خواهر هری پاتر
Open in Telegram
روزمرگیها، زیبایی و زشتیها ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=106192480 شاپ دستسازه هام: https://t.me/Akaycandle
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
431
Subscribers
+624 hours
+317 days
+17730 days
Posts Archive
فیزیوپاتم از اون دورههاست که تا خودت تجربهش نکنی، هرچقدر بقیه بگن سخته سخته سخته متوجه نمیشی چی میگن 👀
حقیقتش از اینکه هر هفته امتحان داشته باشیم خسته شدم دیگه 🫠
تقریبا یک سال و نیمه این روند داره تکرار میشه
و یه ماه و نیم دیگه مونده :)
/ تا اینجا رو تو بله نوشتم، بعد یادم افتاد تا تلگرام هست چرا اونجا؟ :) /
خلاصه که
چرا فشار این دوماه انقدر زیاااااد شد یهو...
فقط خیالم از این راحته که این تابستون که تموم بشه(که به خوشی تموم میشه ایشالا)، بعدش روزای خیلی خیلی خیلی بهتری تو راهه
رسیدیم به اونمرحله که دلم میگه بخواب، مغزم میگه درس بخون.
و چون آینده مهمتر از الانه، پس بریم درس بخونیم
نفیسه پارت گذاشته، با اون میخونم فعلا
+1
از بین همه ی بسته های هفته ی پیش که رفتن برسن به دست صاحبای نازشون، این دوتا بسته عجیب به جونم چسبید
انقدر دوستشون داشتم که آوردم گذاشتم جلو رو پای خودم :')
فردی به نام گرگعلی بهم پیام داده
و آموزش شمع سازی میخواد :)))
کاش اون لاک سیسیطورا رو کنار اسمت نمیذاشتی داداش
+1
دخترش میگفت سهلانگاری کرد و پشت گوش انداخت
و از امروز صبح ۱۴ !!! لیتر آب از شکمش خارج شده (منظور مایع آسیته)
و این بگ فقط تو ۲۰ دقیقه ای که ما بالاسرش بودیم پر شد...
عکس شکمشون رو نمیتونم بذارم، ولی بدون اغراق کمِکم اندازه ی ۶ تا هندونه میشد...
(عکسا با رضایت خوشون گرفته شده، و اجازه ی انتشار هم دادن)
تو دنیای موازی، قطعا من یه گلفروشم که یکمی تپلیه و همیشه بساط چاییش بهراهه و همیشه هم برگ گلایی که داره تمیزه🥲
مشکلم اینه که علاوه بر تنه، حتی آستینها و یقهام گشاد شده :)))
تو این عکسم سعی کردم از پشت جمع کنم زیر کولهم و با گشادترین شلوارِ ممکن بپوشم که خیلی به چشم نیاد
روپوشی که سه هفته قبل جنگ گرفته بودم، ،انقدر گشاد شده که دو نفر دیگه ام توش جا میشن :|
