امیر نوشت :)
Open in Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
Show moreIran151 601The category is not specified
273
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
272
Repost from امیر نوشت :)
روح ا… !
همه تقصیر تو بود!
ما زندگییمان را میکردیم
و سرمان در آخورمان گرم بود!
و هفتاد پشتمان
به نشست و برخاست تختها
سایه خدا بودن شاهنشاه
طعم چکمه انگلیس و روسها
جستجوی غذا
در پهن اسبها
عادت کرده بودیم!
ما باور کرده بودیم
آشپز آمریکایی
میتواند با رُیزرویز
مرجع تقلیدمان را زیر بگیرد
و ما
حق چِخ کردن سگش را هم نداشته باشیم!
ما عادت کرده بودیم
هر ماه
سهم وحشیبودنمان را بپردازیم!
و بیدردسر
دل به ” محمد رضا ” بسپاریم
که دستانمان را
به دروازههای تمدن متبرّک کند!
همه اش تقصیر تو بود، خمینی!
ما باورمان بود
آریا مهر سایه خداست
و خانها
حافظ ناموس ما
و دلمان خوش بود
به اسلامی
که با گریه بر زخمهای حُسینش
که سالها پیش
در کربلا مُرده بود (!)
بهشت را صاحب شویم
ما به عادت کردن
سالها عادت کرده بودیم
تا وقتی تو آمدی، خمینی!
و بیدارمان کردی
از خواب دوهزارساله
و مانند طفلان جاهل
در گوش پیرمردهامان
اقامه سردادی
که فقط خدا بزرگ است
نه خان و آریامهر
نه کارتر و گورباچوف!
و ما را
در بُهت آزادگیات فرو بردی
و از آن روز
خواب و خوراک مان ستانده شد !
بمب ها موشکها
فانتومها و ناوها
به جان خرمشهرمان افتادند و خونینن شهرش کردند
دهلران را به دلهره محکوم
و بُستان مان ! را به آتش کشیدند
و سر شش ماههها را
گوش تا گوش بریدند
و جوانهایمان را
به جرم “فریاد ” ، اسیر
سفرههایمان را به جرم قناعت
تحریم کردند!
امّا
تو وعدههایت صادق بود
ما جوانه زده بودیم
در خاک آزادگی
و هوای پاک کبریایی الله
و جان گرفته بودیم
به زمزمه لبانت که میگفت: ”میشَد”
آری
همهاش تقصیر تو بود خمینی !
وگرنه
ما عادت کرده بودیم
#کدیور
272
غافل از «عمق نگاه» تو به «چشمت» نگریست
چه کُند؟ خاصیت آینه سطحینگریست
اهل آبادی عالم همه ظاهربیناند
اگر این نیست چرا شهر پُر از جلوهگریست
دلفریبی و دلانگیز ولی ای دنیا
دلربایی مکن از من که دلم با دگریست
صیقل روح و تراشیدن قلب از دل سنگ
کار سرپنجۀ اشک است مگو بیهنریست
عاقبت در غزلم نام تو آمد ای عشق
نسبت من به تو چون لاله به خونینجگریست
#فاضل_نظری
272
Repost from سینوزیت | یا لثارات الخامنهای
یه جمله حقی بود میگفت اصلاحطلبا به نظام وفادار میمونن تا روزی که مطمئن شن فردای براندازی، اونی که تو راس میشینه خودشون باشن.
272
Repost from سینوزیت | یا لثارات الخامنهای
اتفاقی که داره میوفته اینه که موسوی و طیف رادیکال شده اصلاحطلبا دارن اون بدنهای که از اینور بریدن و شعورشون اجازه نمیده برن سمت پهلوی رو بر میزنن تا به عنوان یه آلترناتیو دارای بدنه اجتماعی مقبولیتدار معرفی بشن تا در کنار پهلوی و رجوی خودشونو به عنوان گزینهی پسا جمهوری اسلامی به قدرتهای خارجی عرضه کنن.
*این گزاره که آشوب، ریشه داخلی داشته بارها تو محافل داخلی بهش پرداخته شده.
272
Repost from دَوات✒️
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
✍فاضل نظری
@Davat_sums📜✒️
272
Repost from امیر نوشت :)
سر در گریبان
مو پریشان
چشم گریان،
با نسل ما دیوانه ها
بد کردی ای عشق...
#شایان_مصلح
272
این هدیه را اگر نپذیری کجا برم
جان است جان! اگر تو نگیری کجا برم
بخت مرا #سیاه چو گیسوی خود مخواه
موی سفید را سر پیری کجا برم
#فاضل_نظری
272
عباس معروفی رو عجیب دوست دارم مخصوصاً سمفونی مردگان و بعد سال بلوا
این گونه است در مطالعه سایر کتب داستانی میخوانی که از سیر داستان لذت ببری و تشنه پایان و کشف رمز و راز های داستان هستی؛
ولی عباس معروفی را باید مزه مزه کرد،
بعد از هر پاراگراف، لذت مطالعه اش زیر زبانت میماند، لحن شاعرانه و توصیف عمیق از عواطف و روابط انسانی اوج این شاهکار هاست،
توی متون عباس معروفی چیزی که کشدار و عمیق میشود داستان نیست داستان همان اول تمام میشود، احساسات است که عمیق میشود و این عجیب غریب قلمی است که انسان را انگشت به دهان وا میدارد،
اما
آنچه در مورد معروفی مرا اذیت میکند نه هنر ادبی او که ابعاد سیاسی او است... در کتب او چشمان رنگی و موی بور قداست دارند انگار که خدا خونشان را هم طلایی آفریده، شخصیت های تاریک داستان نیز گاها مسلمانان افراطی هستند...که البته ظرافت معروفی در پردازش این مسائل عجیب و غریب تمیز است،
در سمفونی مردگان ناجی همیشه اجنبی است!
حتی ایرانی ناجی نیز مسیحی و ارمنی است به راستی انگار در منظومه داستانی معروفی یک مرد مسلمان نیست که برای نجات قهرمان داستان، دست به دامن دختران ارامنه میشود...
272
نصحیت های مامانم وقتی بعد ۱۸ دی دوباره اومدم شیراز
کار سیاسی نکن
اینقدر کتاب داستان نخون
کمتر سراغ گوشی برو
درس بخون...
