفتم بابا بی انصاف ۳۶ روزه جنگه، مردم تهران ۳۶ روزه نه خواب دارن و نه زندگی، تو الان میگی یه صدا شنیدم و ترسیدم :)
میخوام بگم انگار تا بیخ گوش خودمون نباشه، نسبت بهش بیتفاوتیم
ولی جنگ جنگه... تخریب فیزیکی داره و آسیب روحی روانی...
همه ی ایران فقط تهران نیست
جنوبی که هرشب داره مورد تعرض قرار میگیره، همونجاست که خیلی از ماها با دریاش و مردمش و خاکش خاطره داریم.
جنوب قلب تپنده ی ایران و ایرانیه :)
لطفا اگه دوریم، بیتفاوت نباشیم...
حتی حس میکنم رسانههای حکومتی هم دیگه جوری که باید بهش نمیپردازن،
نمیدونم چقدر نزدیک و چقدر آسیبزا، ولی واقعا مردم دارن هرشب اون لحظات رو تجربه میکنن.
بخدا آدم نمیدونه به بدبختیهای خودش فکرکنه یا غصه ی مملکتی رو بخوره که انگار بیصاحابه واقعا :):
یکم غر حالا عیبی نداره🥸
از دیروز صبح ساعت ۶ بیدارم، و حتی ذرهای خوابم نمیاد :):
و سردردی که از ظهر شروع شده، حس میکنممممم داره به سمت میگرنی شدن پیش میره
ولی همچنان تنها چیزی که الان دلم میخواد پارک ارم و هیجان و آدرنالینه 😂
و یکم پیش در حالیکه داشتم از دست یه ملخ فرار میکردم که یه وقت نپره روم، یه سوسک رو زیر پام له کردم :|
و خررررچ صدا داد :))))))
و ده ثانیه بعدش یه آقایی بهم سلام داد و احوالپرسی کرد که اصلا نمیدونم کی بود، درواقع ایشون منو خوب میشناخت ولی من اوشون رو نه! چون حتی حال داداشام رو با اسم پرسید :))))
نمیدونم دارم پیر میشم و فراموشی گرفتم، یا دیگه آدمهای رندومِ اطراف اهمیتی ندارن 👀
Repost from ✨Andromeda✨
یه نکته هم بگم🤣🤣🤣
تار و پود یا مثلا گفت و گو اینا
واو عطف نیستن چون تو خودشونه
حالا یا بعنوان دانشجوی خوب تو ذهن این دو نفر هستم
یا بعنوان کسی که کار آموزشیش زیاده و هردفعه با یه چیز جدید مواجه میشه 😂😂😂
راستی کارت ورود به جلسه رو بردم مسئول آموزش فیزیوپات مهر بزنه، تشکر کردم گفت قربونت فائزه ی عزیزم
باید بگم که آقای حسینیزاده خدا هزار در دنیا و صد در آخرت بهت بده که انقدر هوای بچه ها رو داری.
این انسان واقعا برای من قابل احترامه
